eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11هزار دنبال‌کننده
42هزار عکس
704 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🎶♥️🎶 همسرم خیلی شلخته اس..... سلام عزیزان دل سوالی داشتم : من خانومی۲۹ساله هستم وشوهرم ۳۵سال هستن ایشون ازهمه لحاظ خوبن ولی بسیاااارشلخته هستن راهکاربدین چکارکنم باهاش تایکمی مرتب تربشه منم خسته میشم اصلااا هم کارایی که توخونه انجام میدم نمیبینن ایشون،واینکه گاهی اوقات میون حرفاشون ازکلمه هایی استفاده میکنن که من ناراحت میشم چکارکنم چطوری بگم که حالیش بشه ممنون ازتک تک راهنماییاتون. 💜طلاخانوم از تهران💜 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🧿💙🧿🧿💙🧿 :😉💕 ⠀ <وقتی دلبر میگه "دوستم داری؟" مثل سعدی بهش بگو : «‌چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد؛ تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم» همینقدر عمیق و بهم مبتلا:)♥🫂🌱> ⠀ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ ♡ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ماهی خانم ،، شاید زندگی من با همه شما فرق کنه من یکسال نامزد بودم من 17سال شوهرم 23 سال 97که شوهرم برای کار به شهر آمل رفت و آنجا تصادف کرد ورفت کما؛😔
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام ماهی خانم ،، شاید زندگی من با همه شما فرق کنه من یکسال نامزد بودم من 17سال شوهرم 23 سا
تا چهارده روز توی کما بود بعد به هوش امد هیچ کس رو نمی‌شناخت فقط منو میشناخت اونم اون قدر پیشش بودم به خاطر همون؛سه ماه زمستان آمل بودم البته تنها که نبودم خانوادش هم بود چون ما بجنورد هستیم صبح میرفتم بیمارستان تا شب اونجا گریه میکردم و قرآن میخوندم تا یازده شب با خواهر شوهرم میرفتیم خونه تا فردا صبح کارمن فقط شده این، تا بلاخره مرخص اما پاهاش شکسته بود اونجا عمل نکردن به شهر دیگه ای بردیم واسه عمل منم دوماه خونوادمو ندیدم از این شهر به اون شهر با خانواده همسرم واسه دکتر تا اوردیم خونه تا نزدیک یه سال مثل بچه های کوچیک ازش مراقبت کردم حتی براش لگن هم میاوردم واسه دستشویی، اعصابش خورد میشد فحش میداد هرچی دم دستش بود پرت میکرد ، اصلا داغون شده بودم مثل بچه ها،اما من چون دوستش داشتم ولش نکردم تا خوب شد ، شوهرم که پول نداشت اون وقت سرکار نمیتونست بره پدر شوهرم نامرد آورد یه عروسی خانوادگی گرفت برامون بدون هیچی می‌گفت کرونا یه چون اوج کرونا بود اون موقع خداروشکر شوهرم تو حیاط پدر شوهرم خونه برامون ساخته بود جهیزیه هم خریده بود قبل تصادفش عروسی کردیم اومدم خونه خودم خداروشکر الان کار میکنه خرجمونو میده یه پسر هفت ماهه هم دارم اما چون توی حیاط پدر شوهرهستیم مادر شوهرم هم اذیت میکنه هم خیلی روی مخه😔 اینم بود زندگی من لطفاً پیاممو بزار گلی جان منم باشم مادر گل پسرم😍 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
یادمہ‌ یه‌ بار‌ وسط‌ دعوامون‌ گفت : حالا‌ اينارو‌ ول‌ كن ؛ شما‌ میدونید ڪھ‌ چقدر چشاتون‌ قشنگه . ‌. : )!♥️'🎼
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام در جواب برادر ۳۰ ساله که احساس میکنه نامزدش بهت خیانت میکنه برادر گرامی شما در مرحله ی حساسی هستی حساب یک عمر زندگی است با توجه به گذشته ی نامزدت شما الان با تامل و فکر تصمیم بگیر اگر میتونی مخفیانه پرینت تلفن همراهش را بگیر برای خاطر جمع شدن خودت يا گوشیش را هک کن و به مکالماتش گوش بده با توجه به اینکه از دو شهر متفاوت هستین تحقیقات محلی را به صورت گسترده انجام بده نگذارید تصمیم اشتباه یک عمر پشیمونی برات بیاره 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 عروسی دخترم.....
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 عروسی دخترم.....
