مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام من یه دختر جنوبی ام هرموقع برام خواستگاری میومد ک دور بود پدرم موافقت نمیکرد ......
اخه من ته تغاری و عزیزبودم و چون شباهت زیادی ب مادر بزرگم(مادر پدرم)داشتم پیش پدرم و خانواده اش عزیز بودم..همیشه منو مادرم صدا میزد
تا میگفت از راه دور خواستگار داره مینشست گریه میکرد
تا اینکه از طریق یه نفری با جناب همسر آشنا شدیم برای ازدواج
همسرم همیشه عادت داشتن ساعت ده شب بخوابن ولی اون روز ک ب من پیام دادن منم متوجه نشده بودم اون طفلکس از ظهرش تا ساعت دو شب منتظر من بوده
ساعت دو شب اتفاقی رفتم دیدم پیام دادن
خلاصه ک باهم صحبت کردیم قرار شد من جوابمو فرداش بگم
منم از اونجایی ک تا صبح باهاشون چت کردم فرداش خیلی خوابیدم و اینم بگم( همسرم خیلی عجوله همیشه میگم مامانت تورو هفت ماه زاییده)ظهرش بیدار شدم دیدم پیام داده ک از این پیام ندادنت مشخصه جوابت منفیه باشه خداحافظ
دیگه کلی باهاش حرف زدم و قانعش کردم
خلاصه ک بعد یک هفته جون کندن و ریش سفید اوردن و رو این حساب ک همسرم طلبه و سید بودن دلش اروم گرفت و راضی شد و بعد یکی دوروز حرف زدن خانواده ها همسرم پدرشون تشریف اوردن ک ازمایش بدیم اگه جور شد مادرشون با خانواده تشریف بیارن
اون روز رسیدن وروز بعدش رفتیم ازمایش و جواب گرفتیم همون روزو عصرش پدرشوهرم صیغیه محرمیت بینمون خوند تا باهم راحت باشیم همون عصرم مادرشون اینا حرکت کردن
یکی دو روز بعدشم جشن گرفیتم و بعدشم منو بردن ب خونشون و چقدر خوش شانس بودم ک شدم همسایه حضرت معصومه س
یک ماه بعد ازدواجمون باردارشدم و الان دوساله ازدواج یه گل پسرم داریم
تو این دوسال منو همسرم بیشتر عاشق هم شدیم و مثل دوتا رفیقیم و چون تقریبا هم سنیم فقط چندماه بینمون فاصله س خیلی خوب همو درک میکنیم .🥰
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام
خیلی ناراحت شدم برای برادری که همسرش بهش خیانت کره 😔
برادرگلم اول خیلی دوستانه از همسرتون بپرسید کمبودش توی زندگی چی بوده که این کارو کرده بعداز دونستن علت همیشه یادتون باشه باهرکسی هرکسی زیادی صمیمی نباشید که خیلی به خانواده تون نزدیک بشن واینطور خیانت کنن
کم نبودن پیامایی که دوستامون گذاشتن که بافلان کس رفت وآمد زیادداشت وعاقبتش به روابط نامشروع رسید😔
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
دوست عزیزی که به اون آقا که خیانت دیدن میگی خیانت کن
عزیزم شما اگربلد نیستی مشاوره بدی سکوت کن یعنی چی شماهم خیانت کن
انگار یادمون رفته ((عالم محضر خداست))
اگر قراره آقاهم مثل خانم خیانت کنه چه بلایی سربچه ها میاد جدای اینکه زنا از گناهان کبیره هست
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
#ارسالی_اعضا 🍃
#یک_لقمه_کوچولو ❤
.
میگن مگه میشه یه پسر عاشق گل و گیاه باشه؟
و توی اتاقش گل داشته باشه و...؟
باید خدمتتون عرض کنم که اتفاقا این مردها هستن که عاشق چیزهای زیبا میشن..
مگه نه اینکه زیباترین مخلوق خداوند وجود ارزشمندیه به نام زن و همسر؟
مگر نه اینکه مرد عاشق و خواهان زن میشه؟
.
شاید بهتره اینجوری بگم مردهایی که عاشق گل و گیاه نیستن هیچوقت نمیتونن عاشق یک زن بشن..
شاید ازدواج کنن..شاید بگن دوستت دارم..ولی عاشق نیستن..
ازدواجشون دلایل دیگه ای داره 🙃🌸🍃
.
من معتقدم خلقت گل ها و خانم ها توی یک روز و همزمان بوده❤
.
حتی مولامون هم میفرماین:
إِنَّ المَرأَةَ رَيحانَةٌ ولَيسَت بِقَهرَمانَةٍ ، فَدارِها عَلى كُلِّ حالٍ ، وأحسِنِ الصُّحبَةَ لَها لِيَصفُوَ عَيشُكَ .
