🧿💙🧿
#خاطره
سلام به همراهان عزیز
چندوقت قبلترمجبورشدم تنظیمات کارخانه بزنم همه شماره هام پاک شد بعدسرظهرتابستون که کلی منتظراتوبوس مونده بودم برام پیامک اومدکه شمارش به چشم آشنابودولی بادم نمی اومدهمون موقع هم اتوبوس رسیدوسریع سوارشدم
تواتوبوس پبام روبازکردم نوشته بودسلام دخترعمه خوبید؟
منم فکرکردم دخترداییمه سیوش کردم مریم جوابش رودادم اوه چقدر باکلاس شدی
بله ممنون
خودت وهمسرت ونی نی تون خوبین؟
ازهمسرت راضی هستی؟
اونم گفت ممنون خوبیم
بازمن پیام دادم اون کوچولوی جیگرت چطوره؟
اونم گفت بچه منو دوست داری؟ 🥰
گفتم وا اینقدرکه اون فسقلت کوه نمکه مگه میشه دوستش نداشت عاشقشم
گفت کدومشون روبیشتر دوست داری؟
گفتم وا پسرت رو میگم خنگ خدا؟
وای یعنی الان بارداری؟😍
خیلی خوشحال شدم مبارکت باشه🥰
گفت ببخشیدالان شما فکرکردین من کیم؟
گفتم خب معلومه دیگه مریم
گفت من حسینم
(ایشون همسر سابقم بودن که بخاطر عدم توانایی مادرشدن من جداشده بودیم)
هیچی دیگه چشتون روز بد نبینه اینقدرهول کردم صورتم شده بود مثل لبو دستام قدرت نگه داشتن گوشیمو نداشت یعنی گندزدن به تمام معنی رو تجربه کردم تاچندوقت اعصابم برا این سوتی داغون بهم ریخته بود
خدا براهیچکس نیاره
#ثمانه
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام دوست عزیزی که به برادر دوستش کمک کرده واوناهم قدر نشناس بودن
عزیزم اگر اونهمه لطف وبرای رضای خدا انجام داده بودید الان اینقدر ناراحت نمی بودین
الان هم دیر نیست شما با خدا معامله کنید که هم خیردنیا داره هم آخرت
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
خانم ۱۸ ساله ای که نامزد هستی ونامزدت رابطه میخواد
عزیزم اول اینکه شما بهم محرم نشدید پس کارتون زنا محسوب میشه
دوم همه ی مردها تو دوران عقدونامزدی اینطورین ومیگن تو زن من هستی اما هیچوقت این اشتباه و نکن هرکا ری زمان معیین شده ی خودشو داره
ممکنه بعداز چندوقت دیگه باهم نسازید وخواستین نامزدی وبهم بزنید
ممکنه هراتفاقی خدای نکرده فوت کنن .
دوستی داشتم تو دوران عقد رابطه کامل باهمسرش داشت بعداز چندماه خیلی اذیتش میکرد خانوادش گفتن طلاق بگیر نتونست ازدواج کرد الان بیست وچندساله با بددل وشکاک بودن شوهرش داره میسوزه ومسیازه طوریکه اجازه نداره حتی تو خونه رژ بزنه 🙁
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
خانواده شوهرم خیلی دخالت میکنن....
سلام به همه
منم تشکر می کنم از این کانال خوب و عالی
منم مثل همه شما زندگی مو با خوبی و شادی شروع کردم ولی از همون اول دخالتهای خانواده شوهرم خودشو نشون داد ولی من فکر نمی کردم تا اینجا و تا ۱۶ سال زندگی من ادامه دار باشه ..من ۲۱ ساله بودم که زدواج کردم الان ۳۷ ساله هستم با دوتا فرزند ..چند بار خواستم واقعا برم در خواست طلاق بدم ولی به خاطر این دوتا فرزندم نتونستم ..دخترم ۱۵ ساله و پسر ۸ ساله دارم ...خانواده شوهرم اینقدر دخالت دارن کلا در هرچی که حساب کنید دخالت میکنن و حتی بعضی وقت ها با دروغ شوهرم رو پیش خودشون میگش و از پشت سرم منم خیلی حرفها الکی چرا زنت با حجابه چرا به حرفش گوش دادی و لباس خرید ..چرا واسه دختر ت دوتا شلوار خریدی و خیلی چیز های دیگه ..اینقدر اذیت شدم که نگو شوهرم هم خیلی حرفشون رو گوش میکنه حتی میبینه اشتباه میکن ولی نمی دونم چی میشه که اونم حرف اشتباهشون قبول میکنه بخدا نمی دونم چه کنم اخه خانواده شوهرم فامیل هم هستیم خالمه ..تورو خدا کمک کنید ..با اومدنم تو این کانال کلی ارامش و کلی کار های خوب یاد گرفتم ولی فقط یک طرفه نمیشه که ..کمک کنید واقعا سخته یک زندگی رو ساختن ولی نابودیش کاری نداره من بخدا بخدا فقط فقط به خاطر بچه ها موندم 😐😐😐
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
در رابطه با خانمی ک نامزد هستن و هنوز عقد نکردن شوهرش ازش رابطه میخواد
نه عزیزم همچین اشتباهی نکنی ..بنظرم ادمی ک الان اینقدر راحت میگه من میتونم برم با کسی دیگه باشم اصلا بدرد زندگی نمیخوره ...و ازتویی ک هنوز محرمش نیستی رابطه میخواد بگو مهم اینه ک الان بتونیم کنترل کنیم خودمونو .اما بنظر من بدرد نمیخوره ادم درستی نیست
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿🧿💙🧿
#عشق_جان ...
