🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام خوبی
خانمی گفتی بچه که نه ماهشه گفتی برای خنکی چی بخوری
گل بستانه نوروز
به نظرم بچه گلت ببر یه تب سنتی خوب تا زودتر خوب بشه شاید بدنش گرم باشه
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
سلام
دختری 8ساله که چشمش عفونت داره
از سرمه یا وسایل آرایشی نباید استفاده کنه
چای باید سرد بشه چشم بشورید
عسل کوه خیلی خوبه
باید با دستمال وآب ولرم خیلی آروم چشمهاش تمیز کنید
وزیر چشم ماساژ داده شود
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍂🍂🍂
پدربزرگم سیگاری بود؛
هر دفعه که میگفتیم بگذارش کنار پدرجان، برای قلبتان ضرر دارد این همه دود و دم! میگفت نمیشود، عادت کردم عزیزجان،نباشد نمیشود...
وقتی که مُرد هر چه به آن دکتر زبان نفهمش گفتم، قبول نکرد که نکرد؛ اصرار داشت علت مرگ را بنویسد گرفتگی رگ های قلب!
پدربزرگ را عادتش بود که کشت، وگرنه کدام آدم را دیدهای که از زور توتون بمیرد؟!
خر بود، حالی اش نمیشد که عادت ها هم گاهی آدم میکُشند...
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام. من عروس خانواده ای تک پسر هستم که شوهرم به شدت به خانوادش وابسته و حساس هست، که اگر من
ولی وقتی اونا با من بد رفتار میکنن هیچ کاری نداره و میگه ول کن تو بگذر. دیگه از دستش خسته شدم خیلی بهم زور میگه باید خانواده اش را بزارم روی سرم حلوا حلواشون کنم ولی دریغ از یه محبت که تو دوران بارداری برای من کرده باشن. چند روز پیش دعوای مفصلی به خاطر مادرش با هم کردیم به من گفت گورتا گم کن برو خونه بابات. فرداش اومده بهم میگه چرا اعصابم را خورد میکنی و شروع کرده باهام حرف زدن و خندوندن من ولی من هنوز مشکلم حل نشده نتونستم این حرفش را ببخشم، بهش گفتم تو به خاطر مامانت هر جور بخوای با من رفتار میکنی و من اصلا برات اهمیت ندارم که این جور باهام حرف میزنی و چرا بامن این طور میکنی دوباره باهام قهر کرد که تو به من میگی هر چی تو درمورد مامانم گفتی من وایسم تو را نگاهت کنم. اینقدر دلم به حال خودم سوخت که واقعا پابند چی هستم تو این زندگی.این زندگی طوری شده که خواهر شوهر و مادر شوهرم حکم هوو را برام دارن. هر حرفی خواهر شوهرم بزنه باید همون اجرا بشه و شوهرم حرف اونا بهتر قبول داره واگر اعتراض کنم که چرا هر چی اون میگه تو انجام میدی و نظر اون را برای همه چی میپرسی با هام دعوا میکنه. اگر دوستان دعایی چیزی بلدن که زبان شوهر بسته بشه و از شر مادر شوهر و خواهر شوهر تو زندگیم راحت بشم لطفا بهم بگید. به دوستانی هم که از دست مادر شوهر ناراحت بودن بگم تنها نیستید منم با شمام ولی تفاوتمون اینه من از دست کاراش ناراحت نیستم بیشتر از دست شوهری ناراحتم که با کاراش و رفتاراش باعث شده بهشون حسادت داشته باشم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍂🍂🍂
کمی #عاشقانه💕🍃
- سال شصت و نه بود مادر ، سرم
بو قرمه سبزی میداد و همچین تو
وجودم یه شیرزن کلهشق بود . .
مامانم هرچی حرص میخورد که
دختر ؛ این چه طرز حرف زدنه ،
این چه طرز رفتاره و هزار ال و
بل ، تهش من بودم و ترمی وجودم
که میگفت ! یه باره ترمی ، فقط
یک بارتو بارون و هوای سرد فریدون
کنار بدون چتر لج کردم با خودم و
بابام و رفتم میدون ترهبار .
بست نشستم دم حجره بابا ، که
آقاجون آخه قربونت برم .
