eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
41هزار عکس
690 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام مهنا جان برای خواهرمون که پریود نامنظم داره وترس از بارداری در آینده خواهرم هیچگاه بر اینجور مسائل که مربوط به ایندت میشه خود درمانی نکن برو پیش دکتر زنان مشکلت بگو بوگو برات سونو بنویسه شاید دور از جونت کیست داشته باشید اینجوری حتی اگه دکترت بگه که طبیعی هست ومشکل نداری چیزی از دست ندادی واگه خدای نکرده مشکل باشه تا زوده جلوش گرفته میشه 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 سلام ماهی خانم عزیز خطاب به خانمی که دوره پریودی شون نامنظم هست دیر به دیر پریود میشن خانم عزیز شما ابتدا پیش یه متخصص زنان برید بررسی بشین ممکنه شما کیست داشته باشین که با دارو درمان میشید سر خود درمان خانگی نکنید موفق باشید 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 سلام درجواب اون خانم که دخترش را بخاطر درس نخوندن کتک میزنه بگم دختر من روانشناس کودک ونوجوان هست ومیتونه کمکشون کنه اگر میخواند شماره بهشون بدم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام طور خدا پیام منو بزارید ط گروه من باشم فاط ۱۷ سالمه فقط ببخشید که این طوری حرف میزنم ، یع مدته ، البته خیلی وقته از دهنه واژنم یه آب سفید غلیظ چسب ناک بیرون میکنه نمیدونم علتش چیه میشه کمکم کنید البته اینم بگم من مجرد هستم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام عزیزان من یکباردیگه این سوال روپرسیدم ولی دوستان هیچ کدوم جواب منوندادن نمیدونم شایدم واقعاهیچ کس چیزی نمیدونست ولی حالااگه کسی خوندویادداره لطفاجواب بدین خواهش میکنم ممنون ازتون خواستم بگم من سه تاپسردارم ومیخوام دوباره اقدام کنم برای بارداری اگه ازدوستان کسی میدونه راهنماییم کنین برای دوقلوشدن ودخترشدن بچه هاچی بخورم گیاهی باشه یاازنظرتغذیه ای یاشب تخمک گذاری برای دخترکی هست چون همسرم دوست ندارن برم دکترداروبخورم قبلاازراهنمایی ولطف شماعزیزان ممنون خداخیرتون بده وبهترینهارونصیبتون کنه🌺 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سال‌ها پیش تو یه خانواده متوسطه روستایی دنیا اومدم تک دختر بودم و سه برادر بچه آخر و تهتغاری بودم خیلی عزیز بودم پدرم کشاورز بود
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #زندگی #من سال‌ها پیش تو یه خانواده متوسطه روستایی دنیا اومدم تک دختر بودم و سه برادر بچه آ
مین نداشتیم و رو زمین ای مردم کار میکرد ما بهش میگفتیم (زارع مالکی) یعنی زمین مال مردم کشاورزی وکشت مال بابام بود بابام مرد خیلی خوبی بود عاشق مامانم بود برادرام به بابام کشیده بود سخت گیر و بیش از حد غیرتی منم که دختر آخر بودم وتک دختر من تعریف از خودم نباشه دختر خیلی زیبایی بودم قد متوسط موهایی قهویی روشن تا پاین باسن م بود پستسبزه مایل به گندمی ابروهای پر مشکی وچشمهای درشت کشیده وعسلی دماغ خوش فرم و به قول مامانم لب غنچه ای بودم همیشه به خودم می‌رسیدم آرایش کردن رو دوست داشتم البته دور از چشم برادرام تقریبا تمام پرسهای محل از ریز تا درشت عاشقم بودن تو عروسکهای روستا همیشه شیک پوش وزیباترین بودم جوری که همه چشمها به سمتم می‌چرخید یک روز تو یکی از عروسها روستا که عروس هم از دوستها ی نزدیکم بود یکی از دوستان برادرم منو دم در دید اون موقع از نظر من قیافه معمولی داشت ولی ثروت مند بود تو یک لحظه هم من وهم اون عاشق هم شدیم.... و این شروع بدبختی‌های من بود به هر بهونه ای میومد خونمون تا به بهونه داداشم منو ببینه من هرموقع تازه یه