eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
41هزار عکس
688 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 دخترخانم ۱۸ ساله ی که پسرعموشو دوست داره عزیزم شایدبه چشم دخترعمو دوستون داشته باشه اما بنظر مو پسرعموتون یه آدم هواسبازیه هرچندوقتی بایکی دوست میشه بین دونیمه ی دوستی هاش یادتو میافته کلا فراموشش کن چوو بدرد زندگی نمیخوره 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام برای خانومی که بچشون درس و تکالیف انجام نمیده و پیششون نمیمونه اولا که یک سوالی رو میپرسم ازتون پیش خودتون پیداش کنید زمانی که شما شاغل میشید و علاقه ایی ندارید بهش ولی مجبور به رفتن و پول در اوردن هستین براتون کسالت بار میشه حالا از این طرف همسرت هعی بزنه تو سرو کلت یا دادو بیداد کنه که برو بیشتر کار کن چرا خسته میشی چرا غرغر میکنی چرا اضافه کاری برنمیداری که پول بیشتر دربیاری؟؟؟ از سرکار رفتن خسته نمیشی ؟دلت نمیخواد دیگه ادامه بدی غیر اینه؟(این سوال رو مفهومش رو درک کنی متوجه منظورم میشی) من این مثالی که زدم برای سرکار بود ولی خوب با بچه ایی که مدرسه میره و از پایه براش ذوقی نباشه هدفی نباشه و براش کسل کننده باشه مدرسه هیچ فرقی نداره حالا بچه ای شما این مدلی از مدرسه دل خوشی نداره بعد شمام هعی دادو بیداد راه بندازی کتکش بزنی دیگه واویلا همسرم روانشناس هستن میگن که زمانی که پدر و مادر کودک بچه رو نباید بزنن چه حالا برای درس چه غیراز اون چه بسا که اگر کتک کاریشون بود مخصوصا برای درس باااید نگران اون پدرو مادر شد که از نظر روانی و عصبی مشکلی دارن و باااید درمانشن و پیش مشاور برن خانوم میگی بچم دوست داره بره همش پیش مادربزرگش (همش تو خونه جنگ و دعواست محیط نااروم بچه عقل خوبی داره که میخواد دور باشه )نکنه انتظار داری بمونه پیش تو و همش کتک بخوره و داد و بیداد بشنوه؟ چقدرر خوبه بچت دور باشه از تو تا به خودت نیامدی و پیش مشاوره نرفتی میدونی چرا؟چون باید به طور خیلی جدی به فکر اینده وحشتناکی که براش پیش میاد بشی با این محیط نااروم و خونه گریزی که براش ساختی یک راه داری عزیزم باید بری پیش مشاوره و بر اعصابت مسلط بشی وگرنه اینده ایی برای بچت ایجاد میکنی واقعا وحشتناک ای کاش اگاه بودی از تاثیراتی که روش میذاری ای کااش هروقت به اعصابت مسلط شدی و اروم محیط خونه رو اروم بکن و شادی با بچت صمیمی بشو رفته رفته خودت بهبودی درسش هم میبینی امیدوارم به خودت بیایی و زندگی رو زیبا کنی نه سخت 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 سلام به همگی برای مادر عزیزی که دخترشون راکتک می زنند گلم توراخدا دخترتون راکتک نزنین بچه گناه داره به خدا بچه های ماهم تودرس خواندن اذیت میکنن شما تنها این مشکل راندارین دختروپسر منم همین طور هستند 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام مامان امیر عزیزم خداقوت ان شاالله خداوند بهترین هارو برات رقم مرد خائن لیاقت زن پاکدامن و نداره شما باخدا معامله کنید شک نکنید عافبت بخیر دنیا وآخرت هستی🌹🌹🌹🌹 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام مهنا جان برای خواهرمون که پریود نامنظم داره وترس از بارداری در آینده خواهرم هیچگاه بر اینجور مسائل که مربوط به ایندت میشه خود درمانی نکن برو پیش دکتر زنان مشکلت بگو بوگو برات سونو بنویسه شاید دور از جونت کیست داشته باشید اینجوری حتی