زندگی منه اگر قرار بدبخت بشم
خب بشم ، اصلا سیاهبختی زندگی
تو این دهکوره است بزار سیاهبخت
تر بشم اونم اخم و تَخم که زندگی
کی برات بد بوده اینجا ?
آقات زیادی بهت گیر داده یا مامانت؟
روز به روز که کلهشق تر میشی .
پاشو برو خونه که این وصلت هیچ
جوره به ما نمیخوره پسر حاج قاسم
که اصلا . .
زیر لب هم که زمزمهکنان دیلاق و
بدرد نخور از دهنش نمیافتاد .
پسره حاج قاسم همون میثمِ من
بود همون که میون دشت چای عمو
هادی اومد و بهم سلام کرد منم
جیغ و داد که آهای پسرهی فلان
فلان شده نمیبینی روسری و چادر
سرم نیست؟
اون روز موهام رو باز کرده بودم و
با تارا میون دشت چای میدویدیم ،
کشم گم شد و تا چند ساعت دنبال
کش موهام بودم آخه اینقدر موهام
بلند بود که هیچ جوره نمیشد اون
هارو زیر روسریقایم کرد . .
سریع از اونجا دور شد ولی فهمید
که دنبال کش موهام بودم .
چند روز بعد دوباره آمد جلوم ایستاد .
منم اخم و دست به کمر گفتم چیه؟!
کاری داری با حاجی گفت نه با
خودتون کار دارم .
زیادی خجالتی بود کش قرمز رو
دستم داد و سریع دور شدانگار اون
روز یکی دسته دسته رگهای عشق
رو تو قلبم بافته باشه دختری خلق
کرده باشه که موهاش قد تمام
بدنم بلنده و عشق تا نوک انگشت
هاش جریان داره و یکی با کش
قرمز رنگ ، انتهای اون رو تو
موهام بسته باشه . .
انگار که اون همونی بود که تو قلبم
آروم آروم ؛ میون دشتهای چای ،
روزهای بارونی، فرار از میدون
ترهبار ، به وقت نون خریدن تا
نشستن پشت ایوان خونشون و
چراغ نفتی رو بالا آوردن تو نصف
شب ؛ ریشه به ریشه عشق جدا
کرده بود و بافته بود . رنگین ، از
هر خاطره دستهای و در آخر آن
کش قرمز انتهای عاشقانههایش
بود . .
از جام بلند شدم ، بارون شدیدتر
شده بود و دلم عنان از دست داده
بود و نگاه عسلی رنگم رو به هر طرف
میکشوند ، میون مغازهها و میوه
ها ، میون چترها و آدمها ، میون
شلوغی این روزها . .
یه ترمی بود و چادر که بند یه
دستش بود و نگاهی که به هر
سوی میرفت ترمی که موهای
خرمایی رنگش رو امروز با کش قرمز
بسته بود تا میثم ببینتش ، شده
همون نگاه چند دقیقهای که با پس
گردنی باباش به یه سوی دیگه کشیده
میشدندیدمش . .
کش قرمزی که هدیهی میثم بود رو
باز کردم و کف دستم نگه داشتم .
بارون شلاقوار روی سرم میبارید ،
ترمی دلش تنگ بود ، ترمی دلش
شده بود دو ساله ، پشت شیشهی
دلش آرزوی آمدن میثم میون بارون
رو میکرد . .
مادر نیامد ، سالها پشت بام خونه ،
میون بارون ، صف نونوایی ، دشتهای
چای ، میدون ترهبار و تکه پرونیهای
اهل محل ، راستش میثم هیچ وقت
نیامد . .
چند ماه بعد فهمیدم رفته شهر که
درس بخونه ، مادرش میگفت قرار
دختر از شهر واسم بیاره ، خوشحال
بود که عروسش شهریه میثم آمد
مادر ، شب عروسیش من دیگه اون
دختر کلهشق دست به کمر نبودم . .