مبایل ساده خریده بودم که از طرف خواهرش شمارمو گیر اومد واولین پیامک این بود ( خیلی دوست دارم) منم نوشتم منم همینجور تقریبا یک سال تلفنی باهم بودیم و من خواستگارانم رو یکی بعد دیگری رد میکردم اون دیگه خسته شده بود و جریان رو به داداشم گفت و داداشم جواب رد داد و باهاش قطع رابطه کرد هرروز واسطه میفرستاد در خونمون ولی نه پدرم نه برادرام راظی نبودن چند بار بخاطرش تو رو خانوادم وایسادم ولی در عوض اونا هربار یه کتک مفصل منو میزدن..... سالها از رابطه پنهانیمون گذشت من و اون روز به روز عاشقتر می‌شدیم دیگه اون به حدی بهم وابسته شده بود که حسابی روم حساس شده بود به همه کارهام گیر میداد همش بهم میگفت اینجا نرو اونجا نرو با این حرف نزن ازاین حرفا.... تا این که دوباره سرو کله خاستگارا پیداشد... پسر عمم اومد رد کردم بعدش پسر خالم اومد همون شب عشقم شنید اومد در خونه سرو صدا داد برادرام منو کتک زدن گفتم باشه قبول میکنم .....گوشیمو هم ازم گرفتم ....چندماه گذشت به سختی میتونستم ببینمش چند روز قبل از عقد با پسر خالم بود که گوشیم رو داد مامانم فوری بهش زنگ زدم اونم بهم گفت چند روز دیگه هرچی دارم رو می‌فروشم وباهم فرار میکنیم منم قبول کردم...روز موعود رسید یک روز قبل از عقدم میخواستیم بریم که من جا زدم وگفتم میترسم بیام منصرف شدم گفتم نمیشه پیرامون میکنن و هردومون رومیکشن.... اونم گوشی روم قت کرد روز عقدم بود نامزدم اومد دنبالم رفتم آرایشگاه مثل عروسکهای اماراتی شده بود قیافم هیچ کس نمیتونست ازم چشم برداره حتی آدمهای مسن.... عاقد داشت سیغه عقد رو میخوند منم همش تو دلم تو مغزم به عشقم داشتم فکر می‌کردم کا الان کجاست و چکار مکنه دفعه سوم بود که عاقد همش میگفت وکیلم من ساکت که یهو با صرفه پدرم به خودم اومدم اون بعله لعنتی رو گفتم... ومن عروس خالم شدم از عشقم خبر نداشتم تا یک ماه روز عروسیم بود من تو ماشین شوهرم بودم شوهرم مرد خوبی بود ولی اخلاقش مثل داداشام بود... من تو ماشین بودم زیباترین عروس شهر وروستامون شده بودم توی مسیر تالار تصادف کوچیک شده بود همینجور که رد می‌شدم ماشین آشنا بود اون ماشین عشقم بود که رکاب به رکاب من میومد که زده بود به یه ماشین نمیدونستم چکار کنم داشتم از ترس اینکه چیزش شده بود یانه سکته می‌کردم حالم خوب نبود... رسیدم به تالار همه فایل دورم بودن رو جایگاه عروس نشسته بودم گوشیم همراهم بود فوری تو ی یه فرست مناسب تماس گرفتم وانم مثل همیشه گفت جونم عشقم خدایا این صدا داشت از درون آتیشم میزد گفتم من دیدمت طوریت نشده گفت نه عشقم امشب عروسی عشق منه زیباترین دختر منتطقه.... وهمش پشت گوشی داشت گریه میکرد منم همنجور منم گوشی رو قت کردم تا آخر مراسم ناراحت نشسته بودم جوری که اینگار تو این دنیا نبودم مراسم تموم شد منم شوهرم رفتیم تو اتاقمون اما نميتونستم اجازه بدم کسی غیر عشقم بهم دست بزنه و نزاشتم اونشب گذشته یک هفته به بهونه های مختلف مانع کارش شدم تا یک روز به عشقم تماس گرفتم ازش آدرس خواستم هرچی پول والا داشتم برداشتم و رفتم پیشش.... اونم منو قبول کرد واز خونه فرار کردم رفتم چند ساعت که پیشش بودم گوشیمو روشن کردم که به مامانم زنگ بزنم که ردمون رو زدن وپیدامون کردن منو تحویل شوهرم دادن ولی اون از هیچی خبر نداشته بودوخالم بازیافت های خودش مخفی کرد.... چند روز گذشت و همه چیز به روال عادی خودش بود که دوباره فرار کردم اصلا طاقت دوریتو نداشتم ولی عشقم اون مردی که من عاشق شده بودم تغیر کرده بود منو به برادرم تحویل دهد ومن نا امید از همه جا برگشتم خونه و به مامانم قول دادم که د 👇👇👇👇👇👇ادامه.......
