eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11هزار دنبال‌کننده
41.9هزار عکس
690 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
•••====✨🌸💖🌸✨====••• حلقه ی زوری... 🌿🌿🌿🌿🌿 از‌ تلخ‌ ترین‌ جملات‌ تاریخ‌ ادبیات‌ شاید‌ عبارتِ‌ کتابِ : ‹ اِني‌راحلة › السباعی‌ باشه؛ جایی‌ ك‌ دختری‌ عاشق‌ رو‌ با زور به‌ عقدِ مردِ دیگه‌ای‌ در‌میارن ؛ وقتی‌ حلقه‌ رو‌ دستش‌ میندازن میگه : ‹ يمكنُ‌ أن‌ يُخنقَ‌ من‌ إصبعه . . › هرگز گمان‌ نمیکردم‌ ك‌آدمیزاد‌ ممکن‌ است از‌ انگشتانش‌ هم‌ به‌دار‌ آویخته‌ شود ! منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• همسرم شرط گذاشت .....!
مَــــــــنِ آرام💜✨
•••====✨🌸💖🌸✨====••• همسرم شرط گذاشت .....!
من مادر دوتا گل دختر هستم، سال ۹۱ عقد کردیم و سال ۹۲ ازدواج ،چون سرکار میرفتم همسرم شرط گذاشته بودن تا موقعی که بچه نداریم، میتونی بری، بعد از یکسال و خرده ای تصمیم به آوردن فرزند کردیم و بعد از سه ماه باردار شدم اما جرات نمی کردم به مامانم بگم چون میدونستم ناراحت میشه و میگه خیلی زوده، تا سه ماهم تموم شد هیچ کس جز همسرم خبر نداشت. ویار سختی داشتم، هیچی نمی تونستم بخورم، سرکار هم استعفا دادم، مادرم آخر ماه سوم بود بهشون گفتم، نوه اول میشد دخترم اما وقتی شنید اصلا خوشحال نشد، ما خودمون یه خواهر و برادر هستیم، چند ماه بعد مراسم عروسی برادرم بود و مادرم ناراحت از اینکه میذاشتی عروسی برادرت تموم بشه بعد بچه میاوردی،الان عروسی اون کلی هزینه داره، که به حق میگفت اما من ایمان داشتم خدا روزی رسان هست، نگران بود دست و بالم خالیه، سیسمونی نمیتونم بگیرم و این حرف ها، از طرفی ناراحت از اینکه چرا کارم رو رها کردم. خلاصه حلمای قشنگ من سال ۹۴ بدنیا اومد، رزق و روزی خودش رو آورد ماشین مون رو عوض کردیم و صاحب خانه که ادم بسیار با شخصیتی بودن اون سال نه پول و نه کرایه رو اضافه نکردن، گفتن شیرین بچه دار شدن تون... دخترم داشت بزرگ میشد، از شیر گرفتم بعدم از پوشک که همسرم پیشنهاد داد بچه دوم و بیاریم، من مخالف کردم الان زوده ولی ایشون میگفت هرچی فاصله کم تر باشه بهتره که الان متوجه شدم کار خوبی کردم، خلاصه یه سفر کربلا رفتیم از اونجا برگشتیم و من سه ماه بعد باردار شدم، بازم همون ویار و حالت تهوع های اذیت کننده اما همچنان جرات نداشتم به مامانم بگم، خلاصه سه ماه کامل تموم شده بود، تازه وارد ماه چهارم شدم که مامانم متوجه شد از رنگ پریدگیم، وقتی متوجه شد انقدر دعوا کرد منو که چرا انقدر زود، بچه ات خیلی کوچیه تازه داره ۳ سالش میشه، خیلی ناراحت شدم و دلم شکست اما به روی خودم نیاوردم، از طرفی ام تو قوم و خویش حرف و حدیث که انقدر زود دومی رو آورده، شوهرش لابد پسر می‌خواسته، خیلی ناراحت میشدم از این حرف ها اما اصلا اهمیت نمی دادم و فقط برای سلامتی بچه ام دعا میکردم. خلاصه دختر دومم هم سال ۹۷ بدنیا اومد، فاصله سنی اش با خواهرش ۳ سال بود، برعکس اینکه همه میترسوندن منو که بدنیا بیاد خواهرش حسودی میکنه، اصلا اینطوری نبود، دخترم با اینکه ۳سال بیشتر نداشت ولی انقدر دوست اش داشت، پا به پای ما با بزرگ شدن خواهرش ذوق میکرد و الحمدالله همبازی خوبی برای هم شدن. الان حدود یک ساله همسرم برای فرزند سوم میگه اقدام کنیم منتها منتظر بودم بدنم یه کم قوی بشه، چون دوتا سزارین با فاصله کم داشتم سر دختر دومم انصافا اذیت شدم، دعا کنین انشالله صاحب فرزند سوم بشیم و خدا کمک مون کنه، مطمئنم این سری ام مامانم خوشحال نمیشه و بیشتر دعوام میکنه اما بخاطر آقا و بحث بحران جمعیت و اینکه همسرم دوست داره میخوام بیارم. حرف آخرم اینه اصلا به حرف دیگران توجه نکنین، بعد از ده سال زندگی اینو یاد گرفتم برای خودتون زندگی کنین و حرف دیگران براتون اهمیتی نداشته باشه، زود بچه دار بشین، میگن از دست شون در رفته، دیر بیارین میگن بچه دار نمیشه، دختر باشه میگن پسر میخواد و بالعکس... دعا کنین خدا هرچی میده، صالح و سالم باشه و سرباز آقا صاحب الزمان عج منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• یاد خدا .. 