eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
41.1هزار عکس
688 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🧿💙🧿 خاطره تلخ اعضا💕🍃 سلام خسته نبا شید مدیر عزیز ودوستان کانال ,,,من دختری 16 ساله با اجبار خانواده تن به از دواج اجباری باشوهرم دادم که اصلا از بچگی دوستش نداشتم ولی بعد از عقد کم کم بهش دل بستم اما اون بعد از ازدواج خیلی به من ظلم کرد تا یادمه شش ماهی از عزدواجمون میگذشت که شوهرم با برادرام رفته بودن ماهیگیری تو رودخونه وقتی اومد خونه ماهی را گذاشت خونه رفتخونه پدرم که دوکوچه بالا تر بود من دیدم یکی از ماهی ها زنده هست انداختمش تو سطل اب بعد با خوشحالی تو عالم نوجوانی فکر می کردم اگه برم بهش بگم خوشحال میشه به یه شوق خاصی که هر کسی میدید فکر میکرد جایزه بزرگ برنده شدم رفتم خونه بابام تو حیاط نشسته بودن گفتم یه ماهی زنده هست گذاشتمش تو اب نفهمیدم کی سیلی محکمی به صورتم زد که سرم برگشت اون قدر درد گرفت که اشک تو چشمام حلقه زد مادرم بهش اعتراض کرد ولی جوابی نداد 26 سال از زندگیم میگذره خیلی صبر وتحمل کردم الان پسرم 20 سالش هست به لطف خدا وصبری که خدا داده بود الان زندگیم بهتر شده منون از شما که این کانال را راه انداختین تا ماهم کمی دلمون را سبک کنیم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 💕🍃 یروز که خونه ی زن عموی شوهرم بودم زن عموش با نیش و کنایه گفت:رویا تو خبر داری فرهاد(همسرمو میگفت)
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه_اعضا 💕🍃 یروز که خونه ی زن عموی شوهرم بودم زن عموش با نیش و کنایه گفت:رویا تو خبر دار
با این زنه که قبلا عروس ممد مکانیک بود و طلاق گرفت چه سرو سری داره؟ همسایه مون میگفت انگار عقدش کرده راسته؟ قلبم تیر کشید یلحظه خودم حس کردم از کار افتاد، نفسم به شماره افتاده بود داشتم میفتادم، صدای جیغ زن عمو که دختراشو صدا کرد و طرفم دوید رو شنیدم و دیگه هیچی نفهمیدم. وقتی به هوش اومدم اولش موقعیتمو نفهمیدم بعد که خودمو خونه ی عموی فرهاد دیدم یاد حرفای زن عموش افتادم. با هق هق گریه از جام بلند میشدم که زن عموش مانعم شد و گفت مادر جان من الکی گفتم به خدا فرهاد غلط بکنه همچین غلطی بکنه و زن بگیره. بخدا اگه میدونستم قلبت مریضه عمرا این نقشه رو نمیکشیدم. اخه دخترا میگفتن چند بار که نصیحتت میکردم دل بده به زندگیت و شوهرتو دلگرم زندگیت کن وگرنه میره زن میگیره میگفتی به جهنم بگیره من که میخوام طلاقمو بگیرم. امروز تو دلم گفتم این دروغو بگم تو یکم تو فکر بری و رگ غیرتت بزنه بالا تا بفهمی هنوز شوهرتو دوست داری،بخدا نمیدونستم قلبت مریضه الان عروسم گفت. بعد از دوسه روز که حالم بهتر شده بود زن عمو اومد خونمون گفت میدونی چرا اونروز اسم عروس ممد مکانیک که طلاق گرفته رو اوردم؟ اخه شنیدم چند بار تور پهن کرده برا فرهاد ولی فرهاد هربار گفته من به زن و بچه هام خیانت نمیکنم دفعه اخری هم قوطی رب دم دستش بوده پرت کرده سمت زنه شانس اورده نخورده تو سرش . دیگه گورشو گم کرده .. مادر شما دوتا که اینقدر به هم غیرت دارید یکم تو زبونتو کوتاه کنی یکم اون غرورشو کم کنه بخدا میشید لیلی و مجنون. راست میگفت زن عمو چون از اونروز تازه فهمیدم چقدر فرهاد رو دوست دارمو زندگی بدون اون غیر ممکنه. من تاحالا خیلی ناشکر بودم و نتونسته بودم نقاط مثبت زندگیم رو ببینم. خدایا روزی هزاران بار شکر که زندگی خوب و همسر خوبی دارم که هردو عاشق هم هستیم. 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 پسرم تازه به سربازی رفته بود یروز گفت یه دخترو دیده و خوشس اومده باید بریم خاستگاریش. رفتم تحقیق کردم اصلا چیزای خوبی ازش تعریف نمیکردند. تا اینکه دیگه با اصرارو تهدیدای پسرم مجبور شدیمو رفتیم. خونواده شون خیلی شلوغ بود و معلوم نبود کی به کیه. که فهمیدم دختره یتیمه و از بچگی پدر مادرش فوت شدند و چند ین ساله با این خونواده که از اقوام دور پدریش هستند زندگی میکنه.