🎶♥️🎶
پسرم تازه به سربازی رفته بود یروز گفت یه دخترو دیده و خوشس اومده باید بریم خاستگاریش.
رفتم تحقیق کردم اصلا چیزای خوبی ازش تعریف نمیکردند.
تا اینکه دیگه با اصرارو تهدیدای پسرم مجبور شدیمو رفتیم.
خونواده شون خیلی شلوغ بود و معلوم نبود کی به کیه.
که فهمیدم دختره یتیمه و از بچگی پدر مادرش فوت شدند و چند ین ساله با این خونواده که از اقوام دور پدریش هستند زندگی میکنه.دیدم تربیت درستی نشده اون دختره،با خودم گفتم این پس فردا چطوری میخواد نوه های منو تربیت کنه؟
دلم براش سوخت ولی شنیده بودم از سر دلسوزی به کسی لطفی نکنید.
همونجا
تو دلم گفتم خدایا این دختر پدرو مادر نداره برای رضای تو و شادی روح پدرو مادرش کاری به گذشته ش ندارم،کمکش کن بتونه زندگیشو بسازه.
کمک منم کن براش مادری کنم.
طی یکماه عروسیشونم سر گرفت.
تا پسرم سربازی شو تموم کنه تو خونه ی خودم با خودمون زندگی کرد.
دختر زرنگی بود مطلب رو زود میگرفت.
هر چی میگفتم بجز چشم چیز دیگه ای ازش نمیشنیدم.خدا شاهده از دختر خودم مودب تر و با شخصیت تر شده الان که پنج ساله عروسمه با پسرم خیلی خوشبختند از برکت وجود اون پسرمم عاقلتر شده و دوتا نوه برام اورده هم خود عروسم و هم بچه هاش سوگلی خونمون شدند.
کاری که برای خدا باشه محاله نتیجه ش خوب نباشه❤️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 وقتی ازدواج کردم خودم لیسانس داشتم اما همسرم دیپلم. اونقدر شرایط مالی و اجتماعی خوبی داشت ک
اوایل اختلاف تحصیلی مون معلوم نبود.ولی از یه زمانی به بعد متوجه میشدم براش بی ارزش شدم.
نه روز زن نه تولد و نه عید و حتی نه برای ضروری ترین احتیاجات خودم یا بچه هام تلاشی نمیکرد و کاملا بی توجه بود،اما بطرز شگفت انگیزی عیدی و مایحتاج مادرش و حتی خواهرهای متاهلش و بچه های اونا و در گاهی مواقع برادرها و و برادرزاده و حتی زنداداش هاش براش مهم بود😔
همه ی تلاشش رو برای برطرف کردن مسایل و مشکلات دیگرون میکرد الا منو بچه هام.
دلشکسته تر از اونی بودم که باز هم ازش طلب کنم.
دیگه منم مثل غریبه ها باهاش رفتار میکردم،
هرروز باهم دعوا و بحث داشتیم هیچ محبت و تلاشی از جانب من به چشمش نمیومد اما کوچکترین توجه اعضای خونواده ش براش خیلی بزرگ نمایی میکرد.
یکی دوبار مشاوره رفتم ولی حس میکردم الکی پول خرج کردم چون اصلا با راهکارهای اونا چیزی درست نمیشد.
من توجه و محبت شوهرمو میخواستم ولی راهکارهای مشاور این بود که دوباره مثل گذشته از جانب من توجه و محبت به شوهرمو خونواده ش تزریق بشه.
من خسته تر و شکسته تر از اونی بودم که بتونم.
برای همین یمدت طبق روال گذشت،اما روزی که متوجه رابطه ی همسرم با یه خانم شدم دیگه به سیم اخر زدم و میخواستم طلاق بگیرم اما برای منی که مادرم قلب ضعیفی داشت ریسک بزرگی بود چون میدونستم طلاق من مصادف با از دست دادن مادرم میشه.
پس به اجبار بخاطر پسرم که اونسال کنکور داشت سعی کردم کوتاه بیام.