زن ، گُل است ، نه پيشكار . پس در همه حال ، با او مدارا كن ، و با وى ، به خوبى همنشينى نما تا زندگى ات باصفا شود
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
از دخترم بدم میاد ......😣‼️
سلام ماهی گلی جان.ممنون ازکانال خوبتون. توروخدا به من کمک کنید.من خیلی عصبی هستم.یه دختر دارم۶ سال ونیمه کلاس اوله.امامتاسفانه هیچی بلد نیست همش باید دعواش کنم بزنمش.برای درس نخوندن.ازمدرسه بیزاره.نه تکالیفش مینویسه نه درس میخونه یعنی امشب اینقد زدمش سر درس ریاضی که صدام گرفته.بسکه داد زدم.وقتی میبینمش میگم تقصیر خودمونه بی احتیاطی کردیم همش عادت کردم با بچه ها مقایسه کنم.نمیذونم چرا.اصلا دوس نداره خونمون بمونه همش شبا خونه مامانم میخابه.ببخشید طولانی شد.ممنون میشم راهنمایی کنید من الان چه کنم با اعصابم وبا درس نخوندن این
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#تجربه_اعضا 💕🍃
#اعتما_غلط
من بچه اخر خونواده بودم وقتی سوم راهنمایی بودم یه خواهرمو یه برادرم دانشجو بودند و یه خواهرم تو یه شرکت حسابدار بود و برادر بزرگم مدیر عامل همون شرکت.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه_اعضا 💕🍃 #اعتما_غلط من بچه اخر خونواده بودم وقتی سوم راهنمایی بودم یه خواهرمو یه براد
مادر و پدرم دیگه حال و حوصله ی رسیدگی به منو نداشتن در واقع بیشتر تحت تربیت خواهرام بودم تا مادرم.
برای همین همیشه خیلی زودتر از سنم با مسایل روز اشنا میشدم.اونزمان هنوز گوشی زیاد باب نشده بود.
اما با گوشی خواهرام میرفتم توی تلگرام.
خواهرم معمولا گوشی رو باخودش دانشگاه نمیبرد .
و من هم که همیشه شیفت عصر بودم صبح از فرصت استفاده میکردمو با گوشیش توی تلگرام چرخ میزدم.
یروز اشتباها به یکی از هم دانشگاهیای خواهرم که از قضا پسر بود پیام دادم اونم بلافاصله جواب داد.عذرخواهی کردم و گفتم من خواهر کوچکش هستمو اشتباهی فرستادم .چند تا سوال پرسید که از سر نادونی همه رو جواب دادم منم که وراج و پرحرف در واقع خودمو معرفی کردم و همه ی زیر و بم زندگیم رو گفتمو گفتم و اینکه اصلا علاقه ای بدرس خوندن ندارم و به اجبار خواهرام درس میخونم.
خودشو دانشجوی مهندسی معرفی کرد و گفت همیشه دوست داشتم با دختری ازدواج کنم که شاد و شیطون و سرزنده باشه..
.
گفت تو دخترای دور و بر وحتی تو دانشگاه چنین دختری رو پیدا نکرده.گفت که از حرفات معلومه تو این ویژگیهارو داری.
گفت من مثل بقیه تحصیلات برام مهم نیست مهم شعور و شادابی طرفه.
نمیدونم چرا خیلی راحت باهاش صمیمی شدم و قند بود که توی دلم اب میشد .
گفت فعلا به کسی حتی خواهرت چیزی نگو و اجازه بده یکم باهم اشنا بشیم.
👇👇👇👇👇ادامه دارد....
مَــــــــنِ آرام💜✨
مادر و پدرم دیگه حال و حوصله ی رسیدگی به منو نداشتن در واقع بیشتر تحت تربیت خواهرام بودم تا مادرم. ب
🍂🍂🍂
منم که بی جنبه عقده ی حقارت و خود کم بینی داشتم بس که همیشه دیگران بهم دستور داده بودند حالا حس میکردم یکی پیدا شده منو قبول داره با همین ویژگیهام .
من احمق با خودم میگفتم که چه زرنگی هستم من .که از خواهرام جلو زدم و بدون سختی و درس خوندن میخوام عروس بشم.
هنوز خوب عقلم نمیرسید و نمیفهمیدم همه ی سختگیریهاشون بخاطر اینده ی خودمه
دیگه چند وقت بود که صبحا تو اتاق کتاب و دفترامو میریختم دورم که مادرم فکر کنه درس دارمو کاری باهام نداشته باشه.
بعد چهارساعت تمام با رامین که فکر میکردم بزودی همسرم میشه چت میکردم از هردری میگفتم.
پدرم فروشگاه لوازم خانگی داشت و وضع مالی خوبی داشتیم.هرروز امار همه ی کارای خودمو اعضای خونواده مو بهش میدادم.
یروز بابا داشت درمورد دزدگیر فروشگاهش میگفت که خراب شده و از نمایندگیش قرار شده دو سه روز دیگه بیان برا تعمیرش...