اگه دکترت بگه که طبیعی هست ومشکل نداری چیزی از دست ندادی واگه خدای نکرده مشکل باشه تا زوده جلوش گرفته میشه 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 سلام ماهی خانم عزیز خطاب به خانمی که دوره پریودی شون نامنظم هست دیر به دیر پریود میشن خانم عزیز شما ابتدا پیش یه متخصص زنان برید بررسی بشین ممکنه شما کیست داشته باشین که با دارو درمان میشید سر خود درمان خانگی نکنید موفق باشید 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 سلام درجواب اون خانم که دخترش را بخاطر درس نخوندن کتک میزنه بگم دختر من روانشناس کودک ونوجوان هست ومیتونه کمکشون کنه اگر میخواند شماره بهشون بدم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام طور خدا پیام منو بزارید ط گروه من باشم فاط ۱۷ سالمه فقط ببخشید که این طوری حرف میزنم ، یع مدته ، البته خیلی وقته از دهنه واژنم یه آب سفید غلیظ چسب ناک بیرون میکنه نمیدونم علتش چیه میشه کمکم کنید البته اینم بگم من مجرد هستم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام عزیزان من یکباردیگه این سوال روپرسیدم ولی دوستان هیچ کدوم جواب منوندادن نمیدونم شایدم واقعاهیچ کس چیزی نمیدونست ولی حالااگه کسی خوندویادداره لطفاجواب بدین خواهش میکنم ممنون ازتون خواستم بگم من سه تاپسردارم ومیخوام دوباره اقدام کنم برای بارداری اگه ازدوستان کسی میدونه راهنماییم کنین برای دوقلوشدن ودخترشدن بچه هاچی بخورم گیاهی باشه یاازنظرتغذیه ای یاشب تخمک گذاری برای دخترکی هست چون همسرم دوست ندارن برم دکترداروبخورم قبلاازراهنمایی ولطف شماعزیزان ممنون خداخیرتون بده وبهترینهارونصیبتون کنه🌺 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سال‌ها پیش تو یه خانواده متوسطه روستایی دنیا اومدم تک دختر بودم و سه برادر بچه آخر و تهتغاری بودم خیلی عزیز بودم پدرم کشاورز بود
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #زندگی #من سال‌ها پیش تو یه خانواده متوسطه روستایی دنیا اومدم تک دختر بودم و سه برادر بچه آ
مین نداشتیم و رو زمین ای مردم کار میکرد ما بهش میگفتیم (زارع مالکی) یعنی زمین مال مردم کشاورزی وکشت مال بابام بود بابام مرد خیلی خوبی بود عاشق مامانم بود برادرام به بابام کشیده بود سخت گیر و بیش از حد غیرتی منم که دختر آخر بودم وتک دختر من تعریف از خودم نباشه دختر خیلی زیبایی بودم قد متوسط موهایی قهویی روشن تا پاین باسن م بود پستسبزه مایل به گندمی ابروهای پر مشکی وچشمهای درشت کشیده وعسلی دماغ خوش فرم و به قول مامانم لب غنچه ای بودم همیشه به خودم می‌رسیدم آرایش کردن رو دوست داشتم البته دور از چشم برادرام تقریبا تمام پرسهای محل از ریز تا درشت عاشقم بودن تو عروسکهای روستا همیشه شیک پوش وزیباترین بودم جوری که همه چشمها به سمتم می‌چرخید یک روز تو یکی از عروسها روستا که عروس هم از دوستها ی نزدیکم بود یکی از دوستان برادرم منو دم در دید اون موقع از نظر من قیافه معمولی داشت ولی ثروت مند بود تو یک لحظه هم من وهم اون عاشق هم شدیم.... و این شروع بدبختی‌های من بود به هر بهونه ای میومد خونمون تا به بهونه داداشم منو ببینه من هرموقع تازه یه مبایل ساده خریده بودم که از طرف خواهرش شمارمو گیر اومد واولین پیامک این بود ( خیلی دوست دارم) منم نوشتم منم همینجور تقریبا یک سال تلفنی باهم بودیم و من خواستگارانم رو یکی بعد دیگری