eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.8هزار عکس
682 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام برای مادرگلی که خدابهشون دخترداده عزیزم اول اینکه بهت تبریک میگم بابت این هدیه ی الهی اسم کوثرهم جزو اسم های زیباومذهبی هست وبه معنای خیرکثیرهست من این خیرزیادروتووجوددخترم به خوبی حس کردم ومیبینم ان شاالله دخترتون زیرسایه ی پدرومادروامام زمان خوشبخت وعاقبت بخیرباشن 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🧿💙🧿 سلام خسته نباشی ماهی گلی خانم لطفا پیاممو بزارین کانال میخوام این حرفو به همه خانم ها بگم ازتون خواهش میکنم خیانت نکنین زندگیتونو خراب نکنین قدر زندگیتون بدونین من از زندگی خودم میگم ۱۲ ساله بودم بابام خیلی خوب بود مهربون بود نمیدونم چش شد بد فوت کردن مادربزرگم عوض شد خیلی بد شد بداخلاق شد کل روز با مامانم دعوا میکرد پنج سال بابام اذیت مون کرد به مامانم میگفتم برو طلاق بگیر وقتی بابا بهت چیزی گفت جوابشو بده نزار فک کنه ازش میترسی‌مامانم گفت ببین همه زبون دارن میتونن بحرفن ولی بعضی وقتا سکوت بهترین جوابه مامانم پنج سال تحمل کرد بد بابا مثل قبلا خوب شدبعضیاتون میگین برین طلاق بگیرین خب اونقد اسون نیس که ابروی ادم وقتی بره دیگ جمع نمیشه اونای که شوهرشون بهشون خیانت میکنع ببینین ما خودمون اونجوری میکنم که خیانت میکنن مثل نگرانی شوهرت چرا انقد تو گوشی هس ناراحت میشی زود نگو توگوشی‌چیکارمیکنی اخم نکن همیشه بخند برس بهش هیچوقت نزار بدونه که تو بهش اعتماد نداری شک داری مثل 😁 وقتی میخواین برین تو اینستاش بگو عزیزم ی دقیقه گوشیتو بهم بده میخوام این فیلمو ببینم بد ی لبخند رو لبتون برین توش نگاه کنین 🤫 نزارین بدونه هااااما هر چقد اعتماد داشته باشیم بازم باید تو گوشیش نگاه کنیم چیکار میکنه😉هیچ وقت هیچ وقت 🤨نگین اون دختر این زن خوشکل نیس هاااا اگه بهشون بگین میرن تو فکررررر 🙁این کارو نکنین ببخشد یکم طولانی شد 😁 البته اگه بگم زیاد میگم دیگ نمیگم سوتون درد نمیارم 😇☺️مـنم نیـلا ✨🌸 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام واسه اون عزیزی که گفتن نامزد سابقشون تهدیدشون میکنه عزیزم شما راحت میتونی ازشون شکایت کنی و حتی توی دادگاه میتونی بگی که به من دروغ گفتن تهدید کردند و کار غیر اخلاقی کرردندچون نه محرم شماس نه کس دیگه ای،پس نگو راه شکایت بستس و اینکه وقتی شما به عمت گفتی که این فرد اینا کارس پس میتونی با کمک عمت به خانوادت بگی که مزاحمت میشه و تهدیدت میکنه و کارت رو حل کنی امیدوارم واست مفید بوده باشه عزیز دل! 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 خانم زرنگ..... من یه استیک نوت رنگی دارم. همیشه نوشته های شاعرانه و عاشقانه رو روی کاغذ رنگی مینویسم و میزنم به دیوار. همسرم که میاد میخونه و ذوق میکنه. مثلا می نویسم: فرمانروا! ملکه در انتظار دیدار با شماست. لطفا شاد و پر انرژی وارد قصر شوید و مسائل مربوط به اداره امور و فرمانروایی و مالکیت را، پشت در بگذارید. باتشکر مشاور اعظم قصر شاه❤️ یه مدت دفترچم رو گم کردم، همسرم مدام می گفت: چرا نوشته نمیذاری برام😁😁 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 دختر ۱۷ساله ی دل شکسته سلام گلم. امیدوارم حال روحیت هرچه زودتر خوب شه. کاملا درکت میکنم. من توی سنین تو بودم تازه فهمیدم که عاشق پسر داییم شدم. اونم نسبت به من بی میل نبود. من که گاهی باهاشون بیرون میرفتم برام کلی خوراکی میخرید. هروسیله ای به مامانم اینا میگفتم بخرن اون زودتر