🧿💙🧿
#خاطره_اعضا💕🍃
عقد💍
ما عقد بودیم و خیلی عاشق و معشوق 🥰 ولی متأسفانه خونواده خیلی گیر میدادن رو رفت و آمد و تنها بودنمون باهم و اساسأ فرصت تنهایی باهم نداشتیم 🥲 یه روز خونمون تعمیرات داشت شوهرمم بنده خدا ب امیدی اومده بود خونمون که ب قول خودش حداقل ببینم دلش واشه 😄 داشتیم حمومو تعمیر میکردیم لوله رو قرار بود از تو پذیرایی بفرستیم تو حموم بعد شوهرم کلی با خودش نقشه چیده بود تا بابام و داداشام بیرونن فقط من و مامانم بودیم و شوهرم تو خونه اونا رفته بودن تو حیاط این یه بوس کنه این وسط😅باهامم هماهنگ کرده بود که توروخدا فرصتی شد نه نگومنم همش میگفتم نه نه 😆😆 خلاصه ب مامانم گفت خاله من این لوله رو از اینور میفرستم تو سوراخ شما برو تو حموم بکشش مامانم بنده خدا رفت مام فرصت طلب سریع رفتیم تو کار💋تو💋 تو حس بودیم یهو مامانم اومد بیرون گفت این .....دیگه بیچاره مارو دید فوری رفت تو حموم دوباره وای خدا الآنم بعد 14سال دارم تعریف میکنم از خجالت آب میشم
یعنی ما که همینجوری یخ کردیم مامانمم بیچاره اصلا یادش رفته بود چی میخواد بگه 😄 بیچاره هیچوقت هم ب روم نیوورد 😍
ولی خداییش تو عقد ظلمه نمیزارن آزاد باشی بعد عروسی انقد درگیر زندگی و مشکلاتش میشی که عاشقی یادت میره😢
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام خدمت ماهی خانم گل میخواستم در مورد اون دختر خانم که قصد خودکشی داره بگم....
فکر نکن خود کشی کردی دیگه تمومه اول بدبختی ات میشه اون دنیا باید بسوزی تو جهنم و هی التماس کنی که برگردی اون موقع دیگه خدا رحم نداره تو زندگی پس از زندگی نگاه کن اون خانمی که خودکشی کرده بود تعریف کرده بود بین دو دیوار داغ که خیلی دیوارها به هم نزدیک بودن میاست بره حالا اون یه امامی واسطه شد برگشت تو دنیا اگه بر نمیگشت چی میشد همش جهنم سوزان این دنیا زود گذر سختی ها مشکلات این دنیا هیچی در مقابل سختی های اون دنیا نیست پس عزیز م اولین کاری که میخواد بکنی برو پیش روانشناس یا مشاور ه کمکت کنند بهت راهکار بدن که فکر خودکشی نکن ودوم این که به خدا نزدیک شو ازش کمک بخواد هر روز قرآن وزیارت عاشورا بخون و اینکه اگه در توانت هست به فقیری کمک کن خیلی تاثیر داره تو زندگیت و اینکه تو حیفی خودتو بکشی درس بخون یه کار هنری خودتو سرگرم کن سعی کن یه مسافرتی جایی برو که حال هوات عوض شه امیدوارم موفق باشید
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام در جواب کسی که سرباز فراریه
به نظرم یه روز که حالش خوبه خواهرانه و مهربون با قربون صدقه باهاش حرف بزن و بگو چرا این کارا میکنی اگر درست نشد خودتون یه روانپزشک خوب پیدا کنید برسد پیشش و رفتارهای داداشتون براش بگین دارو میده کنین تو غذا ان شاالله خوب میشه ما یکی از اقواممون نمیرفت دکتر چنین کاری کردن خوب شد بعد از یه مدت خودش گفت من حس میکنم یه مدت حالم بهتره بعد براش توضیح دادن که دارو بهش دادن و قبول کرد و خودش خورد
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
#تجربه_اعضا 💕🍃
سلام به ماهی گلی عزیزوهمه بچه های گروه درمورددخترخانم ۱۹ساله که پسرعموش بهش تجاوزکرده.