ترمی کش قرمز بسته بود ، اما
دخترک درونش با دیدن میثم کنار
مریمش ریشه به ریشه خاطره جدا
میکرد ، با هر ریشه دستام موهام را
جدا میکرد قلب عاشق دیگه چیزی
از عشق نمیدونست ؛ کش قرمز
جدا شد و به زمین افتاد ترمی رفت
و قلبش رو ، حسش رو و عشقش
رو تو تار و پود یک کش قرمز جا
گذاشت و رفت . .
توی حیاط ایستاده بودم بارون
میآمد و موهام خیس خیس شده
بود چشمام رو بستم که صدا آمد .
کش قرمز رو الهه داد دستم ، گفت
ترمی دیگه مثل همیشه نیست
دلیلش تویی میثم ببخش ترمی . .
چشم باز کردم و کش قرمز رو
جلوم دیدم ، بهم گفت که ببخشم ،
بهم گفت که کش قرمز به موهای
خرمایی رنگت خیلی میآد گفت
بگیر به خاطر من دوباره بباف
موهات رو رفت ، سی سال میگذره
من ازدواج کردم ، الان نوه دارم کش
قرمزی که بهم داد هنوز توی
صندوقچهی اتاقمه ، ولی میدونی
مادر رشتهای که پنبه بشه دیگه
درست نمیشه موی بافته شده دیگه
خاطره نمیشه ، ترمی دیگه مثل قبل
نمیشه ، خاطرهها دیگه وصلهی این تن
‹ نمیشه ، راستش زلفون و یه کش
قرمز دیگه واسهی این دل ، عشق
نمیشه . . : )!🧡′🎼′ ›
خزاننظریکتاب دردپنهانی .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام
برا خانمی که بچش چشم درد داره
چای ایرانی دم کنه
کمی گرم باشه جوری که به سردی نزنه با قطره چکان یا قاشق تمیز تو چشمش بریزه
بعدبادستمال تمیز خشکش کنه
حوله تمیز را گرم کن روچشمش بزار
احتمالا چشمش سرما خورده شاید مال شکلات شیرینی عید هم باشه پس شیرینی هم نخوره
در مورد میگرنش روغن سیاهدانه به پیشانیش و گردنش بمال معجزه میکنه
من خودم با روغن سیاهدانه درمان شدم
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
سلام خدمت ماهی خانم گل میخواستم در مورد اون خانم که بچه اش چشمش چرک میکنه
به احتمال زیاد سرش سرده سرش با روغن سیاه دونه چرب کنه بعدشم بشوره یا اینکه شب که میخوابه روسری سرش کنه چون میگید میگرن داره سر پوشیده باشه بهتره با چایی سرد هم چشمش بشوره که انشالله بهتر باشه بچه تون واون خانمی که پاهای بچه اش هم میسوزه بچه ات چند روز آزاد بزار مرتب هم با آب عناب بشور بعدشم چربش کن اشکال ندارد بزار این چند روز جیش کنه آزادش بزار ببین بهتر میشه خیلی ناراحت شدم انشالله بهتر باشن
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
و همچنین در مورد اون دختر خانمی که با آقای ۴۲ ساله میخواد ازدواج کنه عاشق شده
ببین بزرگترین اشتباه رو میکنی اگه با این آقا ازدواج کنی اصلا فاصله سنیتون خیلی زیاده جای پدرتون هست بعداً به مشکل بر میخوری تو الان خیلی سنت کمه داری احساسی تصمیم میگیری صبر کن برو درست بخون دانشگاه رفتی اون موقع یه فرد مناسب برا ازدواج انتخاب کن نه الان امیدوارم موفق باشید
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
#ارسالی_اعضا💕🍃
#برمنتقم_آل_محمد_صلوااات
✨﷽✨
✍ آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) :
گاهی انسان یک دعاهایی میکند که به صلاحش نیست. آن حاجت را در دنیا به او نمیدهند، ولی در قیامت میدهند😍
➖ میگوییم:« خدایا این چیست؟»
میگوید:« در دنیا دعا کردی، صلاح نبود به تو بدهیم، اینحا دادیم😍 » ذوق میکند و میگوید:« عجب! کاش هیچ یک از دعاهای من مستجاب نمیشد و همه را اینجا به من میدانند، اینجا بهتر است. »خیلی وقت ها بچه به پدر و مادرش میگوید:« به من شیرینی بدهید»، ولی پدر و مادر صلاح نمیدانند. مثلا شام خورده، صلاح نیست شیرینی بخورد. مادری بچه اش را دوست دارد، طوری که لقمه را از دهان خودش برمی دارد و به بچه اش میدهد، ولی گاهی برخی چیزها که بچه به آن علاقه دارد، مادر میداند که به صلاحش نیست و آن را به بچه نمیدهد.مثلا غذای سرخ کردنی برای بچه ضرر دارد، مادر به او نمیدهد.