برام میخرید. ولی من خیلی تو دار تر از این حرف ها بودم اصلا به رو خودم نمیوردم ک دوستش دارم. یا اصلا به اینکه چقدر بهم توجه میکرد اهمیت نمیدادم. تا اینکه خودش اومد بهم گفت من میخامت فولان از این حرف ها بعد گفت بیا شماره ی همم داشته باشیم... هرچی اصرار کرد شمارشو فقط سیو ها فقط سیو کنم من قبول نکردم. خیلی رک بهش گفتم من اهلش نیستم ک بیایی به بهونه ی سیو کردن شمارت باهام دوست شی بعد منو بین یه عالمه درد ول کنی بری. اونم رفت. تا چند ماه ازش خبری نداشتم تا که یه روز فهمیدم اومده با مامانم اینا صحبت کرده و منو ازشون خاستگاری کرده. چون هم مغازه داشت. هم خونه، ماشین؛ خانواده منم قبول کردن. الان ازدواج کردم. ولی هر وقت سر صحبت گذشته پیش میاد به من میگه من عاشـــــق غرورت شدم. عاشق اینکه بهم رو ندادی. اینکه باهام دوست نشدی و... فقط میخاستم بگم؛ اولا ک اصلا نباید باهاش دوست میشدی، الانم دیگه اشتباه گذشتتو تکرار نکن، نزار دوباره بیاد تو زندگیت خوردت کنه بره، خودت حال روحی خودتو خوب کن، یا حد اقل خودتو یه آدم شاد نشون بده، دیگه رل نزن تا بدون تو این کاره نیستی که هر وقت حوصلش سر رفت بیاد سروقتت ( اگه بهش رو ندی خودش دنبالت میفته)* امیدوارم خدا کمکت کنه گلم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍂🍂🍂 💍 قهر بودیم ، در حال نماز خواندن بود ، نشسته بودم و توجھی به همسرم نداشتم .. کتاب شعرش را برداشت و با یک لحن دلنشین شروع کرد به خواندن . ولی من باز باهاش قهر بودم؛ کتاب را گذاشت کنار و به من نگاه کرد و گفت : غزل تمام ، نمازش تمام ، دنیا مات سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد . باز هم بھش نگاه نکردم! اینبار پرسید : عاشقمۍ؟ سکوت کردم؛ گفت: عاشقم گرنیستی لطفی‌بکن نفرت بورز بی‌تفاوت بودنت هرلحظه آبم میکند! دوباره با لبخند پرسید : عاشقمۍ مگه نه؟ گفتم : نه! گفت : تو نه میگویی و پیداست میگوید دلت آری ، ك این سان دشمنی یعنۍ ك خیلی دوستم داری :)! زدم زیر خنده و روبروش نشستم دیگر نتوانستم به ایشان نگویم ك وجودش چقدر آرامش بخشہ .. بهش نگاه کردم و از تہ دل گفتم: خداروشکر کہ هستۍ ♥️:) روایت ِ : شھید عباس بابایی 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🧿💙🧿 عزیزان دوستمون به ایده های شما نیاز داره ....💕🍃 سلام ماهی جان خدا قوت خواهش میکنم داخل کانال بزارید از تجربه دوستان که چطوری از خدا یا برگزیده های خدا حاجت شون گرفتن چیکار کردن به مراد سوم رسیدن لطفا کمی حس آرامش و امیدواری بهم بدن من خیلی ضعیف شدم ولی قلبا عاشق خدا هستم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 💕🍃 تابستونی که دیپلم گرفتم زندایی رعنا بهم گفت برادرش ازم خوشش اومده و خوبه که یمدت بدون اطلاع دیگران باهم صحبت کنیم،تا اگه تفاهم داشتیم رسما بیان خاستگاری.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه_اعضا💕🍃 تابستونی که دیپلم گرفتم زندایی رعنا بهم گفت برادرش ازم خوشش اومده و خوبه که ی
روم نشد بگم ازش خوشم نمیاد و چون خونوادم به زنداییم خیلی علاقه و اعتماد داشتند قبول کردم با خودم گفتم چون زندایی بعنوان یه بزرگتر در جریانه اشکالی نداره و یکی دوبار به درخواست و دعوتش به خونه شون رفتم که داداشش هم اومده بود. زنداییم میرفت اشپزخونه و ما دوتا باهم کمی صحبت میکردیم.البته برادرش حرف میزد و تو همون دو جلسه مطمین شدم اصلا بدرد هم نمیخوریم،روزی که میخواستم به زنداییم بگم که نظرم منفیه،مادرم بهم گفت زنداییت زنگ زد و گفت برای برادرش بیان خاستگاری،شوکزده به مامانم نگاه میکردم... گفتم ولی من ازون خوشم نمیاد.