🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ماهی جونم راجع به چالش خندهای دوران ازدواج....
ما عقد کرده بودیم پدرم اجازه اینکه دو نفری تو دوران عقد بریم مسافرت رو نمیدادند پس ماهم مجبوری با خواهر شوهر وبرادر شوهر که اونا هم عقد بودن رفتیم مشهد همه مان باهم توی طبرسی یه اتاق اجاره کردیم شب لامپا خاموش کردیم بخابیم بعد نامزدم منو بوس کرد بوسش صدا دار بود شوهر خواهرش اسم شوهر منو صدا کرد و گفت فلانی لامپا رو خاموش کردیم گوشامون رو کَر نکردیم یواشتر بوسش کن
من صبح دیگه روم نمیشد نگاهشون کنم
یادش بخیر چه زود سیزده سال گذشت اون موقع ها من شانزده سالم بود ولی الانم فک میکنم همون سنا هستم با اینکه دوتا بچه دارم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام ماهی گلی جون..دررابطه بااون خانومی که گوشی پسرشون رودزدیدن
میخاستم بگم باید کارتن گوشی روببرین به پاسگاه منطقه تون وبگین سرقت
شش شده..اوناراهنماییتون میکنن..گوشی همسرمن روبعدیکسال که سرقت شده بودپیداشد
.
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#تجربه_اعضا💕🍃
وقتی با همسرم نامزد شدم اصلا بلد نبودم باهاش چطور حرف بزنمو خودمو تو دلش راه بدم با اینکه فقط هفت ماهه نامزد بودیم ولی همش دعوامون میشد تا اینکه با مامانمو دوستش به کلاسهای اخلاق رفتم.
اونجا کلی سیاست زنونه یاد گرفتم و فهمیدم چه وقتا و چجوری با اقایی حرف بزنم که دوباره دعوامون نشه و خوب متوجه منظورم بشه.
اونجا میگفتن اصلا از شوهراتون توقع محبت نداشته باشین.همینکه بخاطر رضای خدا همسرتونو ولی خودتون بدونید و همیشه بهش چشم بگید و بدون توقع بهش محبت کنید خدا مهر و محبت شما رو به دلش میندازه اولا باورم نمیشد و اصلا غرورم اجازه نمیداد اما هر چه بیشتر به حرفای معلم اخلاق گوش میدادم بیشتر به نتیجه میرسیدم.
حتی رابطه ی مامان و بابام هم خیلی خوب شده.
خدا خیرش بده دوست مامانم که کلاسهای مسجد رو بهمون معرفی کرد.
الان که نزدیک سه ساله ازدواج کردم هرکی منو شوهرم میبینه فکر میکنه هنوز نامزدیم اونقدر باهم رفیقیم و صمیمی.
چله ی سوره ی مزمل هم بخونید برای محبت زن و شوهر خیلی خوبه.
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
جای زخم......
سلام
من یه مشکلی دارم اینکه خیلی کوچیک بودم توی اتفاقی پیشونیم خورد به جایی و یه جای سه سانتی مونده هنوز روی پیشونیم...
نمیدونم چیکار کنم خیلییی اعتماد به نفسم رومیاره پایین و خجالت میکشم
جاشم یه جوری بد و نسبتا عمیقه
کسی میدونه باید چیکار کنم تا جاش از بین بره... اصلا ازبین میره؟
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
#گفتمان_اعضا 💕🍃
بیشتر خانومها از خیانت ویا بی توجهی وبی محبتی همسر شکایت میکنند من چندتا راحل که خودم امتحان کردم بشما هم میگم
ببینید صبح که میخای ناهار درست کنی یه پارچ آب بزار روبروت وبهش سوره یاسین بخون بعد با همون آب غذات رو بپز ویکمش هم بریز تو ظرف آب خوریتون و هر روز غذاتو به نیت یه معصوم بپز وازش بخاه خودش به زندگیت سر وسامون بده
من خودم بشخصه رو حضرت ابالفضل تعصب دارم هرچه خاستم به صلاحم بوده کمکم کرده
قرار نیست همین امروز که این کارو کردید همین امروز همه چیز okبشه شما یه تخم لوبیای سحر آمیز و هم بکاری زمان میبره تا جوانه بزنه وسر از خاک در بیاره
والا خرجی هم نداره شما که هر روز مجبورید غذا درست کنید یه سوره یاسین هم بخونید یه منت هم بزارید بگید خدایا من غذای امروزم رو به نیت مثلاً امام حسین پختم یا امام حسین دل بستم به محبتت وتو رو واسطه بین خودم خدا قرار دادم به منو زندگیم هم نظر کن تا به گناه کشیده نشیم
سعی کنید چه خوب وچه بدکسی رو قضاوت نکنید وجلو شوهرتون از کسی خوبی یا بدی نگید
خواهرا این دستور کاملآ امتحان شده است یه هفته این کارو کنید نتیجش میبینید یکمم جلو زبونتون بگیرید خیره دیگه😂😂
هرکی انجام داد نتیجه اش رو بگه خواهرانی که واقعاً مشکلشون گفتند این کارو هم برا رضای خدا خودتون بکنید
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
#تجربه 💕
#دردودل🍃
سلام خدمت ادمین عزیز ودوستان
میخوام یه مطلبی براتون تعریف کنم از همین اول عذر خواهم بابت طولانی شدن.