رد میکردم اون دیگه خسته شده بود و جریان رو به داداشم گفت و داداشم جواب رد داد و باهاش قطع رابطه کرد هرروز واسطه میفرستاد در خونمون ولی نه پدرم نه برادرام راظی نبودن چند بار بخاطرش تو رو خانوادم وایسادم ولی در عوض اونا هربار یه کتک مفصل منو میزدن..... سالها از رابطه پنهانیمون گذشت من و اون روز به روز عاشقتر می‌شدیم دیگه اون به حدی بهم وابسته شده بود که حسابی روم حساس شده بود به همه کارهام گیر میداد همش بهم میگفت اینجا نرو اونجا نرو با این حرف نزن ازاین حرفا.... تا این که دوباره سرو کله خاستگارا پیداشد... پسر عمم اومد رد کردم بعدش پسر خالم اومد همون شب عشقم شنید اومد در خونه سرو صدا داد برادرام منو کتک زدن گفتم باشه قبول میکنم .....گوشیمو هم ازم گرفتم ....چندماه گذشت به سختی میتونستم ببینمش چند روز قبل از عقد با پسر خالم بود که گوشیم رو داد مامانم فوری بهش زنگ زدم اونم بهم گفت چند روز دیگه هرچی دارم رو می‌فروشم وباهم فرار میکنیم منم قبول کردم...روز موعود رسید یک روز قبل از عقدم میخواستیم بریم که من جا زدم وگفتم میترسم بیام منصرف شدم گفتم نمیشه پیرامون میکنن و هردومون رومیکشن.... اونم گوشی روم قت کرد روز عقدم بود نامزدم اومد دنبالم رفتم آرایشگاه مثل عروسکهای اماراتی شده بود قیافم هیچ کس نمیتونست ازم چشم برداره حتی آدمهای مسن.... عاقد داشت سیغه عقد رو میخوند منم همش تو دلم تو مغزم به عشقم داشتم فکر می‌کردم کا الان کجاست و چکار مکنه دفعه سوم بود که عاقد همش میگفت وکیلم من ساکت که یهو با صرفه پدرم به خودم اومدم اون بعله لعنتی رو گفتم... ومن عروس خالم شدم از عشقم خبر نداشتم تا یک ماه روز عروسیم بود من تو ماشین شوهرم بودم شوهرم مرد خوبی بود ولی اخلاقش مثل داداشام بود... من تو ماشین بودم زیباترین عروس شهر وروستامون شده بودم توی مسیر تالار تصادف کوچیک شده بود همینجور که رد می‌شدم ماشین آشنا بود اون ماشین عشقم بود که رکاب به رکاب من میومد که زده بود به یه ماشین نمیدونستم چکار کنم داشتم از ترس اینکه چیزش شده بود یانه سکته می‌کردم حالم خوب نبود... رسیدم به تالار همه فایل دورم بودن رو جایگاه عروس نشسته بودم گوشیم همراهم بود فوری تو ی یه فرست مناسب تماس گرفتم وانم مثل همیشه گفت جونم عشقم خدایا این صدا داشت از درون آتیشم میزد گفتم من دیدمت طوریت نشده گفت نه عشقم امشب عروسی عشق منه زیباترین دختر منتطقه.... وهمش پشت گوشی داشت گریه میکرد منم همنجور منم گوشی رو قت کردم تا آخر مراسم ناراحت نشسته بودم جوری که اینگار تو این دنیا نبودم مراسم تموم شد منم شوهرم رفتیم تو اتاقمون اما نميتونستم اجازه بدم کسی غیر عشقم بهم دست بزنه و نزاشتم اونشب گذشته یک هفته به بهونه های مختلف مانع کارش شدم تا یک روز به عشقم تماس گرفتم ازش آدرس خواستم هرچی پول والا داشتم برداشتم و رفتم پیشش.... اونم منو قبول کرد واز خونه فرار کردم رفتم چند ساعت که پیشش بودم گوشیمو روشن کردم که به مامانم زنگ بزنم که ردمون رو زدن وپیدامون کردن منو تحویل شوهرم دادن ولی اون از هیچی خبر نداشته بودوخالم بازیافت های خودش مخفی کرد.... چند روز گذشت و همه چیز به روال عادی خودش بود که دوباره فرار کردم اصلا طاقت دوریتو نداشتم ولی عشقم اون مردی که من عاشق شده بودم تغیر کرده بود منو به برادرم تحویل دهد ومن نا امید از همه جا برگشتم خونه و به مامانم قول دادم که د 👇👇👇👇👇👇ادامه.......