وقتی عکس جدید براتون می فرسته بجای تعریفای تکراری، مثل شهریار بهش بگید :
در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم
همه چشمانِ جهان ، گو به سرم بشتابند !
ذوق میکنه و
چشاش گلبی میشه واستون 😂😂
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🧿💙🧿
#تجربه_اعضا 💕🍃
شرایطشو داشتیم ولی خدا نخواست......
من حدود ۲۳ سالم بود که یروز یکی از همکلاسی های دانشگاهم بهم زنگ زد نمیدونستم حتی شمارم و از کجا آورده ولی بعدا فهمیدم از دوستام گرفته و.........
بعد که جور شد و بارضایت کامل خوانواده ها ازدواج کردیم همون اول قرار گذاشتیم که از خوانواده هامون چیزی قبول نکنیم(خونه ماشین )و خودمون زندگی رو بسازیم بعد بچه دار بشیم .
خدا رو شکر زندگی خوبی رو داشتیم تااینکه ۷ سال از ازدواج مون می گذشت و ما شرایت بچه دار شدن رو داشتیم ولی دیگه خدا قهرش گرفته بود و ما بچه دار نمی شدیم.
تااینکه شد ۱۰ سال شد و دیدیم که بازم هیچی به هیچی
دیگه داشتیم ناامید میشدیم همچنین خوانواده شوهرم هم به شوهرم پافشاری میکردن که یه زن دیگه بگیره .
منم ته دلم آتیش بود ولی نمی تونستم ببینم شوهرم بچه میخواد و خوانوادش هم فکر میکنن مشکل از منه و اون داره نسبت بهم سرد میشه .
تااینکه دل و زدم به دریا و گفتم بیا بریم آزمایش بدیم ببینیم که مشکل از کدوممونه.
اونم قبول کرد و رفتیم و معلوم شد هیچکدوم مشکل نداریم
یه ماهی گذشت و با کلی نذر و نیاز خدا بالاخره به ما یه دختر داد که اسمش و نیایش گذاشتیم .
ولی میخوام بهتون بگم که اگر همون اول زندگی شرایت بچه دار شدن رو دارید پیشگیری نکنید چون ممکنه مثل من بشید .
ممنون از کانال خوبتون
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام برای دختر 18سال ای که نامزدش ازش رابطه میخواد
وایییی عزیزم واقعا درکت میکنم منم تو همچین موقعیتی قرار گرفتم ولی برای من دوماه بعد از نامزدیمون اتفاق افتاد ولی اگه یه درصد به عقب برمیگشتم هیچوقت همچین کاری رو نمیکردم چون الان یک ساله که نامزدی هستم توی این مدت چندین بار خانوادش بینمون دعوا راه انداختن و داشتن باعث بهم خوردن نامزدیمون میشدم😔
متاسفانه بخاطر رابطه ای که داشتم و آبروم نتونستم بهمش بزنم و مجبور شدم خودم برم جلو و معذرت خواهی کنم با وجود اینکه اصلاااا مقصر من نبودم البته من دخترونگیمو دارم و رابطه کامل نداشتیم
اصلا همچین کاری نکن و سعی کن زودتر عروسی کنی چون اونجوری واقعا از دو طرف بهت فشار میاد الان من از یه طرف نامزدم میگه عروسی کنیم از یه طرفم خانوادم میگن زوده هنوز 😬😬 واقعا این وسط گیر افتادم محل کار نامزدمم از محل زندگیمون فاصله داره و واقعا جفتمون اذیت میشیم البته توی اینم که نامزدت مرده و نیاز داره شکی نیس این تجربه من بود امیدوارم بتونی با خوندن پیامم تصمیم درست بگیری 🥰
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🎶♥️🎶
زود عصبی میشم....
