بعضی وقتا باید ساکت بمونی
چون هیچ کلمهای نمیتونه توضیح بده
که توی ذهن و قلبت چی میگذره
گاهی وقتها آدمها انقدر از زندگیت میرن که انگار نفس کشیدن رو یادت میرن فقط یه بغض سنگین میمونه و یه سکوت پر از حرفهای ناگفته انگار دنیا رو ازت گرفتن و تو موندی و یه هوای خالی که توش گم شدی
وقتی با زبونت نمیتونی بگی چقدر داره بهت سخت میگذره
یهو چشات شروع میکنن به گریه کردن :))
یه وقتایی انگار یکی نفس نمیکشه ولی داره زندگی میکنه ، فقط چون باید
نه اینکه بخواد..