مَــــــــنِ آرام💜✨
مین نداشتیم و رو زمین ای مردم کار میکرد ما بهش میگفتیم (زارع مالکی) یعنی زمین مال مردم کشاورزی وکشت
یگه زندگی کنم آخر مامانم به خاطر من دچار شک اسبی شده بود سالها گذشت و من با شوهرم زندگی خوبی داشتم الارغم اینکه از اولش همه چیز رو می‌دونست ولی بخاطر من هیچ وقت به رو خودش نیاورد دوتا پسر زیبا به دنیا آوردم و مامانم روز به روز حالش برتر میشد مامانم به سرطان خون مبتلا بود من عاشق مامانم بودم و شبو روزم شده بود پرستاری از مادرم..... یک روز تو کوچه اتفاقی عشقم رو دیدم و من همو حس قدیم رو بهش داشتم ولی اون حتی نیم نگاهی بهم نکرد یک لحظه از خودم تنفر پیدا کردم که من چرا عاشق این شدم عشقم یک طرفه بود همچین یادم اومد تک تک کاراش.... وناامیدی که در حقم کزد ومنو به برادرم موقع فرار تحویل داد اینجوری باورم شد که دوست داشتنش همش بخاطر اینکه صاحبم باشه نه عاشقم... بخاطر اینکه تو رو پسر های محل باهام کلاس بزار که من یعنی مال اونم من بخاطر لین مرد سالها زندگیمو خراب کردم و باعث مریضی مادرم شدم هیچ وقت خودمو بخاطر اون روز هایی که همش تو خونه بخاطر این دعا و ناراحتی بود نمیبخشم اون روزها هم استرس آور بود.... هیچ وقت با دل تصمیم نگیر همیشه با عقل تصمیم بگیرید...... الان مامانم فوت شده ومن موندم عذاب وجدان که ساله بهش استرس وارد کرد‌م وهمش می‌ترسید که دوباره زندگیم رو خراب کنم و از خونه فرار کنم مامانم عزیزم رواز دست دادم بخاطر این همه استرس که خانوادم دادم و با ابروش بازی کردم تا زده هستم عذاب وجدان دارم....... به خاطر یه آدم بی‌ارزش که اصلا ارزش و لیاقت عشم رو نداشت پشیمونم..... چون بهترین روزهای زندگیم و فرصت‌هایی که میتونستم با خانوادم خوش بگذرونم با اون آدم بی لیاقت بودم....از دست دادم بخدا قسم هیچ عشقی بزرگتر وزیباتر از پدر مادر تو زندگی نیست.... همه عشقا فانی وگذراست فقط پدر مادر که میمونه......مامان عزیزم مامان مهربونم روحت شاد و حلالم کن بهترین و مهربونترین مامان دنیا... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام خدمت همه دوستان عزیز درجواب دانشجوی عزیز که با شرایط بدحجابی ناراحته دخترم دیگه متاسفاته اینطور شده دیگه،،،شما اگر به کارت یقین داری،ایمان داری،راهتو ادامه بده میدونم تنهایی دخترم پیامبر عزیزمان هم تنها بود،،،چقدر اذیت شد آخرالزمان شده و نگهداشتن دین و ایمان مشکله،،،خیلی هنر میکنی اگر خودتو حفظ کنی و خدانکرده مثل همکلاسیهای شیطان صفتت نمیشی خداپشت و پناهت عزیزم مواظب خودت باش،،،توکل به خدا کن ببین امام حسین هم بین دشمنان تنها بود عزیزم تو مسیر زیبا و روشن والهی خودتو برو پشیمون نمیشی گلم،،فدات❤ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
1_3962916961.mp3
زمان: حجم: 12M
💕🍃 عوارض وحشتناک سرکتاب باز کردن. فالگیری .فال قهوه و.... رو حتتتتما گوش کن 😱😱 حتی اگر همسایه‌ت اینکارو بکنه پای جنیان به زندگی شما هم باز میشه چاره‌ مشکلات توسل به اهل بیت و قرآنه باخواندن هرروزه زیارت عاشورا و حدیث کساء دور خونه‌ حصار بکشید تا اجنه کفار تسلط بر شما و زندگیتون پیدا نکنن 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 برای دوستمون که یه دختر خانم ناز توراه دارن ودنبال اسم میگردن... عزیزم تبریک عرض میکنم ان شاءلله صحیح وسالم کناری بری هم خودت هم دخمل گلت سلامت باشید... من هم دوتا دختر دارم... دختربزرگم اسمش مهنا که آقا امام سجاد علیه السلام در صحیفیه سجادیه اوردن که به معنی دلنشین هست... ودختر دومیم مهدیا گذاشتم که هم قافیه با اسم آقا جانم حضرت مهدی عجل الله هست.. عزیزم اسم فاطمه وزهرا خیلی نام نیکوی برای دختره در روایت داریم تو هرخونه ی اسم حسن وحسین و فاطمه و علی ومحمد باشه ملائکه تو اون خونه رفت و آمد میکنن چون این اسامی متبرکه در اون خونه برده میشه... در ضمن در انتخاب اسم خیلی دقت کنید چون اسم در سرنوشت و آینده ی هر فرد تاثیر داره... امیدوارم بهترین اسم را برای دخترگلتون انتخاب کنید و ما را هم باخبر کنید که چه اسمی براش گذاشتید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882