سلام خوبین میخواستم مشکل منم بزارین تاراه حلی واسش پیدابشه
۶سالم بودپدرم فوت کردمامانم تو۱۴سالگی به اجبارشوهرداد۱۵سالم بودکه پسراولم به دنیااومد۱۸سالم بودبچه دومم به دنیااومدبچه دومم یکسالش بودکه ناخواسته باردارشدم زندگیم خوبه خداروشکرشوهرم آدم خوبیه طفلی خیلی هواموداره ولی مشکلم اینه خیلی زودعصبی میشم وقتیم عصبی میشم نمیتونم خودموکنترل کنم بچهاخیلی شیطونی میکنن منم کتکشون میزنم شدیدتوروخداکمکم کنیددیگه نمیتونم اینجوری ادامه بدم رواعصاب بچهام تاثیرمیزاره
خواهشن قضاوتم نکنیدفقط کمکم کنیدکه زودعصبی نشم وبچهاموکتک نزنم خیلی شرمندم که کتکشون میزنم ازخودم بدم میاد کمکم کنید
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام
خانم عزیزی که پای بچتون بعد از تزریق درد داره و زمین نمیذاره.
من وقتی واکسن دوماهگی بچم رو زدم، مواد توی پاش جمع شد و تقریبا دوهفته جای سوزن سفت و متورم بود
هر روز میبردمش حمام توی تشت آب گرم میذاشتم و آروم اروم ماساژ میدادم. کم کم خوب شد .
نگران نباش توکل به خدا که چیزی نیست.
ولی کلا هروقت برای بچه تزریق انجام میدین اجازه بدین بچه پاهاش رو تکون بده یا راه بره که مواد تجمع نکنه و کمتر اذیت بشه.
ان شاء الله همه بچه ها سلامت و شاد باشن.🌺
Zهستم
#تجربه
#خاطره
#مشاوره
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
نوزادای دیگه هم بودن اما دستگاه گرمای بالاسرشون براشون روشن بود اما برای بچه من روشن نکرده بودن گذاشتنش دست وپاهای ظریف وبی جونش که سروم بهش وصله یخ کرده ازسرما ومن بادیدن این صحنه ها همش کارم گریه بود بچه ام زردی هم داشت تودستگاه زردی هم میزاشتنش هریکی دوساعت باید لخت ازتوی دستگاه بردارمش لای پتو بگیرمش وباسختی که حتی بیدارم نمیشدباسرنگ شیرخشک بدم بازبزارمش تودستگاه .خلاصه که هرچی تونستم تلاش کردم تا شیرخودم روان شد ولی چون سینه رونمیگرفت مجبوربودم باشیردوش دستی وبرقی می دوشیدم وبه هرنحوی یا باقاشق کوچیک یاباسرنگ یا شیشه شیربه بچه دادم تا آغوز و شیر مادروبخوره وبدنش قوی تربشه تا۸روز بیمارستان نه استحمامی نه مراقبت چندانی ازخودم داشتم فقط فکروذکرم بچه بود روزهشتم خوشحال که مرخص شدیم ومیریم خونه . دوروز بعدکه حمام روز دهم رفتم ونوزادم بردم با دعا وتوسل بالاخره سینه مادرو گرفت وخورد 😍 اما ازهمه بدتراینکه همون روز متوجه شدم دهنش برفک گرفته وبردیمش دکتر دارو دادقطره نیستاتین داد که خیلیم تلخه باید تودهن بچه می موند اما طفلی نوزاد سریع میخوردش وکلی هم گریه میکردشاید ۲۰یا۳۰تا دیگه هم از همون قطره براش میگرفتم مصرف کردم، تادهنش خوب میشد قطره روقطع میکردم بازفرداش دوباره میدیدم دهن بچه برفک داره وکم کم به مجرای شیرخودمم منتقل شده بودو دردو سوزشی عمیق توی سینه احساس میکردم به حدی که میگفتم راضی به قطع عضوم وبچه هم طفلی شبانه روز کارش گریه بود چون دهنش میسوخت به خودمم دکترگفته بود هرروز استحمام کن لباس نخی بپوش پمادم داده بود استفادده کنم وگفته بودبامحلول جوش شیرین هم شستشو بده بازخواستی بچه شیربدی بشور بازبعدشیردادن دوباره همین کارا