مدتی با خودم فکر کردم یا باید باخفت و بدون توجه و محبت همسرم و تحمل خیانت هاش زندگی میکردم یا باید کمر همت برای ساختن زندگیم میبستم.
با انگیزه هایی که از جانب دوست عزیزم داشتم سعی کردم از نو همه ی کارهایی که مشاور پیشنهاد داده بود انجام بدم با اینکه برام سخت و بی معنی بود اما انجام دادم.
بعد از گذشت شش ماه کم کم نتایجش رو دیدم و مصمم تر شدم تا ادامه بدم.
هنوزم گاهی با هم اختلاف نظر داریم اما الحمدلله الان که سه سال از اون زمان میگذره همسرم بیشتر از خونواده ش برای منو دوتا بچه هام ارزش قایله و توجه و محبتش رو ازمون دریغ نمیکنه.
دوستان از رفاقت با خدا و محبت بدون توقع و اقتدار بخشی به همسزانتون غافل نشید که معجزه ها میکنه.
الانم قراره برای پسرم برم خاستگاری دعا کنید هر چی خیره برامون پیش بیاد و برای خوشبختی همه ی جوونا صلوات❤️🌸❤️
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
#خانوم_خونه_باید_بدونه😍🌹
باور کن هیچ مردی دوست ندارد
#همیشه خانوم #خانه اش #تمیز و مرتب باشد.
گاهی دلش میخواهد #موهایت را شلخته بالای سرت جمع کنی و پیراهن مردانه اش را بپوشی و مثل دخترکی روی پاهایش خستگی در کنی.
شاید خودت ندانی که وقتی موهایت گره خورده چقدر دلبر می شوی و او برای شانه زدن و بافتنشان چه بی تاب است...
گاهی کمی راه برای #دوست داشتنت کنار بگذار
هیچ مردی عاشق زنی #مرتب و بی نقص نیست.
آنها دخترک مو #خرگوشی مقابلشان را با هیچ زن پخته ای عوض نمیکنند.
اصلا میدانی؛
#زنانگی هایت را بگذار برای #پیری؛
بازار دلبری مرد خانه ات را کساد نکن...
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
شوهرم بهم دروغ میگه.....💔
سلام من تازه یک ساله ازدواج کردم و خیلی شوهرمو و زندگیمو دوست دارم اما تازه فهمیدم شوهرم بهم دروغ میگه مثلاً اگه ازش پول بخوام میگه ندارم ولی به خواهرش پول میده یا مثلاً دوستهای داره که معتادان منم بهش گفتم دیگه باهاش نگرد گفت باشه ولی فهمیدم بهم دروغ میگه کلا وقتش با اونها میگذرونه ومادروخواهرش خیلی اذیتم میکنن و اون میبینه و هیچی بهشون نمیگه خیلی دوستشون داره اصلا بهم توجه نمیکنه هرکاری اونا بگن میکنه واقعا نمیدونم چکار کنم خیلی حالم خرابه بجز خدا کسی ندارم لطفاً اگه کسی میتونه راهنمایم کنه
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
#گفتمان_اعضا 💕🍃
همیشه سوسیس کالباس بیرون خوشمزه تر با اینکه میدونیم مواد تشکیل دهندش اشغاله
ساندویچ های بیرون خوش طعم تره با اینکه میدونیم روغنش مونده است
همه اینا رو میدونیم ولی باز میریم طرفشون
الان شده حکایت زنان و مردان کشورمون
میدونند خیانت بده عواقب بدی داره بازم میرن طرفش
میدونن این مرد زن وبچه داره بازم دنبال زندگیشن
میدونن ممکنه ولش کنه بازم اون خوشمزه تره از شوهر خودش
میدونن این زن هرزه ممکنه با چندتا دیگه رابطه داشته باشه بازم براشون خوش طعم تره
خوب خواهر من برادر من این زن یا مرد اگر قدر شناس بود ومهربون به خانواده خودش محبت میکرد
دیگه فقط خدا نگاهمون کنه واگرنه شیطون حلقش رو دورمون محکم پیچیده
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام با اجازتون منم هم مشکلم رو میگم. من یه دخترم و فقط پانزده سالمه و از روی نادانی به یکی
بعد یه مدت دیدم خبری ازش نشد و واسه همین رفتم اینستا و بهش پی ام دادم و بهش گفتم خیلی دوست دارم و ...