پدر ومادر من باهم دختر عمو وپسرعموین .وباز دایی وعمه باهم ازدواج کردن مااز کوچیک بودم یکسره خونه همدیگر بودیم طوری که یه خانواده جدانشدنی بودیم ومادر بزرگ مادریم با دایی م زندگی میکردن .
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 #تجربه 💕 #دردودل🍃 سلام خدمت ادمین عزیز ودوستان میخوام یه مطلبی براتون تعریف کنم از همین ا
وما بیشتر اوقات اونجا وپیش شون بودیم . مادر بزرگم ماکه نوه ی دختری بودیم براهمین نوه های پسری شو بیشتر تحویل میگرفت .حتی با عمم که عروسش بود بیشتر وراحت تر بود وباهاش جایی میرفت وکارهاش مورد تاییدش بود .واصلا دوست نداشتم شب اونجا بخوابم وشبایی که میخوابیدم تا خود صبح گریه میکردم .میگفتن پس شب نیا نمیفهمیدن علتش چیه الان فکر میکنم افسوس میخورم .با خودم میگفتم میریم خونه اون یکی مادر بزرگم خوب من میشم نوه پسریش پس بیشتر دوسم داره .ولی خیال باطل شانس من باز اون مادر بزرگ دختراش ونوه های دختری شو بیشتر تحویل میگرفت وبراشون خرید میکرد.مدیونید فکر کنید مامانم چیزی میگفت .اخه منم دهه شصتی فکرم به این چیزا نمیرسید .بزرگ شدیم وازدواج کردیم .وخلاصه دور شدیم از همدیگه .وبه خاطر مسایلی با عمه ها کمتر رفت وامد کردیم تا مادر بزرگ مادریم سه سال پیش فوت کرد وما شاید چندین وچند ماه ندیدیمش .موقع خاکسپاری دختر دایی هام جلوی مهمونا گفتن شما که نمیومدین چرا الان اومدین خلاصه حرفای بدی زده شد ودلخوری .ولی اون عمه که زن دایی هم هست تا اخرین لحظه پیش مادر بزرگم بود منم حق میدم بهشون که بگن ما غریبه ایم ولی کسی چه خبر از فرداش داره.
یه ده روزی میشه که مادر بزرگ پدری هم فوت شد وباز هم همون حرفا سرمزار گفته شد وباز هم حق میدم .
ولی یه چیزی اینجا بیشتر ازارم میده .مادرم که این مسایل رو کاملا لمس کرده باز داره کارهای مادرش رو تکرار میکنه .اول عروسش بعد نوه های پسری شوبعد بعد بعد ما چهار تا دختر وبچه ها مون .این مشکلی نیست ها ولیمادر من چرا به زبون میاری .جلو اقوام میگه من عروسم رو خیلی دوست دارم .کارهاشو میپسندم ولی کارهای دخترام رو نمی پسندم.فکرش رو بکنید این خیلی خیلی ناراحت کنندس .جوری شده که زنداداشم جرات واختیار این رو داره بچه هامونوحتی جلوی خودمون دعوا میکنه .نمونه ش توی تعزیه من رفتم خونه شون جلوی جمع به من میگه اگر دیر تر میومدی بهتر بود .چون تو(من رو میگه )زود اومدی چند کیلو شیر خراب شد .خیلی دلخور وناراحت شدم .ولی دوست ندارم بی احترامی بهشون بشه .وتو خودم میریزم با خودم میگم اشکالی نداره من عروس اون خانوادم اونجا قدر دانم هستن ولی قضیه برعکسه اخه شانس من بخت برگشته مادرشوهر جان هم دخترش ونوه هاش رو بیشتر تحویل میگیره ..
من دختربچه ی دهه شصتی وقتی که کوچیک بودم متوجه این تفاوت نمیشدم .بچه های من که امروزی هستن کاملا درک میکنن ومتوجه فرق گذاشتن میشن .بارها به خودم میگم من براخودم وبچه هام زندگی میکنم نه بخاطر بقیه ولی نمیشه فکر نکرد.