خواستم بگم که منم مثل شمابودم البته من اون موقع ۴یا۵سالم بود من یادم نمیومدکه خونی ازم رفته یانه امامیدونستم که پسرعموم همچین قصدی داشته امااون موقع مادرم جایی رفته بودو منوبه عمم سپرده بود که عمم بعدش که مامانم اومدبهش گفته بودوگته بودکه خون هم ازم رفته خب من اون موقع بچه بودم تصوری ازاین کارهانداشتم فکرمیکردم داریم بازی میکنیم اماوقتی که کلاس پنجم یاششم شدم مادرم هی برام یاداوری میکردوازم میپرسیدکه چه اتفاقی افتاده ومن هم واقعانمیدونستم که واقعاخونی ازم رفته یانه وازاون موقع غصه های من شروع شدبه طوری که هرروز من اون قضیه برام یااوری میشد وزجرمیکشیدم وبی صداگریه میکردم وقعاحالم به شدت بدبودوحتی به خودکشی هم فکرمیکردم اماچون گناه بودنمیتونستم وبیخیالش میشدم من تاسن ۱۹سالگی مدام این دردروتحمل میکردم وبه خداالتماس میکردم که آبروم روحفظ کنه هروقت هم خاستگاری برام میومدمامانم خیلی میترسیدالبته همین دوسال پیش هم همین پسرعموم شدخاستگارم اما پدرم فعلالهشون جواب ردداد ومن وقتی فهمیده بودم خیلی گریه میکردم چون ازشون بدم میومدتااینکه یه خاستگاردبگه توپاییزبرام اومدوقضیه یه جورایی جدی شده بود وماردمم به من گفت که موافقی بریم دکترکه مطمعن شیم منم چون ازبلاتکایفی خسته شده بودم گفتم که بریم وبعدش که دکترمعاینم کرد گفت یه کمی آسیب دیده ولی بکارتت هست باورتون نمیشه اگاردنیاروبهم دادن ومامان بیچارم هم که پابهپای من غصه میخوردبلاخره خداکمک مون کرد وآبروم حفظ شدعزیزم شماهم بهمادرتون بگیدچون هیچ کس مثل مادربرای آدم دلسوزی نمیکنه حتما دکتربریدانشالا به حق آبروی خانم فاطمه زهراکه مال شماهم باشه واگه پسرعموتون انسان خوب واهل زندگی وکارهست سعی کنیدبهش فکرکنید ببخشیدخیلی طولانی شددوستتون دارم یاعلی😘❤️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
خاطره تلخ اعضا💕🍃
سلام خسته نبا شید مدیر عزیز ودوستان کانال ,,,من دختری 16 ساله با اجبار خانواده تن به از دواج اجباری باشوهرم دادم که اصلا از بچگی دوستش نداشتم ولی بعد از عقد کم کم بهش دل بستم اما اون بعد از ازدواج خیلی به من ظلم کرد تا یادمه شش ماهی از عزدواجمون میگذشت که شوهرم با برادرام رفته بودن ماهیگیری تو رودخونه وقتی اومد خونه ماهی را گذاشت خونه رفتخونه پدرم که دوکوچه بالا تر بود من دیدم یکی از ماهی ها زنده هست انداختمش تو سطل اب بعد با خوشحالی تو عالم نوجوانی فکر می کردم اگه برم بهش بگم خوشحال میشه به یه شوق خاصی که هر کسی میدید فکر میکرد جایزه بزرگ برنده شدم رفتم خونه بابام تو حیاط نشسته بودن گفتم یه ماهی زنده هست گذاشتمش تو اب نفهمیدم کی سیلی محکمی به صورتم زد که سرم برگشت اون قدر درد گرفت که اشک تو چشمام حلقه زد مادرم بهش اعتراض کرد ولی جوابی نداد 26 سال از زندگیم میگذره خیلی صبر وتحمل کردم الان پسرم 20 سالش هست به لطف خدا وصبری که خدا داده بود الان زندگیم بهتر شده منون از شما که این کانال را راه انداختین تا ماهم کمی دلمون را سبک کنیم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#تجربه_اعضا 💕🍃
یروز که خونه ی زن عموی شوهرم بودم زن عموش با نیش و کنایه گفت:رویا تو خبر داری فرهاد(همسرمو میگفت)
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه_اعضا 💕🍃 یروز که خونه ی زن عموی شوهرم بودم زن عموش با نیش و کنایه گفت:رویا تو خبر دار
با این زنه که قبلا عروس ممد مکانیک بود و طلاق گرفت چه سرو سری داره؟ همسایه مون میگفت انگار عقدش کرده راسته؟
قلبم تیر کشید یلحظه خودم حس کردم از کار افتاد، نفسم به شماره افتاده بود داشتم میفتادم، صدای جیغ زن عمو که دختراشو صدا کرد و طرفم دوید رو شنیدم و دیگه هیچی نفهمیدم.