اونم گفت من کسی دیگه رو دوست دارم واقعا دلم شکست و واسه همین بهش گفتم خوش بخت بشی 😔🖤
راستی اون روبروی خونمون محل کارش بود و واسه همین بابام و عمو هام رو می شناخت یه روز که دیدم در حیاط خونه یکی از دوستام در میزد واسه همین رفتم بهش گفتم فلانی چیکارته چون من با دخترش دوستم گفت داییمه و دوستت هم نامزدمه تا اینو گفت یهو انگاری یه خنجر تو قلبم فرو کردند . بعد از چند روز نامزدش اومد بهم پی ام داد و گفت ما نون و نمک همو خوردیم و ازین حرفها منم در جواب بهش گفتم بخدا نمیدونستم نامزد داره ...
اخه یه کار هایی انجام میداد که از یه آدم متاهل بعید بود من که واقعا وابستش شده بودم و هر موقع می دیدمش انگار قلبم میومد تو دهنم.
یه روز که نظری داشتیم رفتم و یه کاسه واسه خونه دوستم بردم اومد دم در و بهم گفت از تو توقع نداشتم و ... من هم بعد کلی معذرت خواهی رفتم خونه بعد از چند ماه ما رفتیم تفریح دقیقا ۲۲/۲سال پیش اومده بود به عموم گفته بود من هرچی به برادر زادت گفتم نامزد دارم دست از سرم بر نداشته و...
وقتی برگشتیم خونه دیدم عموم موبایلمو ازم گرفت و جمع کرد و مامانم گفت فلانی کیه گفتم مامان بخدا از روی نادانی انجامش دادم و ...
اما اون پررو هر موقع منو میبینه هیز می خنده واقعا نمیدونم چیکار کنم هر روز گریه میکنم واقعا دیگه تحمل ندارم و فکر میکنم همون قدر که دوسش داشتم دوبرابر ازش نفرت دارم🖤🖤🖤
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام خدمت شمادوست عزیزومهربونم من تازه امروزعضوکانال شماشدم وتجربه دوستانوخوندم من ازشماک
قلب پاکی داره وعصبانیتش چنددقیقه س وخیلی زودمعذرت خواهی میکنه ولی من نمیتونم فراموش کنم هرچی التماس کنه نمیتونم ببخشم ودوباره باعث جنگ ودعوامیشم واین وسط بچه هام خیلی افسرده وغمگینن وپسرم که بزرگتره همیشه میتره منوشوهرم ازهم طلاق بگیریم ومدتیه دعوای ماخیلی بیشترشده چون من نزدیک هفت ماهه پدرم فوت شده ولی شوهرم زیادبهش فوش میده ومن به شدت ناراحت میشم وگریه های شدیدمیکنم وجیغ میزنم میگم اسم پدرمونیارانقدحالم بدمیشه که درحدمرگ میرم شوهرم چنددقیقه بعدمیادمعذرت خواهی میکنه میگه ببخشیداعصابم خراب شده بخدادیگه نمیدونم چکارکنم همیشه قران میخونم ذکرمیگم میگم اخلاقش خوب بشه شوهرم میگه تونمیدونی چطوربامن رفتارکنی وگرنه من اصلا عصبانی نمیشدم ولی بخدامن قبل ازدواج صبورترین دخترفامیل بودم ولی الان باهرچیزکوجیکی عصبی میشم بچه هامومیزنم بخداخانوم زیاداحترام شوهرمومیگیرم همیشه غذاسرموقع اماده خونه مرتب خودم هیچی براش کم نمیزارم ولی اخلاقش بدجوراذیتم میکنه میگم عصبانی میشی به خودم حرف بزن کاری به پدرم نداشته باشه اون مرده خدای نکرده نکنه عذاب بکنه اول ث
قول میده دیگه تکرارنکنه ولی بازم تاعصبانی میشه شروع میکنه به فوش دادن به پدرم بخدادیگه پیرم کرده یک روزنیست گریه نکنم همیشه غصه میخورم وغمگینم خواهش میکنم راهنماییم کنین خیلی خسته وتنهام کسیم ندارم باهاش دردکنم که راهی بزاره پیش روم پول مشاوره وروانشناسم ندارم خواهش میکنم کمکم کنین چکارکنم شوهرم اخلاقش باهام خوب یشه عصبانیتشوبزاره کنار
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#تجربه_اعضا💕🍃
وقتی دوتا جاریام بهم گفتند شوهرم یواشکی رفته خاستگاری
بدنم به رعشه افتاد با گریه و التماس گفتم شما بگید چیکار کنم؟
جاری کوچیکه گفت بنظرم زنگ بزن به داداشات بگو بریزن سرش تا میخوره بزننش تا ادم بشه.