خدا هم اینگونه است. ما بعضی چیزها را از خدا میخواهیم که صلاح نیست به ما بدهد اما عقل ما نمیرسد که صلاح نیست! باید بدانیم که هرچه را خدا به ما داده، صلاح ما بوده است. به یکی داده و به یکی نداده است. به کسی که داده، صلاح بوده و به کسی هم که نداده، صلاح بوده است.
وهمیشه هنگام دعاا کردن وخواستن حاجت بگیم خدایا اگر به صلاح ومصلحت ماهست به ما بده...
خدا بهترین ها را نسیب دلهای مهربانتون کنه😘
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
خانمی که دختر ۹ ماهه ش میسوزه
آزمایش ادرار گرفتی از بچه شاید عفونت ادرار یا مدفوع داره
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
سلام در مورد دختر بچه ۹ ماهه که میسوزه
مایعات بیشتر بهش بده مثل اب سیب چای اب هویج تازه
نوه منم همین طوره فوری میسوزه وتاول قمز میزنه
مای بی بی از همه چی بهتره
ما چایی و اب هندوانه وسیب پرتقال میدیم
ولی تو چا ی نبات میندازیم که سردیش نکنه
املاح تو ادرارش که زیاد میشه
ادراش غلیظ میشه وباعث سوختن نوزادمیشه
الانم که غذا میخوره
قبل ۶ ماهگی این کمتره
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ماهی جون در مورد اون خانمی که پسر بزرگشون دیگه درس نمیخونه و بهونه گیری میکنه
به نظر من باید بهش حق بدن من خودم دختر ۱۵ ساله ای هستم که نوه و فرزند اولم و بعد من خواهرم تا یک سال و خواهر دومم ۸ سال و خواهرم سومم ۱۲ سال تفاوت سنی دارم من خیلی بو درسخوان و خوبی بودم آروم مهربون که همه ننراتم بیست بود اما از اون بچه و نوه اولی و مهر محبت سر هر بچه و نوه کم میشد تا آخرین خواهرم که من کلا افسردگی گرفتم و از نمره ۲۰ به نوزده بعد هم به ۱۸و نیم سقوط کردم و ۳ سال افسردگی کامل و خیلی خطر ناک گرفتم که به جسمم کلی ضرر وارد کرد به نظرم بیشتر از پسر بزرگشون مشورت بگیرند در انتخاب ها و بهش اهمیت بدن چون شاید اونها فکر کنند که آن عاقله و میفهمه اما بیشتر از پسر دومشان به محبت و دوست داشتن احتیاج داره من خودم کلی فرصت عالی رو از دست دادم و دیگه اون دختر سر زنده سرزنده نمیشم ♥️
منم باشم ZM
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام✋ ماهی خانوم عزیز،
خداقوت، باید بگم کانالتون معرکه است. 🤩
ودر مورد اون دوست عزیزی هم که چشم دخترشون عفونت داره،😕
چند سال پیش پسر منم دقیقاچشاش همینجور میشد چشمش قرمز میشد و ورم میکرد بعدش عفونت سفید مثل نخ از چشمش میومد بیرون، وقتی فوتبال بازی میکرد هم بدتر میشد
بردمش متخصص چشم، گفت دلیلش حساسیت غذایی هست، نباید خوراکیهای حساسیت زا مثل انجیر، انگور، خربزه، گوجه، بادمجون و... مصرف کنه وگرد وخاک هم واسه چشماش ضرر داره،
بهش قطره استریل چشمی هم داد ولی گفت بیشتر از حساسیته باید رعایت کنه.
دخترخانوم شما هم با احتمال زیاد به این خوراکیها یا گردوخاک حساسیت داره نذارین یه مدت مصرف کنه، از گردو خاک وجاهای آلوده دوری کنه... ایشاا... بهتر میشه.