روانجام بده یعنی روزی چندنوبت .... واین کارام دست تنها وبا نوزادی بااین شرایط که همش درحال گریه است واقعا سخت ومحال بود خداییش😢😩 خلاصه مصیبتی گیرکرده بودم که نگو ونپرس . برفک لعنتی تا۳ ماهگی بچه هرچی درمان میکردم فایده نداشت خوب نمیشد هی ازین دکتر به اون دکتر اما بی فایده ، خانواده شوهرم این وسط مصیبت عظیم تربودن که ای عروس توچرا این بچه رودکتر میبری نمیخاد ببری خودش بزرگ میشه خوب میشه آخه یکی نیست بگه خب بچه باید حالش خوب باشه و دوام بیاره که بزرگ بشه یانه؟بعدشم دکترببرم پول دکتر و درمان شو باباش میده به شماها چه ربطی داره اگه کاری وکمکی نمیکنید لااقل استخوان لای زخمم نباشید بیشترمنو حرص ندید اینام ازیه طرف رو اعصابم بودن با حرفاشون وکاراشون که توچرا میری خونه مامانت که کمکت کنه؟باید توبچه داری مستقل بشی و روپای خودت بایستی نبایدازخانوادت(یعنی پدرومادرم که خداشاهده تاچهل روز منو باخرج خودشون(گوشت گوسفندی گرم وتازه خریدن گوشت بوقلمون خریدن روغن زرد و میوه و.... حتی دکترم خودشون باماشین خودشون ببرن یا ویزیت دکتروداروشم خودشون بگیرن به هوای اینکه بابای بچه سرکارهست ومشغله داره ) به بهترین نحو توخونه خودشون ازمن وبچم پذیرایی کردن وجمع وجورمون کردن وشبانه روز باهام بچه داری کردن ) اینا میگفتن نبایدازاونا کمک بگیری یامیگفتن توچرا بچه رو انقد دکترمیبری... .یعنی دیگه بهشون آلرژی گرفته بودم دلم نمیخاست بیان وببینمشون چون بیشتر حرصم میدادن با حرفاشون هی مجبوربودم غم هامو بریزم تودل خودم .یبارم که مادرم اومده بودخونه من که فکرکنم برا واکسن دوماهگی بچه بود که بردیم واکسن زدیم واومدیم مادرم شب میخاست پیشم بمونه که یه وقت اگه بچه تب کرد کنارم باشه مادرشوهر روباه صفت با مکر وحیله مادرمنو ازخونه من بیرون کرد گفت شما برو خونه تون من میام امشب پیششون می مونم بعدم که مامانم با این حرفش مجبورشد و رفت مادرشوهرمم گذاشت رفت خونه شون اون شب که نیومد هیچ حتی زنگم نزد حال بچه رو بپرسه فرداشم نیومد نه زنگ زدتایه هفته هم اصلا خبری ازش نشدمفقودالاثرشد بعدیه هفته پیداش شد. با یادآوری این کاراش واینکه باعث شد شوهرم بامن وخانوادم که انقد درحق زن وبچه اش خوبی ولطف کرده بودن دچاراختلاف بشه وحتی دوسال با خانواده من قطع رابطه کنه حالم ازخانواده شوهر به هم میخوره برای تمام اذیت هایی که درحق من کردن . جونم براتون بگه برفک دهن بچه ادامه داشت تااینکه چند روز قبل تعطیلات عید نوروزبود هنوز بچم ۲ماهش بود دکتر گفت برو وهمه چیزایی که گفتم انجام بده ورعایت کن هرنوبت بعدشیردهی اگرتا۳ ماهگی خوب نشد بیار تاازخون بچه نمونه آزمایش بگیریم شاید بچه مشکل نقص سیستم ایمنی داره باز تا۳ماهگی جوش وغصه وگریه که خدایا نکنه بچم مشکل داره تعطیلات نوروز بود ومن باروح وروان داغون وجسم پریشان یکی ازاقوام رودیدم که شفای درد من وبچم تواین دیداربود وبهم گفت فلان دارو بگیروهر۸ساعت یکی بخور ۲۰دقیقه بعدش به بچه شیربده خوب میشه منم انجام دادم وبه سه روز نکشید بچه خوب شد وخودمم خوب شدم وکلی دعاکردم که ازین همه غم نجاتم داد.
👇👇👇👇👇👇👇👇