🌿🌿🌿🌿🌿 سلام این روز ها توی کانال پر شد از مشاوره‌ هایی طلاق و رابط این چیزها می خواستم به دخترهایی کانالم‌ بگم‌ که هیچ وقت خودشون در درگیر دوستی مجازی و رل این چیزها نکن درسته که الان ازدواج ها امروزی قبلشون‌ دوستی بود ولی خواهر واقعا ارزش خودتون پایین نیارین‌ این دوستی ها پایه دار نیستند این دنیا آنقدر ارزش نداره که اخرتونمون‌ رو خراب کنیم ‌ از یاد خدا هیچ وقت قافل‌ نشین‌ اون همیشه کنارتون پی سعی کنین‌ هر کاری که می کنین‌ به خاطره رضایی اون باشه‌ و با لبخند بهمون نگاه کننه برای من هم دعا کنید و مهم تر از اون برای ظهور منم باشم دختر با خدا. منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• عشق که باشد .. 🌿🌿🌿🌿🌿 «دوست داشتم با وجود آنکه تو را به آغوش نکشیدم . . و تو را همیشه نمی‌بینم، دوست داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم... و بخاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم. تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی!🎙'♥️» - محمود‌درویش منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• شر بد خواهان..... 🌿🌿🌿🌿🌿 دوران دبیرستان یه دوست خیلی صمیمی داشتم ولی بخاطر روابط ازادی که با جنس مخالف برقرار میکرد باهم دعوامون شد و دوستیمو باهاش بهم زدم. اونم کینه ی منو بدل گرفت. تا اینکه من ازدواج کردم و فهمیدم دختر خاله ی همسرم میشه.یروز همسرم با بداخلاقی ازم سوالاتی میپرسید که تعجبم رو هر لحظه بیشتر میگرد مثلا موقع دبیرستان اسم دوستات چی بود کجاها میرفتید چکارا میکردید؟بعدم چرندیاتی گفت که مثلا از گذشته ی من باخبره، بعدا فهمیدم همون دختر خاله ش مدتیه که با همسرم همکار شده و حسابی درمورد گذشته م چرند گفته و زیراب منو زده . ماهها طول کشید تا دوباره اعتماد همسرم رو بدست بیارم، هنوزم نفهمیدم با بهم ریختن ارامش زندگی من و از بین بردن اعتماد همسرم چی گیرش میومد که اون بازی رو در اورد. فقط میتونم بگم خدایا شر بدخواهان و حسودان رو از سرمون کم کن. منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• شونزده سالگی ازدواج کردم ......
مَــــــــنِ آرام💜✨
•••====✨🌸💖🌸✨====••• شونزده سالگی ازدواج کردم ...... ‌
سلام ب همگی من ۲۸ سالمه ۱۶ سالگی ازدواج کردم با پسر عمم و ۱۵ سالگی پدرمو از دست دادم ازدواج ما کاملااا سنتی بود یعنی نمیدووم میشه اسمشو گذاشت قسمت یا نه چون هردو نفرمون اصلا نگفتیم اره یا نه انگار اختیار نداشتیم و رفتیم سر سفره عقد مادر من ب خاطر یه سری عقاید و چیزایی ک با خودش از قدیم داشت خیلی باعث مشکل شد و دلخوری تو دوران عقد و تو عروسی و بعد ازدواج من همش فشار روم بود از دست کارای مامانم همسرمم حساس شده بود و با کاری ک تو عروسی کرد واقعا دیگه رفت و امد قطع شد تا یک سال ک بعدش هم من میرفتم خیلی کم سر میزدم اللن بعد ۱۰ سال خونه داری هنوزم بحث میشه همه حرفای تلخ و از اول عقد تا الان از کارای مادرم میگه منم ب خاطر اینکه مامانم ناراحت نشه هی هیچی نمیگفتم و کوتاه میومدم ولی الان انقدددرررر پشیمونم ک خدا میدونه تازه چندددددبار بهم خیانت کب خاطر بیشتوانه بودم و اینکه مامانم غصه دار نشه و بچه اولم طلاق نگرفتم حتی نذاشتم کسی بفهمه از اطرافیان فقط خونواده خودش خبر دارن چند بارم گفته ک من نمیخوامت و تقصیر خواهرم بود و من تو رودربایسی موندم تو رو گرفتم خلاصه سرتونو ب درد نیارم اینا همه شده فشار رو من بدبخت من شدم این وسط قربانی الانم ک بچه دومم سه سالشه ولی خیلی پشیمونم از ازدواجم یا اینکه از اول باید میرفتم ب مامانم حرف میزدم تا تکرار کار بدشو نکنه کلاا تو رو خدا مادرا ب فکر دختراتون باشید نزارید داماد زبونش رو دخترتون دراز بشه الانم میگه یک شب میشینم قشنگ با مامانت حرف میزنم و گله میکنم فکر نکنه من نفهمم و اصلا دلم نمیخاد بیام خونه مامانت همه فکر میکنن من خوشبختم ولی اصلا اینجور نیست دارم کم میارم و احساس میکنم دارم افسرده میشم بخدا له شدم این حق من نبود از زندگی 😔😔😔😔 منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• هربار با یکی چت می‌کنه..... 🌿🌿🌿🌿🌿 سلام خدمت عزیزانم منم یکی از هزاران زن بدبخت که خیانت دیدم هرروز بایکی چت میکنه گاهی میفهمم و معذرت خواهی میکنه...اکثرا هم که خر....بلانسبت شما اصلا دست و دلم نمیره بهش محبت کنم...کنارش برم...تورا خدا بگید چکارش کنم...دعام کنید منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• میترسم برام اتفاق بیوفته.....