واسه شماوهمه اعضای کانال آرزوی موفقیت وتندرستی دارم. 😍🌹
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
سلام خدمت ماهی گلی عزیز در مورد خانمی که گفتن چشم دخترشون عفونت داره
من دخترم وقتی دنیا اومد چشمش به شدت عفونت داشت یکی چشمش از اون یکی کوچیک تر شده بود وقتی گوشه چشمش ماساژ میدادم عفونت مثل اشک میریخت بیرون سه تا دکتر بردم همه قطره جنتیکس دادن اصلا تاثیر نداشت دیگه به دکتر دارو خانه گفتم قطره سیپلکس داد چهار پنج دفعه انداختم کامل عفونت خشک شد شش ساعتی یه قطره مینداختم بعد از دو دقیقه آروم گوشه چشم ماساژ میدادم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
خواهر خوبم زایمان اصلا ترس نداره
😍😍😍😍
چون تجربه زایمان نداری اینجوری فکر میکنی. زایمان یه امر طبیعی و خداخواسته هست.مطمئن باش اگر قابل تحمل نبود، خدای مهربون برای ما قرار نمیداد.
زایمان چه طبیعی باشه و چه سزارین درد خودش رو داره
اگر طبیعی باشه، آهسته آهسته درد شروع میشه و چون روندِ طبیعیِ بدن هست ، بدن خودش رو تطبیق میده .. درد آروم اروم به اوج میرسه و با تولد نوزاد درد کم و کمتر میشه و بزودی برطرف میشه. اگر هم دکتر تشخیص بده سزارین انجام میشه و یه درد آهسته و پیوسته ایجاد میشه و خیلی زود برطرف میشه.
البته و صد البته با اولین نگاه و صدای نوزاد دلبندت تمام درد و سختی ازت دور میشه و خیلی راحت همه چیز رو فراموش میکنی.
فقط یه توصیه میکنم🙃
از الان به همسرت بگو که نیاز به توجه و محبت چندبرابری داری .
هیچ مسکنی بهتراز آغوش همسر نیست.😊😇
ان شاء الله بهترین و راحت ترین زایمان رو تجربه کنی و نوزاد دسته گلت رو تو آغوشت بگیری و بوی بهشتی رو استشمام کنی..😍😍😍
برای منم دعا کن دوتا پسر گل بسر قسمتم بشه☺️☺️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام گلم
در رابطه با اون مادری که دختر خانمش چشمش عفونت کرده باید بگم
که من و پسر و دخترم هم همین طوری شدیم
من با دود خوبشون کردم
مخصوصا دخترم که وضعیتش بدتر بود
دود عنبرنسا یا همون کود الاغ من یه دونه از این اسپند دود کن های توری داشتم گذاشتم روی گاز خوب که سرخ شد یه دونه عنبرنسا انداختم توشو زمانی که شروع که به دود کرد گرفتم زیر فک دخترم کل صورتش دود گرفت اینقدر ادامه دادم که آب از چشمش اومد .
خداروشکر هم عفونت چشمش خوب شد هم گوشش.
یا حق
جهت سلامتی و تعجیل در امر فرج صلوات.
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
سلام ماهی گلی مهربونم برای اون خانمی که دخترش چشمش عفونت شدید داره
میتونه با چای سیاه مشت درست کنه وقتی دم اومد باهاش چند بار در روز چشمش بشوره
شاید حساسیت به چیز خاصی داره ببینه از چیه
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
سلام
برای آن دوستی که از عفونت چشم فرزندشان گفته بودند
من خودم در دوره بارداری عفونت شدید چشم گرفتم
در حدی که هر دو تا چشمم باز نمی شد
هر نیم ساعت یک بار قطره چشمی داشتم اما فایده نداشت
آن قدر شدید بود که دکتر گفت علاوه بر از دست دادن بینایی خودت احتمال نابینایی فرزندم هم هست
با مشورت طب سنتی مامانم عنبرنسا دود داد بعد از 24 ساعت توانستم چشم ها باز کنم و بعد از 3 روز عفونت کلا خشک شد
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882