باعرض سلام وخسته نباشید به آدمین عزیزوهمگروهی های گرامی، عرض کنم خدمتتون دخترم نامزدهس 27ماه هس عقدکردیم سه هفته پیش خانواده شوهرش اومدن قرارعروسی بزان دومادبامامان وباباش اومدن پدرشوهر ش اول کلام گفت ماه عسل ماهم ازاول شرط مون جشن توتالاربود دخترم گفت من ماه عسل دوس ندارم ماه عسل یه مسافرت هس بعداهم میشه رفت بعداقبول کردن جشن بگیریم اونهم شراکتی هرچی خرج میکنیم به تعدادمهمونهامون هرکی خرجشوبده روزبعد گفتن بیایین بریم تالارهاروببینیم من بادخترم، دوماد هم بامامانش رفتیم چندجارو دیدیم برگشتیم رو بعد مامان دوماد زنگ زدگفت به آقاتون بگین بره فلان تالار رو رزو کنه آقامنم رفت رزو کرد الان دعوا راه انداختن شما اون تلارروبدون اطلاع ما رزو کردین اونجاگرون هس الان سه هفته هس قهرکردن منم واسه دخترم جهیزیه همه چی درجه یک شو خریدم یک واحدآپارتمان داریم اون میدیم برن بشینن هیچ پولی هم واسه آپارتمان نمی‌خاهیم منم میگم جهیزیه ازما خونه ازما پس شمانصف هزینه جشن رو نمی خواهین تقبل کنین درضمن مادردومادگفته رو لحاف وتشک روهم شماتهیه کنین چون رسم ماهس که رولحاف وتشک ها دومادبخره خواستم ازاعضای گروه کمک بگیرم آیاکارشون درست هس درضمن شغل دوماد هم خوب هس پردرآمدماشین داره مغازه داره ماهم گفتیم فعلاواسع خونه گرفتن پولش جورنیست توآپارتمان مابشینن به نظرتون ماچیکارکنیم دخترم میگم یعنی من ارزش یه جشن، رو ندارم اینها اینجور فیلم بازی می کنن به نظرتون الان طلاق ش بگیریم خوب هس خواهشا بنده وراهنمایی بفرماییدممنون میشم منم مادر دوتاگل 🌺 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 برای طلا خانم عزیزم دخترقشنگم معلومه حسابی کدبانو وخانم مرتبی هستی تبریک میگم. یک تجربه شخصی که برای شلختگی جواب داد😁 اولا که هی تذکر نده لباستا آویزون کن جورابتا بردار شلوارت رابزارسرجاش اصلا☺️ درعوض ی مدت اصلا کاربه کار لباسها ووسایل شخصی همسرتون نداشته باش خیلی حرص درآره ولی تحمل کن. مثلا جورابش راپرت کرد گوشه اتاق بزارهمونجاباشه ووقتی لازمش داشت ودید کثیف وپرسید چرانشستی بگو من هرچی لباس توسبد رخت چرکابود شستم پس این کجابوده😁😁😁کلا خودتا بزن به کوچه علی چپ. قرار نیست شمابرای شوهرت مادری کنی وهمه وسایلش رامرتب کنی ومثل بچه مدرسه ای راهیش کنی بزارخودش انجام بده یادمیگیره فقط صبروحوصله میخواد. درباره بدحرف زدنش هم هروقت کلمه ای که دوست نداشتید گفت سریع بوسش کن وبگو آقای باادب وعزیزمن اینهمه خوبی داری چرااین حرفا زدی اصلا به این هیکل ورزشکاری نمیاد ازاین حرفا ...😁 بعدش کلمه موردنطرخودتا بگو چندبارکه بگی اونم عادت میکن ولی هرباربا یک روش براش یادآوری کن. چون آقایون پسرهای تخسی هستند که ازحرفی که مستقیم امری باشه متنفرن ولج میکنن. الهی که خونه دلتون پراز آرامش وآسایش عزیزدلم 🌺🌺🌺 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 باعرض سلام وخسته نباشید ب ماهی خانم که این گروه رو زدن که همه درد و دلشونو بگن چه شوخی چه جدی.سلام ب همه،شرمنده پیامم طولانی هستش،پدربزرگم 2تا زن داشت
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 باعرض سلام وخسته نباشید ب ماهی خانم که این گروه رو زدن که همه درد و دلشونو بگن چه شوخی چه ج
ازمادربزرگ من1دختر4تاپسر،ازاون مادربزرگم1دختر1پسر.مابا اون عمو و عمه زیاد رفت وآمد نداشتیم بچه های عموم می اومدن خونمون ولی ما خیلی کم میرفتیم خونه شون من یه اخلاقی داشتم که خونه ما هرکی می اومد خودمو نشون نمیدادم میرفتم یه اتاق همونجا کارامو میکردم بعضی هاکه منو میدیدن اصلانمیفهمیدن که بابام یه همچین دختری هم داره.