حالا خواهشم از همه ی مادران ومادر شوهر های مهربان گروه اینه .فرقی بین دختر وعروس تون نزارید اون دختر هم به امیدی وارد خانواده ی شما شده .پس مثل دختر خودتون بدونید بخدا بد نمیبینید .یا با ورود عروس ونوه ی پسری کلا دختراتونو فراموش نکنید اونهاهم یه روزی دختر بچه ی شیرین شما بودن والان خودشون مادر شدند وبچه هاشون کوچیکند .ودوست داشتنی .چرا تفاوت چرا بی مهری باهم مهربون باشیم .حتی به دورغ قربون صدقه همدیگه بشید مگر چه اتفاقی میفته بخدا که چیزی کم نمیشه .
به امید روزی که همه باهم مهربان باشیم وانسانیت رو به بچه هامون آموزش بدیم.
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
دخترم ترسیده......
سلام عزیزان من یه دختر 7ماهه دارم که دوسه روز انگار بهش شوک وارد میشه بدنش میلرزه خیلی نگرانم فقط گریه میکنم که خدایا نکنه چیزی بشه بهش گلوشم درد میکنه بعضیا میگن بخاطر همونه و اینکه چند روز پیش هم با شوهرم دعوا کردیم صدامون خیلی بلند بود میترسم رفته باشه به اعصابش خانوما لطفا راهنمایی کنین آیا برا کسی اینطوری بود دعام کنین بدجور گرفتارم دعام کنین دخترم خوب بشه 😭
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام دخترم۱۵ پیام منم بزارین شاید کسی تجربه مشابه داشت تونست راهنماییم کنه راستش من تقریبا
با اینکه یه سال پیش یه کاری کرد که ازش متنفر شدم وفوش ونفرینی نبود که بهش نداده باشم پیش خودم ولی با این حال بازم نادیده گرفتم
نمیدونم میدونه یا نه
ولی خب یه بار بازی بازی بهش گفتم روش کراشم🤦♀
نمیدونم نظرشم راجبم چیه ها وجدیدا هم که حلقه انداخته دستش واحتمال میدم نامزد کرده😕
ازطرفی دیگه، یکی دیگه هم شیش هفت ساله دنبالمه وتقریبا میشه گفت تا الان دوبار ازم خواستگاری کرده یه بارم کلاس چهارم بودم
تا الانم مونده
وپارسال سر یه موضوع چتم باهاش شروع شد وتا الان ادامه داشت ولی چون یکی دیگه رو دوست دارم الانا باهاش سرد شدم که وابسته نشه اگه یه وقت به عشق خودم رسیدم لطمه نبینه ولی خب حالش خوب نیست
وبا چشم خودم تو این یه سال شاهد این بودم که تونستم حالشو خوب کنم هر وقت باهاش سرد شدم اینجوری میشه
همین الانشم پایست که بیاد خواستگاری ولی من اوکی نمیدم چون میگم شاید به عشقم برسم ولی امیدوار نیستم
وازطرفی هم تو کانالتون عواقب زود ازدواج کردن رو میبینم نمیدونم چیکار کنم
ممنون میشم راهنمایی کنید
من عاشق یکی دیگه یکی دیگه عاشق من 😕
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
✳ تجربه و تغییر مثبت در زندگی 🌹
سلام در مورد خواستگاری میخوام بگم
من دختر روستا هستم و همه همدیگه رو میشناسیم ولی سوال پرسیدم تعریف از حجاب چیه آیا فقط چادر رو حجاب میدونی؟
گفتم تو خونه اگر مهمونی باشه پذیرایی با منه کارای آشپز خونه با خواهرام من با مردا سلام احوال پرسی دارم و چای میگردونم تو مجلس ومیدونم این اخلاقم تغییر نمیکنه گفتم که بدونی و بعد ها نگی دوس ندارم جلو مردا دولا و راست بشی چای بدی.
گفتم دوستای صمیمیت کیا هستن و چرا اینا رو دوست داری و باهاشون صمیمی هستی.
گفتم من اهل مهمونی رفتن و مهمونی دادن هستم الان میگم که بدونی.
گفتم من عاشق درس خوندن هستم چه الان چه بیست سال دیگه اگرخواستم ادامه تحصیل بدم دوس ندارم مانع بشی.
گفتم من بچه زیاد دوس دارم دختر و پسر برام فرق نداره بنظرم حتما برا تعداد فرزند صحبت بشه 👌
ازش پرسیدم چی تو وجود من دیدی که فکر کردی میتونم بشم همدم تو.
قراره بعد ازدواج کجا زندگی کنیم رابطتت با مادرت تا چه حده. تاچه حد تو کارهات با خانواده مشورت میکنی.
گفتم من با فلانی وفلانی دوستم به این دلایل اونا رو دخترای خوبی میدونم و دوست دارم تا آخر عمرم باهاشون رفت و آمد داشته باشم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882