مَــــــــنِ آرام💜✨
مین نداشتیم و رو زمین ای مردم کار میکرد ما بهش میگفتیم (زارع مالکی) یعنی زمین مال مردم کشاورزی وکشت
یگه زندگی کنم آخر مامانم به خاطر من دچار شک اسبی شده بود سالها گذشت و من با شوهرم زندگی خوبی داشتم الارغم اینکه از اولش همه چیز رو می‌دونست ولی بخاطر من هیچ وقت به رو خودش نیاورد دوتا پسر زیبا به دنیا آوردم و مامانم روز به روز حالش برتر میشد مامانم به سرطان خون مبتلا بود من عاشق مامانم بودم و شبو روزم شده بود پرستاری از مادرم..... یک روز تو کوچه اتفاقی عشقم رو دیدم و من همو حس قدیم رو بهش داشتم ولی اون حتی نیم نگاهی بهم نکرد یک لحظه از خودم تنفر پیدا کردم که من چرا عاشق این شدم عشقم یک طرفه بود همچین یادم اومد تک تک کاراش.... وناامیدی که در حقم کزد ومنو به برادرم موقع فرار تحویل داد اینجوری باورم شد که دوست داشتنش همش بخاطر اینکه صاحبم باشه نه عاشقم... بخاطر اینکه تو رو پسر های محل باهام کلاس بزار که من یعنی مال اونم من بخاطر لین مرد سالها زندگیمو خراب کردم و باعث مریضی مادرم شدم هیچ وقت خودمو بخاطر اون روز هایی که همش تو خونه بخاطر این دعا و ناراحتی بود نمیبخشم اون روزها هم استرس آور بود.... هیچ وقت با دل تصمیم نگیر همیشه با عقل تصمیم بگیرید...... الان مامانم فوت شده ومن موندم عذاب وجدان که ساله بهش استرس وارد کرد‌م وهمش می‌ترسید که دوباره زندگیم رو خراب کنم و از خونه فرار کنم مامانم عزیزم رواز دست دادم بخاطر این همه استرس که خانوادم دادم و با ابروش بازی کردم تا زده هستم عذاب وجدان دارم....... به خاطر یه آدم بی‌ارزش که اصلا ارزش و لیاقت عشم رو نداشت پشیمونم..... چون بهترین روزهای زندگیم و فرصت‌هایی که میتونستم با خانوادم خوش بگذرونم با اون آدم بی لیاقت بودم....از دست دادم بخدا قسم هیچ عشقی بزرگتر وزیباتر از پدر مادر تو زندگی نیست.... همه عشقا فانی وگذراست فقط پدر مادر که میمونه......مامان عزیزم مامان مهربونم روحت شاد و حلالم کن بهترین و مهربونترین مامان دنیا... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام خدمت همه دوستان عزیز درجواب دانشجوی عزیز که با شرایط بدحجابی ناراحته دخترم دیگه متاسفاته اینطور شده دیگه،،،شما اگر به کارت یقین داری،ایمان داری،راهتو ادامه بده میدونم تنهایی دخترم پیامبر عزیزمان هم تنها بود،،،چقدر اذیت شد آخرالزمان شده و نگهداشتن دین و ایمان مشکله،،،خیلی هنر میکنی اگر خودتو حفظ کنی و خدانکرده مثل همکلاسیهای شیطان صفتت نمیشی خداپشت و پناهت عزیزم مواظب خودت باش،،،توکل به خدا کن ببین امام حسین هم بین دشمنان تنها بود عزیزم تو مسیر زیبا و روشن والهی خودتو برو پشیمون نمیشی گلم،،فدات❤ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
1_3962916961.mp3
زمان: حجم: 12M
💕🍃 عوارض وحشتناک سرکتاب باز کردن. فالگیری .