دیدم تربیت درستی نشده اون دختره،با خودم گفتم این پس فردا چطوری میخواد نوه های منو تربیت کنه؟ دلم براش سوخت ولی شنیده بودم از سر دلسوزی به کسی لطفی نکنید. همونجا تو دلم گفتم خدایا این دختر پدرو مادر نداره برای رضای تو و شادی روح پدرو مادرش کاری به گذشته ش ندارم،کمکش کن بتونه زندگیشو بسازه. کمک منم کن براش مادری کنم. طی یکماه عروسیشونم سر گرفت. تا پسرم سربازی شو تموم کنه تو خونه ی خودم با خودمون زندگی کرد. دختر زرنگی بود مطلب رو زود میگرفت. هر چی میگفتم بجز چشم چیز دیگه ای ازش نمیشنیدم.خدا شاهده از دختر خودم مودب تر و با شخصیت تر شده الان که پنج ساله عروسمه با پسرم خیلی خوشبختند از برکت وجود اون پسرمم عاقلتر شده و دوتا نوه برام اورده هم خود عروسم و هم بچه هاش سوگلی خونمون شدند. کاری که برای خدا باشه محاله نتیجه ش خوب نباشه❤️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 وقتی ازدواج کردم خودم لیسانس داشتم اما همسرم دیپلم. اونقدر شرایط مالی و اجتماعی خوبی داشت که اصلا سطح سوادش برام مهم نبود.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 وقتی ازدواج کردم خودم لیسانس داشتم اما همسرم دیپلم. اونقدر شرایط مالی و اجتماعی خوبی داشت ک
اوایل اختلاف تحصیلی مون معلوم نبود.ولی از یه زمانی به بعد متوجه میشدم براش بی ارزش شدم. نه روز زن نه تولد و نه عید و حتی نه برای ضروری ترین احتیاجات خودم یا بچه هام تلاشی نمیکرد و کاملا بی توجه بود،اما بطرز شگفت انگیزی عیدی و مایحتاج مادرش و حتی خواهرهای متاهلش و بچه های اونا و در گاهی مواقع برادرها و و برادرزاده و حتی زنداداش هاش براش مهم بود😔 همه ی تلاشش رو برای برطرف کردن مسایل و مشکلات دیگرون میکرد الا منو بچه هام. دلشکسته تر از اونی بودم که باز هم ازش طلب کنم. دیگه منم مثل غریبه ها باهاش رفتار میکردم، هرروز باهم دعوا و بحث داشتیم هیچ محبت و تلاشی از جانب من به چشمش نمیومد اما کوچکترین توجه اعضای خونواده ش براش خیلی بزرگ نمایی میکرد. یکی دوبار مشاوره رفتم ولی حس میکردم الکی پول خرج کردم چون اصلا با راهکارهای اونا چیزی درست نمیشد. من توجه و محبت شوهرمو میخواستم ولی راهکارهای مشاور این بود که دوباره مثل گذشته از جانب من توجه و محبت به شوهرمو خونواده ش تزریق بشه. من خسته تر و شکسته تر از اونی بودم که بتونم. برای همین یمدت طبق روال گذشت،اما روزی که متوجه رابطه ی همسرم با یه خانم شدم دیگه به سیم اخر زدم و میخواستم طلاق بگیرم اما برای منی که مادرم قلب ضعیفی داشت ریسک بزرگی بود چون میدونستم طلاق من مصادف با از دست دادن مادرم میشه. پس به اجبار بخاطر پسرم که اونسال کنکور داشت سعی کردم کوتاه بیام. مدتی با خودم فکر کردم یا باید باخفت و بدون توجه و محبت همسرم و تحمل خیانت هاش زندگی میکردم یا باید کمر همت برای ساختن زندگیم میبستم. با انگیزه هایی که از جانب دوست عزیزم داشتم سعی کردم از نو همه ی کارهایی که مشاور پیشنهاد داده بود انجام بدم با اینکه برام سخت و بی معنی بود اما انجام دادم. بعد از گذشت شش ماه کم کم نتایجش رو دیدم و مصمم تر شدم تا ادامه بدم. هنوزم گاهی با هم اختلاف نظر داریم اما الحمدلله الان که سه سال از اون زمان میگذره همسرم بیشتر از خونواده ش برای منو دوتا بچه هام ارزش قایله و توجه و محبتش رو ازمون دریغ نمیکنه. دوستان از رفاقت با خدا و محبت بدون توقع و اقتدار بخشی به همسزانتون غافل نشید که معجزه ها میکنه. الانم قراره برای پسرم برم خاستگاری دعا کنید هر چی خیره برامون پیش بیاد و برای خوشبختی همه ی جوونا صلوات❤️🌸❤️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🧿💙🧿 😍🌹 باور کن هیچ مردی دوست ندارد خانوم اش و مرتب باشد. گاهی دلش میخواهد را شلخته بالای سرت جمع کنی و پیراهن مردانه اش را بپوشی و مثل دخترکی روی پاهایش خستگی در کنی. شاید خودت ندانی که وقتی موهایت گره خورده چقدر دلبر می شوی و او برای شانه زدن و بافتنشان چه بی تاب است... گاهی کمی راه برای داشتنت کنار بگذار هیچ مردی عاشق زنی و بی نقص نیست. آنها دخترک مو مقابلشان را با هیچ زن پخته ای عوض نمیکنند. اصلا میدانی؛ هایت را بگذار برای ؛ بازار دلبری مرد خانه ات را کساد نکن... 