مَــــــــنِ آرام💜✨
•••====✨🌸💖🌸✨====••• میترسم برام اتفاق بیوفته.....
سلام ماه گلی جونم خوبی کانالت خیلی خوبه من خیلی دوستش دارم ولی راستش یه جاهایی یه سری تجربه ها رو که خوندم خیلی حالم گرفته شد و خب میترسم برای من اتفاق بیوفته.. من 17 سالمه... و هنوز مجردم... ولی با پسر داییم در ارتباطم... دو سالی هست که با اونم... حتما الان فکر میکنید که از اون دخترای بدی هستم که هر روز با یه نفر هستن ولی کاملا اشتباهه... من دختر مذهبی و محجبه ام که خیلی اتفاقی و ناخواسته وارد رابطه ای شدم که خب نمیدونم چی شد ولی این اتفاق افتاد... من خودم قبل این اتفاف از پسر دایی خوشم میومد ولی دل اینکه به کسی بگم رو نداشتم و خب یه جورایی میترسیدم.. ولی دو سال پیش خودش برای دیدن عمه اش اومد خونمون و سربازی بود مرخصی گرفته بود خیلی اتفاقی برای فرستادن عکسای مادرم به گوشیم ‌شمارمو گرفت و بعد از دو ماه روز تولدم بهم پیام داد و رابطه شروع شد از بهونه های مختلف شروع شد و پیام میداد من باهاش خیلی سرسنگین بودم و بعد مدتی بهم گفته دوستم داره و خب من میترسیدم بهش بگم که من خیلی وقته ازش خوشم اومده... گذشت و گذشت...بهم گفت که میدونم که تو بهم علاقه داری و چرا ازم پنهون میکنی...بهش گفتم اره ولی خب میترسیدم... الان باهاش در ارتباطم در حد خودمون... ولی خب از اینکه بعضیا میگن که دوستیه قبل ازدواج بده و از این حرفا.... واقعا خیلی میترسم... بارها بهم گفته که قصدش ازدواج و میخواد بیاد خواستگاریم و ازش تا حالا بد ندیدم... همیشه رفتارش محدود و خارج از محدوده نیس همیشه خیلی مرتب و با احترام باهام حرف میزنه و چیزی اشتباهی نمیگه ولی بازم میترسم اشتباه رفته باشم و خدایی نکرده دارم با احساس یه نفر و البته خودم بازی میکنم میشه در مورد این ترس راهنمایی کنید . منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷
•••====✨🌸💖🌸✨====••• بچه بودم دماغم شکست 🌿🌿🌿🌿🌿 سلام حال و احوال خونه زندگیتون گرم گرم تیرماهی من بچه بودم دماغم شکسته اما معلوم نیست برا خودم یکم بزرگه دلم میخاد عمل کنم اما شوهرم میگه برا من همبنجوریشم قشنگی میگه من همینجوریت رو دوست دارم میگه فکر نکن از پولش میترسم حتی پول عملم بهم داده میگه میدونم برا سلامتیت این کار ضرر داره چون من سردردهای میگرنی دارم وماهی یه بار دچار همون سر دردها میشم حتی دارو هم روم تاثیر ندارد میگه پرسیدم میگن دچار سردرد میشی حالا بنظر شما چکار کنم کسی هست اطلاع کامل داشته باشه یا خودش عمل کرده باشه یکم راهنمایی کنه منتظر حرفات هستم بانو جان😉❤️‍🔥〽️ 🌷💗 @mahi_882 💗🌷