وقتی به هوش اومدم اولش موقعیتمو نفهمیدم بعد که خودمو خونه ی عموی فرهاد دیدم یاد حرفای زن عموش افتادم.
با هق هق گریه از جام بلند میشدم که زن عموش مانعم شد و گفت مادر جان من الکی گفتم به خدا فرهاد غلط بکنه همچین غلطی بکنه و زن بگیره.
بخدا اگه میدونستم قلبت مریضه عمرا این نقشه رو نمیکشیدم.
اخه دخترا میگفتن چند بار که نصیحتت میکردم دل بده به زندگیت و شوهرتو دلگرم زندگیت کن وگرنه میره زن میگیره میگفتی به جهنم بگیره من که میخوام طلاقمو بگیرم.
امروز تو دلم گفتم این دروغو بگم تو یکم تو فکر بری و رگ غیرتت بزنه بالا تا بفهمی هنوز شوهرتو دوست داری،بخدا نمیدونستم قلبت مریضه الان عروسم گفت.
بعد از دوسه روز که حالم بهتر شده بود زن عمو اومد خونمون گفت میدونی چرا اونروز اسم عروس ممد مکانیک که طلاق گرفته رو اوردم؟
اخه شنیدم چند بار تور پهن کرده برا فرهاد ولی فرهاد هربار گفته من به زن و بچه هام خیانت نمیکنم دفعه اخری هم قوطی رب دم دستش بوده پرت کرده سمت زنه شانس اورده نخورده تو سرش .
دیگه گورشو گم کرده ..
مادر شما دوتا که اینقدر به هم غیرت دارید یکم تو زبونتو کوتاه کنی یکم اون غرورشو کم کنه بخدا میشید لیلی و مجنون.
راست میگفت زن عمو چون از اونروز تازه فهمیدم چقدر فرهاد رو دوست دارمو زندگی بدون اون غیر ممکنه.
من تاحالا خیلی ناشکر بودم و نتونسته بودم نقاط مثبت زندگیم رو ببینم.
خدایا روزی هزاران بار شکر که زندگی خوب و همسر خوبی دارم که هردو عاشق هم هستیم.
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
پسرم تازه به سربازی رفته بود یروز گفت یه دخترو دیده و خوشس اومده باید بریم خاستگاریش.
رفتم تحقیق کردم اصلا چیزای خوبی ازش تعریف نمیکردند.
تا اینکه دیگه با اصرارو تهدیدای پسرم مجبور شدیمو رفتیم.
خونواده شون خیلی شلوغ بود و معلوم نبود کی به کیه.
که فهمیدم دختره یتیمه و از بچگی پدر مادرش فوت شدند و چند ین ساله با این خونواده که از اقوام دور پدریش هستند زندگی میکنه.دیدم تربیت درستی نشده اون دختره،با خودم گفتم این پس فردا چطوری میخواد نوه های منو تربیت کنه؟
دلم براش سوخت ولی شنیده بودم از سر دلسوزی به کسی لطفی نکنید.
همونجا
تو دلم گفتم خدایا این دختر پدرو مادر نداره برای رضای تو و شادی روح پدرو مادرش کاری به گذشته ش ندارم،کمکش کن بتونه زندگیشو بسازه.
کمک منم کن براش مادری کنم.
طی یکماه عروسیشونم سر گرفت.
تا پسرم سربازی شو تموم کنه تو خونه ی خودم با خودمون زندگی کرد.
دختر زرنگی بود مطلب رو زود میگرفت.
هر چی میگفتم بجز چشم چیز دیگه ای ازش نمیشنیدم.خدا شاهده از دختر خودم مودب تر و با شخصیت تر شده الان که پنج ساله عروسمه با پسرم خیلی خوشبختند از برکت وجود اون پسرمم عاقلتر شده و دوتا نوه برام اورده هم خود عروسم و هم بچه هاش سوگلی خونمون شدند.
کاری که برای خدا باشه محاله نتیجه ش خوب نباشه❤️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 وقتی ازدواج کردم خودم لیسانس داشتم اما همسرم دیپلم. اونقدر شرایط مالی و اجتماعی خوبی داشت ک
اوایل اختلاف تحصیلی مون معلوم نبود.ولی از یه زمانی به بعد متوجه میشدم براش بی ارزش شدم.
نه روز زن نه تولد و نه عید و حتی نه برای ضروری ترین احتیاجات خودم یا بچه هام تلاشی نمیکرد و کاملا بی توجه بود،اما بطرز شگفت انگیزی عیدی و مایحتاج مادرش و حتی خواهرهای متاهلش و بچه های اونا و در گاهی مواقع برادرها و و برادرزاده و حتی زنداداش هاش براش مهم بود😔
همه ی تلاشش رو برای برطرف کردن مسایل و مشکلات دیگرون میکرد الا منو بچه هام.