فال قهوه و.... رو حتتتتما گوش کن 😱😱 حتی اگر همسایه‌ت اینکارو بکنه پای جنیان به زندگی شما هم باز میشه چاره‌ مشکلات توسل به اهل بیت و قرآنه باخواندن هرروزه زیارت عاشورا و حدیث کساء دور خونه‌ حصار بکشید تا اجنه کفار تسلط بر شما و زندگیتون پیدا نکنن 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 برای دوستمون که یه دختر خانم ناز توراه دارن ودنبال اسم میگردن... عزیزم تبریک عرض میکنم ان شاءلله صحیح وسالم کناری بری هم خودت هم دخمل گلت سلامت باشید... من هم دوتا دختر دارم... دختربزرگم اسمش مهنا که آقا امام سجاد علیه السلام در صحیفیه سجادیه اوردن که به معنی دلنشین هست... ودختر دومیم مهدیا گذاشتم که هم قافیه با اسم آقا جانم حضرت مهدی عجل الله هست.. عزیزم اسم فاطمه وزهرا خیلی نام نیکوی برای دختره در روایت داریم تو هرخونه ی اسم حسن وحسین و فاطمه و علی ومحمد باشه ملائکه تو اون خونه رفت و آمد میکنن چون این اسامی متبرکه در اون خونه برده میشه... در ضمن در انتخاب اسم خیلی دقت کنید چون اسم در سرنوشت و آینده ی هر فرد تاثیر داره... امیدوارم بهترین اسم را برای دخترگلتون انتخاب کنید و ما را هم باخبر کنید که چه اسمی براش گذاشتید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام در مورد اون آقایی که خانمش بهش خیانت کرده من حال اون آقا را میفهمم خیانت خیلی سخت مخصوصاً که خودمون اهل هرز رفتن نباشیم منم وقتی از شوهرم خیانت دیدم از همه چی نا امید شدم تا جایی که با خودم میگفتم حالا که ای کار را کرد منم تلافی میکنم ولی بخاطر بچه هام دلم نیومد و بخاطر بچه هام مجبور شدم زندگی کنم ولی شما اگه بچه ندارین جدا بشین چون عذابش هر لحظه باهاتون همسرتون شاید بگه ببخشید ولی اونی که داغون میشه شمایید 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام به تمام اعضا ی گروه وماهی گل در مورد خواهر عزیزم که شش ماه عروسی کرده ومادر شوهرش حرفی زده که خیلی تعجب کردم گلم به نظر من نباید فعلا دعوتش رو قبول کنی ولی خیلی مودب وبا ارامش به همسرت توضیح بدی که این کار لازم هست ومادر همسرت بفهمه که در خصوصی ترین مسایل دخالت نکنه وهر صحبتی رو نکنه تا احترام حفظ بشه به همسرت بگو این کار رو می کنیم که متوجه بشه و ارزش خودش رو حفظ کنه خلاصه خیلی مودبانه ولی با قاطعیت رفتار کن چون اول زندگی هستی تا حساب دستش بیاد وقتی هم در مورد دکور منزل یا چیز دیگه حرف می زنه اصلا جواب نده وسکوت کن وکار خودت رو انجام بده 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام در جواب خانمی که فرزند ۶ونیم ساله اش رابه خاطر درس و مشق میزنه عزیزم شما خیلی گناه بزرگی میکنی که طفل معصوم رابه خاطر درس کتک میزنی منم دخترم کلاس اول یاد نمی گرفت بردمش مشاوره گفتند به خاطر درس شخصیت بچه را داغون نکن وعصبیش نکن راست میگفت یه پزشک بی شخصیت و اعصاب داغون چه به درد میخوره در عوض کسی که تحصیلات متوسط داره ولی باشخصیت وبا اخلاق هست خیلی بهتره شما باید از مدرسه نامه بگیری تا به شما اداره وقت مشاوره درسی بده رایگان هم هست راهکارهایی برای یادگیری میده که تمرکزش درست بشه حتما ببریدش در ضمن سنش کم هست سال جدید بفرستش کلاس اول مجدد تا یاد بگیره برات حرف دیگران مهم نباشه سلامتی روح و روان خودت و بچه ات مهمه به همه بگو سنش کم بوده اذیت میشد تازه سال جدید باید میرفت مدرسه ما عجله کردیم 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 خانمی که از دختر ۶سال ونیمه تون بدتون میاد خیلی دلم برای دخترت میسوزه تورو خدا برو پیش روانشناس فکر کن دخترت باهمین حس وحال بزرگ بشه وبره تو جامعه ای که پراز گرگ هست توروخدا زودتر بفکر درمان باشه درس نخوندنش حتما دلیلی داره 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882