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه_اعضا💕🍃 وقتی دوتا جاریام بهم گفتند شوهرم یواشکی رفته خاستگاری بدنم به رعشه افتاد با گ
که جاری بزرگم گفت اتفاقا اونجوری که بدتر سر لج میفته تو هنوز این داداشا و مادرشونو نمیشناسی؟
بعد از کمی فکر کردن با خوشحالی چادرشو سر کرد و گفت یه نقشه ی بکر دارم.
فقط باید قول بدید که هیچوقت پیش کسی بروز نمیدید که از جریان خاستگاری باخبر بودید با هردوتون هستم شنیدید؟ وگرنه حیثیت هر سه تایی مون میره.
ساعت نه شب بهروز جلوی تی وی لم داده بود و منم توی اشپزخونه خون خونمو میخورد که جاریم پیامک داد امشب هر اتفاقی افتاد تو ابراز بی اطلاعی میکنی و مثلا از جریان خاستگاری بی خبری فهمیدی؟
یهو زنگ خونه به صدا در اومد.
شوهرم رفت درو باز کرد اومد گفت برادر زنداداش ملیحه ست.
میگه زود حاضر شو بیا کارت داریم.
اونم لباس عوض کرد و رفت.
فرداش جاریم زنگ زد و برام تعریف کرد گفت دیشب داداشم شوهرتو برده خونه ی بابام مثلا یکی از فامیلای ما میخواد زن بگیره شوهرتو برده وساطت که راهنماییش کنه و از معایب زن دوم بگه.
الکی هم به بهروز گفته اول رفتم سراݟ داداشت خواهرم نذاشته گفته فامیلمون بخواد زن بگیره ابروم پیش شوهرم میره اجازه نمیدم چیزی بهش بگی.
منم دیگه چاره ندیدم اومدم سراغ تو بعدم کلی هندونه گذاشته زیر بغلش که شماها تو اجتماع گشتید همه جور ادم دورو برتون داشتید عاقل ترید تروخدا شما به این فامیل ما بگید زن دوم گرفتن باعث میشه همین یذره ارامششم از دست بده.
ازونور رسیدگی به بچه هاش ازونور پدرو مادرش ازینور زن دوم...
بخدا الان دیگه مثل قدیما نیست که زن دوم گرفتن عادی باشه،،،الان هرکی زن دوم و سوم میگیره بهش به چشم ادم هیز و هوسباز نگاه میکنند بخدا همین یذره اعتبارشم بین مردم از دست میده.
ظاهرا شوهر تو هم ژست ادمای باسواد و باشخصیتو گرفته و کلی حرفای برادرمو تایید کرده و کلی حرفم خودش زده....
حالا برو با خیال راحت به زندگیت برس دیگه اگه شوهرت روش بشه به زن دوم فکر کنه.
خدا خیرش بده جاریمو اون اقا دوست برادرش بوده که برادرش زحمت کشیده بود و فامیل معرفی کرده بوده و باهم رفتن پیش باباش.
اونجا جلوی پدر و برادر جاریم ادای فیلسوفا و کارشناسارو در اورده....
خداییش همونم شد .منم بیشتر از قبل به زندگیم و شرایط بهروز رسیدگی کردم و به کوری چشم حسودام زندگیم خیلی خوب شد.
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882