دلشکسته تر از اونی بودم که باز هم ازش طلب کنم.
دیگه منم مثل غریبه ها باهاش رفتار میکردم،
هرروز باهم دعوا و بحث داشتیم هیچ محبت و تلاشی از جانب من به چشمش نمیومد اما کوچکترین توجه اعضای خونواده ش براش خیلی بزرگ نمایی میکرد.
یکی دوبار مشاوره رفتم ولی حس میکردم الکی پول خرج کردم چون اصلا با راهکارهای اونا چیزی درست نمیشد.
من توجه و محبت شوهرمو میخواستم ولی راهکارهای مشاور این بود که دوباره مثل گذشته از جانب من توجه و محبت به شوهرمو خونواده ش تزریق بشه.
من خسته تر و شکسته تر از اونی بودم که بتونم.
برای همین یمدت طبق روال گذشت،اما روزی که متوجه رابطه ی همسرم با یه خانم شدم دیگه به سیم اخر زدم و میخواستم طلاق بگیرم اما برای منی که مادرم قلب ضعیفی داشت ریسک بزرگی بود چون میدونستم طلاق من مصادف با از دست دادن مادرم میشه.
پس به اجبار بخاطر پسرم که اونسال کنکور داشت سعی کردم کوتاه بیام.
مدتی با خودم فکر کردم یا باید باخفت و بدون توجه و محبت همسرم و تحمل خیانت هاش زندگی میکردم یا باید کمر همت برای ساختن زندگیم میبستم.
با انگیزه هایی که از جانب دوست عزیزم داشتم سعی کردم از نو همه ی کارهایی که مشاور پیشنهاد داده بود انجام بدم با اینکه برام سخت و بی معنی بود اما انجام دادم.
بعد از گذشت شش ماه کم کم نتایجش رو دیدم و مصمم تر شدم تا ادامه بدم.
هنوزم گاهی با هم اختلاف نظر داریم اما الحمدلله الان که سه سال از اون زمان میگذره همسرم بیشتر از خونواده ش برای منو دوتا بچه هام ارزش قایله و توجه و محبتش رو ازمون دریغ نمیکنه.
دوستان از رفاقت با خدا و محبت بدون توقع و اقتدار بخشی به همسزانتون غافل نشید که معجزه ها میکنه.
الانم قراره برای پسرم برم خاستگاری دعا کنید هر چی خیره برامون پیش بیاد و برای خوشبختی همه ی جوونا صلوات❤️🌸❤️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
#خانوم_خونه_باید_بدونه😍🌹
باور کن هیچ مردی دوست ندارد
#همیشه خانوم #خانه اش #تمیز و مرتب باشد.
گاهی دلش میخواهد #موهایت را شلخته بالای سرت جمع کنی و پیراهن مردانه اش را بپوشی و مثل دخترکی روی پاهایش خستگی در کنی.
شاید خودت ندانی که وقتی موهایت گره خورده چقدر دلبر می شوی و او برای شانه زدن و بافتنشان چه بی تاب است...
گاهی کمی راه برای #دوست داشتنت کنار بگذار
هیچ مردی عاشق زنی #مرتب و بی نقص نیست.
آنها دخترک مو #خرگوشی مقابلشان را با هیچ زن پخته ای عوض نمیکنند.
اصلا میدانی؛
#زنانگی هایت را بگذار برای #پیری؛
بازار دلبری مرد خانه ات را کساد نکن...
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
شوهرم بهم دروغ میگه.....💔
سلام من تازه یک ساله ازدواج کردم و خیلی شوهرمو و زندگیمو دوست دارم اما تازه فهمیدم شوهرم بهم دروغ میگه مثلاً اگه ازش پول بخوام میگه ندارم ولی به خواهرش پول میده یا مثلاً دوستهای داره که معتادان منم بهش گفتم دیگه باهاش نگرد گفت باشه ولی فهمیدم بهم دروغ میگه کلا وقتش با اونها میگذرونه ومادروخواهرش خیلی اذیتم میکنن و اون میبینه و هیچی بهشون نمیگه خیلی دوستشون داره اصلا بهم توجه نمیکنه هرکاری اونا بگن میکنه واقعا نمیدونم چکار کنم خیلی حالم خرابه بجز خدا کسی ندارم لطفاً اگه کسی میتونه راهنمایم کنه
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882