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 شوهرم بهم دروغ میگه.....💔 سلام من تازه یک ساله ازدواج کردم و خیلی شوهرمو و زندگیمو دوست دارم اما تازه فهمیدم شوهرم بهم دروغ میگه مثلاً اگه ازش پول بخوام میگه ندارم ولی به خواهرش پول میده یا مثلاً دوستهای داره که معتادان منم بهش گفتم دیگه باهاش نگرد گفت باشه ولی فهمیدم بهم دروغ میگه کلا وقتش با اونها میگذرونه ومادروخواهرش خیلی اذیتم میکنن و اون میبینه و هیچی بهشون نمیگه خیلی دوستشون داره اصلا بهم توجه نمیکنه هرکاری اونا بگن می‌کنه واقعا نمیدونم چکار کنم خیلی حالم خرابه بجز خدا کسی ندارم لطفاً اگه کسی می‌تونه راهنمایم کنه 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🧿💙🧿 💕🍃 همیشه سوسیس کالباس بیرون خوشمزه تر با اینکه میدونیم مواد تشکیل دهندش اشغاله ساندویچ های بیرون خوش طعم تره با اینکه میدونیم روغنش مونده است همه اینا رو میدونیم ولی باز میریم طرفشون الان شده حکایت زنان و مردان کشورمون میدونند خیانت بده عواقب بدی داره بازم میرن طرفش میدونن این مرد زن وبچه داره بازم دنبال زندگیشن میدونن ممکنه ولش کنه بازم اون خوشمزه تره از شوهر خودش میدونن این زن هرزه ممکنه با چندتا دیگه رابطه داشته باشه بازم براشون خوش طعم تره خوب خواهر من برادر من این زن یا مرد اگر قدر شناس بود ومهربون به خانواده خودش محبت میکرد دیگه فقط خدا نگاهمون کنه واگرنه شیطون حلقش رو دورمون محکم پیچیده 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام با اجازتون منم هم مشکلم رو میگم. من یه دخترم و فقط پانزده سالمه و از روی نادانی به یکی علاقه مند شدم واقعا خیلی دوستش داشتم اما اون یه نامرد بی عاطفه بود یه متن تو کاغذ نوشتم بهش رساندم.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام با اجازتون منم هم مشکلم رو میگم. من یه دخترم و فقط پانزده سالمه و از روی نادانی به یکی
بعد یه مدت دیدم خبری ازش نشد و واسه همین رفتم اینستا و بهش پی ام دادم و بهش گفتم خیلی دوست دارم و ... اونم گفت من کسی دیگه رو دوست دارم واقعا دلم شکست و واسه همین بهش گفتم خوش بخت بشی 😔🖤 راستی اون روبروی خونمون محل کارش بود و واسه همین بابام و عمو هام رو می شناخت یه روز که دیدم در حیاط خونه یکی از دوستام در میزد واسه همین رفتم بهش گفتم فلانی چیکارته چون من با دخترش دوستم گفت داییمه و دوستت هم نامزدمه تا اینو گفت یهو انگاری یه خنجر تو قلبم فرو کردند . بعد از چند روز نامزدش اومد بهم پی ام داد و گفت ما نون و نمک همو خوردیم و ازین حرفها منم در جواب بهش گفتم بخدا نمیدونستم نامزد داره ... اخه یه کار هایی انجام میداد که از یه آدم متاهل بعید بود من که واقعا وابستش شده بودم و هر موقع می دیدمش انگار قلبم میومد تو دهنم. یه روز که نظری داشتیم رفتم و یه کاسه واسه خونه دوستم بردم اومد دم در و بهم گفت از تو توقع نداشتم و ... من هم بعد کلی معذرت خواهی رفتم خونه بعد از چند ماه ما رفتیم تفریح دقیقا ۲۲/۲سال پیش اومده بود به عموم گفته بود من هرچی به برادر زادت گفتم نامزد دارم دست از سرم بر نداشته و... وقتی برگشتیم خونه دیدم عموم موبایلمو ازم گرفت و جمع کرد و مامانم گفت فلانی کیه گفتم مامان بخدا از روی نادانی انجامش دادم و ... اما اون پررو هر موقع منو میبینه هیز می خنده واقعا نمیدونم چیکار کنم هر روز گریه میکنم واقعا دیگه تحمل ندارم و فکر میکنم همون قدر که دوسش داشتم دوبرابر ازش نفرت دارم🖤🖤🖤 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام خدمت شمادوست عزیزومهربونم من تازه امروزعضوکانال شماشدم وتجربه دوستانوخوندم من ازشماکمک میخام لطفابخاطرخداکمکم کنین ده ساله ازدواج کردم دوتابچه دارم ولی شوهرم خیلی اخلاقش بده