برای همین پدرم خیلی ابراز نگرانی میکرد و به شاگردش سپرده بود این چند شب اونجا بخوابه و کاملا حواسش به همه چی باشه.
منم تو حرفام طبق معمول همه چی رو به رامین گفتم...
اونروز برخلاف همیشه زود خداحافظی کرد
همون شب از اگاهی به پدرم زنگ زدند که به فروشگاه دستبرد زده شده و سارقین دستگیر شدند.
نمیدونی چه شبی بود ..
چند روز بعد متاسفانه پای منم به جریان کشیده شد.
👇👇👇👇👇ادامه دارد.....
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍂🍂🍂 منم که بی جنبه عقده ی حقارت و خود کم بینی داشتم بس که همیشه دیگران بهم دستور داده بودند حالا
🍂🍂🍂
بله دوستان درست حدس زدید رامین بهمراه دوتا از دوستاش از خرابی دزدگیر فروشگاه بابام سواستفاده کرده بودند و رفته بودند دزدی.
و خوشبختانه شاگرد بابا با برادرش اونجا خوابیده بودند که با ورود دزدها وقتی دست و پای شاگردش رو میبستند برادرش مخفیانه لابلای لوازم فروشگاه پنهان شده بوده و با پلیس تماس گرفته.
بعد هم رامین در اعترافاتش گفته که همه ی اخبار جدید رو از من گرفته
منم مجبور شدم همه چی رو به خونواده م بگم.
بعد هم فهمیدم اون شماره قبلا برای یکی از دوستای خواهرم بوده اما بعدا به برادرش واگزار کرده.
و منم فکر کردم هم دانشگاهیشه .اونم گولم زده بود و گفته بود دانشجویه و بیست ویک سالشه
در صورتی که حتی سیکل هم نداشت و با بیست و نه سال سن یه علاف بیکار و اویزون بوده😭
.
ابروم پیش خونواده م رفت و این موضوع باعث شد تا چند سال دیگه بهم اعتماد نکنند و سرکوفت اون افتضاحی که ببار اوردم تا سالها رو سرم باشه.
منم اجبارا همه ی تلاشمو کردم که درس بخونم و الان که برای خودم معلمی شدم و چند ساله تدریس میکنم با بیست و شش سال سن و داشتن یه پسر سه ساله هروقت یاد اون دوران میفتم شرمنده ی خونوادم میشم.
خدا منو خیلی دوست داشت که همون شب دستگیر شدند وگرنه اگه پدرم متضرر مالی میشد من هیچ وقت نمیتونستم خودمو ببخشم.
امیدوارم خونواده ها بیشتر حواسشون به نوجوونها باشه و اونها رو با اکاذیب و مشکلات فضای مجازی حتما اشنا کنند و بعد اون رو در اختیارشون بگذارند.
پایان.
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ممنون از کانال خوبتون این پیام واسه این خانم که دخترش درس نمیخونه
الان که دیگه اخر سال زیاد خودتو عصبانی نکنید این اخر ها ولی خودتون میتونید بهش جایزه بدی خونه یا سرکلاس فرق نمیکنه یا به معلمش بگی که شاید از معلم ترس داشته باشه که باهاش تند حرف بزنه منم دخترم همین جوری شده بود پدرش خیلی اعصبانی میشه ولی من به معلم گفتم درست شد خودم هم از اول سال تا الان خیلی تشویقش کردم ساعت ها میشینم درس نشونش میدم از معلم بیشتر یادش دادم
واینکه بچه روکتک نزن بخاطر این که شما باهاش بد شدی مادرتون بهش محبت میکنه بچه باید بهش محبت کنی نه کتک بزنی دخترت مشکل اعصاب پیدا میکنه یا خدا نکرده بیماری ام اس میگیره
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ببخشید مشکلی هست که پیامای منو تو چنل نمیزارید؟😂
خطاب به اون خانمی که با دختر ۶ سالش مشکل دارن سر درس
خب عزیزم با این رفتاری که شما با بچه دارید طبیعیه از مدرسه بیزار باشه و نخواد خونه بمونه
اون فقط یه بچه ۶ یا ۷ سالست نباید انتظار داشت در حد یه پروفسور اطلاعات داشته باشه بچه جایی کشیده میشه ک محبت ببینه
1_سعی کن رابطتو باهاش درست کنی چند روزی بیخیال درس و مدرسه شو و باهاش خوش بگذرون
2درس و شروع کن و با تشویق و بازی و جایزه تحریکش کن به درس خوندن
3 بهش حس امنیت بده ن اینکه هی بری بیای بزنی تو سر بچه
منم بودم از خونه فراری میشدم درضمن استعداد همه تو درس خوندن نیست بهتره خودتو درمان کنی
#ماهی
عزیزان حجم پیام ها بالاست تا همه رو بزار یکم دیر میشه☺️💕
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882