من باپسرعموم ازدواج کردم سال92برج7عروسی کردیم امسال میشه10ساله که ازدواج کردیم،ازدواج که کردیم رفتیم خونه عموم زندگی کردیم بعد دیدم زن عموم هی باهام یجوری دیگه رفتار میکنه بعدمن ب شوهرم گفتم من نمیتونم اینجا مامانت منو اذیت میکنه اینقدر گفتم خودشم دید بعد3ماه از خونه عموم رفتیم مرغداری بعداز ماه ازمرغداری رفتیم تهران مستاجری الان هنوزهم مستاجریم،اولش زندگیمون خوب نه به اون خوبی که شما فک میکنید،ولی ما ازهمون اول ازدواجمون باهم دعوا داشتیم و داریم.مامانش بهم گفت تو دختر نبودی منم گفتم اگه دخترنبودم چرا اومدی خواستگاری نمی اومدی میرفتی یجا دیگه خواستگاری که دخترمیبود ولی اون همیشه اذیتم میکردبا حرفاش فک کنید اگه شوهرم میرفت سرکار مادر شوهرم میگرفت بخاری رو خاموش میکرد یا بهم میگفت صبح زود بلندشو کارارو انجام بده هربلایی که خواهرشوهرش ومادرشوهرش سرش آوردن میخواست سرمنم بیاره،شوهرم یه اخلاق بدی داره که بهش گفتم اگه دعوای چیزی داریم تو خونه خودمون حرفشو میزنیم ولی دیدم شوهرم یجورایی پیش خونوادش رفتارمیکرد که همه میفهمیدن بعدم دخالتای مادرشوهرو خواهرشوهر شروع شد.یه سری هم توگوشی شوهرم پیام دیدم زنگزد خانوم بود بهش گفتم چرا زنگزدی میگه بخدا من زنگنزدم گفت حتما کارخواهرشوهرمه گفت خودتو جمع میکنی یابد جمعت میکنم بعد دلم طاقت نیاورد ب شوهرم گفتم اولش قبول نکرد ولی بعدش قبول کرد که خودم زنگ میزدم بهش منم گفتم که میدونم کار تو نبود کار دوستای بی همه چیزت بوده ولی بازم پشت دوستاشو گرفت باز دیشب از سرکاراومد چای واسش گذاشتم دیدم چایشو خورد بعد نیم ساعت رفت بیرون من عادت دارم شاممو زودتر درس کنم تا زودتر بخوریم من دیدم نزدیک ساعت9شبه گفتم واااا چرانیومد ماتا الان شام میخوردیم گفتم یه زنگبزنم کجاست زنگزدم گفت دارم میام خونه بعدمن صدای ماشینشو شنیدم ب پسرم گفتم برو نگاه باباته رفت نگاه کرد بعد5دقیقه اومدگفت آره بابامه بعد رفتم بیرون دیدم تو ماشین داره با گوشی حرف میزنه بعدش رفتم پیشش دیدم گوشی رو قطع کرد بعد گفتم باکی حرف میزنی گفت بامامانت منم گفتم با مامان خودت بیارگوشیتو ببینم شماره مامان کیه ندادگوشیشو هرکاری کردم نداد دیگه من گفتم پس تو با یه بلانسبت شماها یه فاحشه ی من واست شدم کوزت بشور بساب درس کنم تو بری عشق وحالتو با یه ج....ه کنی دیگه مخم صوت کشید از کارش هرچی از دهنم اومد گفتم بهش هرچی گفت جوابشو دادم بخدا با نداریش بسوز و بساز الان جواب این همه سال زندگیم اینه که میگه برو واسیه خودت مگه جرم مازنای که باشوهرمعتاد سیگاری و دست بزن بسوز وبسازیم چیه الان دوتا بچه دارم یه پسر5ساله یه دختر8ماهه الانم مجبورم بخاطر بچه هام بسوزم و بسازم ولی هیچ وقت نمیبخشمش .کتکشو من بخورم عشق وحالش واسیه آقا ست نداریشو من بکشم عشق و حالش واسیه آقاست مادراشون اگه کارای پسراشونم ببینن بازم گناه کار عروس بدبخت میشه دیگه بریدم خسته شدم نه پول میده برم دکتراعصاب نه پول میده یه روان شناسی برم نه پول میده ب خودم برسم حتی پول تو جیبی هم نداده نمیده دیگه دیشب هرچی تو دلم بود گفتم بهش گفتم اگه پول میدادی من ب خودم برسم هیچ وقت اینطوری نمیکردی گفتم اگه من بخودم برسم اون فاحشه ها ناخن کوچیکه من نمیشن گفتم اون فاحشه ها با10نفرلاس میزنن بعد قیافه عجوزه شون میرسن یاشوهرای بدبخت شونو تیغ میزنن ب عنوان اینکه دوستمه با اینو اون لاس میزنن زندگی یکی دیگه رو ب فنامیدن.گفتم اینطور زنا فقط حسودی میکنن که اونو ببین هیچی نداره ولی با شوهرشو بچه هاش خوشه بزار برم خوشی شو خراب کنم.دیگه ببخشید سرتونو ب درد اوردم اینقدر فاحشه و ج....ده گفتم معذرت میخوام ناراحتتون کردم.کامل کامل نتونستم همه چیزو بگم شرمنده. 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی جونم درمورد آقای ارسلان واقعأ دیگه باید چی از این خانم ببینین که قیدشو بزنین برای من سواله مگر اینکه خودتونم با این مسائل مشکلی نداشته باشین لطفا اینقدر سهل انگاری نکنین 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882