مامان هم که انگار خودشم نظرش مثل خودم بود گفت فردا بهشون زنگ میزنم. همون شب دایی و زنداییم شب نشینی اومدند خونمون. همونموقع مامانم اروم بهش گفته بود جواب اکرم منفیه. زنداییمم نامردی کرد و توی جمع بهم گفت از داداشم خوشت نمیومد و باهم قرار میذاشتید؟ ناباورانه بهش نگاه کردم.دلخور و عصبی گفت اگه خوشت نمیومد پس چرا همون اول نگفتی تا برادرمم بهت دل نبنده. منم به مامانو بابامو داییم که متعجب نگاهم میکردند توضیح دادم جریان چیه. ولی بجای اینکه از زنداییم ناراحت بشن که چرا از اعتماد منو خودشون سواستفاده کرده از من دلخور شدند که چرا باخودشون مشورت نکردم.البته به مامانو بابا حق میدادم ازم ناراحت باشن. چند روز بعد تو کل فامیل پرشد که منو برادر زنداییم مدت زیادی باهم دوست بودیم. معلوم بود زنداییم از این حربه برای کوتاه اومدن من استفاده کرده.اما با تمام شماطتها و سرزنشهایی که از جانب خانواده و اقوام میشدم باز هم سرحرفم موندم و گفتم نه...چون با همین رفتار زندایی و برادرش فهمیدم ادمای دورو و نامردی هستند. این موضوع باعث شد اعتماد و اعتبارم رو بین همه از دست بدم. بعد ها فهمیدم پسر یکی از داییهام قرار بوده بیاد خاستگاریم اما بخاطر اون جریان عقب کشید و رفت خاستگاری خواهر زندایی رعنا. منی که هر سال چند تا خاستگار داشتم دیگه هیچ کس برای خاستگاری پا پیش نمیگذاشت... الان که سی و سه سالم شده هنوز مجرد هستم. واقعا نمیدونم بعضیا چطور میتونند با ابروی یه دختر که همه ی داراییش توی دنیاست بازی کنند. زنداییم که هیچوقت ازم نه عذرخواهی کرد و نه تلاش کرد تهمت هارو از روم برداره.فقط فهمیدم داییم چند بار بخاطر پخش اخبار تهمتهاش باهاش دعوای سختی راه انداخته بود .ولی ابروی ریخته ی من که با اون دعواها برنمیگشت. همه مشغول زندگیشون هستند درست مثل من.از زندگیم ناراضی نیستم گاهی با خودم میگم شاید حکمتی داره تنهایی من. اما اونی رو که باعث ریختن ابروم شد رو هیچ وقت نمیبخشم و منتظرم ببینم خدا چه تنبیهی رو براش در نظر گرفته و کی وقتش میرسه. 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 درمورد خانم جوانی که مشکل دیسک کمر داره عزیزم نگران نباش اول توکل کن‌به خدا، من خودم مهره های کمرم شکستگی و حتی سرخورده گی داشت و به دیسک بین مهره ای هم آسیب رسونده بود،جراحی سنگین شدم بعد سه ماه رفتم دانشگاه ارشد خوندم تو یه رشته بسیار مشکل هر روز از صبح تا غروب سرپا بودم، بعد شش ماه کاری پارت تایم هم پیدا کردم تا یکسال کار هم میکردم ، همزمان هر روز دانشگاه هم میرفتم و ازدواج هم کردم، بعد از سه سال کاملا به شرایط عادی و طبیعی یه خانم جوان برگشتم و باردار هم شدم البته دکتر میگفت یکسال بعد از جراحی میتونم باردار بشم من سه سال صبر کردم و با رژیم خودمو پانزده کیلو لاغر کردم القصه....با متخصص های مغز و اعصاب خوب مشورت کنید من دکتر علیرضا خسروداد رو بهتون پیشنهاد میدم تو گوگل سرچ کنید اطلاعاتش،بالا میاد نیاز به جراحی دارید حتما انجام بدید بامراعات و فیزیوتراپی های بعد از جراحی به مرور به زنده گی عادی، برمیگردید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
👵🏼❤️‍🩹🧓🏼 پیرمرد 85ساله تخت بغل پسرشو فرستاد خونه ،میگه کسی لازم نیست بمونه ،عکس‌ زنم تو کیفمه🙂💕 اینجوری پیر شدن قشنگه🥺❤️‍🔥
یه‌افسانه‌هست‌که‌می‌گه‌خورشیدوماه‌عاشق‌هم بودن‌وهمونمی‌تونستن‌ببینن‌برای‌همین ماه‌گرفتگی‌به‌وجوداومدکه‌اونابعدمدت‌ها دلتنگی‌بتونن‌هم‌دیگه‌رو‌ببینن : )!♥️🌘′🗝