_داره جنوب ایران رو می زنه..
میگه:« بزار بزنه.. مهم اینه که آزاد میشیم و پهلوی بر میگرده..»
گفتم:« زیر ساخت های کشورمون رو داره میزنه..»
پاسخش:«از اول میسازیم.. »
گفتم:« مردم جنوب دارن شهید میشن..»
خیلییی راحت گفت :« جنگه دیگه... تلفات داره..»
همون لحظه.. به پدر و مادرم نگاه کردم..
و خداراشکر کردم که این ، اثرِ نانِ حلالِ پدر و مادر ماست..
که برعکس این جماعتِ مریض و واجب المطب، دلمون برای مردمِ جنوبِ ایران به درد میاد..