هدایت شده از سید محمدجواد موسویفرد
🔰 گاهشمار جنگ
(۳۱ اکتبر)
▫️ ارتش اورکها!
سی و یک روز از جنگ بین لبنان و رژیم صهیونیستی گذشت و اکتبر، حسابی برای اسرائیلیها تلخ بود. 😄
تعداد کشتههای ارتش اسرائیل به نزدیکی صد نفر رسیده و این رقم بزرگی برای ارتش تروریستهاست. 💥
آقا محمد میگفت که اینها از قبل برای کشته شدن هزار نظامی و هزار غیرنظامی برنامه ریخته بودند.
با رفیق شفیقمان حرف میزدیم که ببینیم شب حمله اسرائیل به خاک ما چی شده. ایشون میگفت دو تا جنگنده اسرائیلی رو زدیم.
من اما نمیدونم صحت داره یا خیر اما ظاهراً این اتفاق افتاده که رادارهای باور 373 روی جنگندهها قفل کردند. جنگافزارها ابزاری دارند که میتونن متوجه بشن رهگیری شدهاند و رادار یک جنگافزار دیگه مختصات جغرافیایی آنها رو پیدا کرده است. این فقط یک قدم تا نابودی جنگنده فاصله داره. 😮
یک مأمور سابق MI6 انگلستان میگفت اگر مقداری جلوتر میاومدند طعمه پدافند ایران میشدند. 🎯
در میدان زمینی، ارتش صهیونیستی با تمام توانش سعی داره که شهر خیام رو در جنوب لبنان بگیره، اما رزمندگان حزبالله حسابی جلوی اونها ایستادن و اجازه نمیدن. ✊ شنیدهها میگه که هفت تا سرباز اسرائیلی اسیر شدن، اما هنوز تأیید نشده است. 🕵️♂️
بزرگترین مشکل حزبالله، نه دشمن روبهرو، بلکه همون خودفروختههای داخلیان. 😡 اون بیوجودهایی که فکر میکنن تسلیم شدن، یعنی حل مشکل! 🏳️
میگن: «این جنگ ما نیست!» 😶
بعضی جملهها کوتاهه، ولی انگار تمام ویرانی جهان توی همون چند کلمه جا شده.
درست مثل اون جمله معروف: «نبوت و خلافت در یک خانواده جمع نمیشه!»
در منطق به این جملات میگن "شبهمشهور"؛ چیزی که آدم نمیدونه باید بخنده یا گریه کنه!
بچهها فیلم ارباب حلقهها رو گذاشتن و نگاه میکنن.
سارومان، جادوگر سفید، خیانت کرده و قراره با سپاه اورکها به انسانها حمله کنه تا کل دنیا رو تاریکی بگیره.
سارومان، پادشاه انسانها رو جادو کرده و ذهنش رو از فکر مقاومت انداخته. چه بامزه است که این جادو توسط یه انسان خائن به پادشاه منتقل شده!
اون خائن دائم توی گوش شاه زمزمه میکنه که «مقاومت فایدهای نداره، فقط آدمها بیشتر کشته میشن.»
ولی گاندالف، اون جادوگر خوب، میاد و سحر رو باطل میکنه! ✨ پادشاه رو از سحر نجات میده و برمیگردونه به راه درست.
چقدر این داستان شبیه داستان ماست!
ارتش اورکها،
حکومت تاریکی روی دنیا،
اون جادو که شاهان رو از فکر مقاومت بازمیداره،
و خائنی که شده ابزار دست پادشاهها. 👿
چه فیلمی! عالیه، واقعاً! 😃
@Mousavi_Fard
🤷🏻♂ #بی_مناسبت
چند سالت بود که فهمیدی توی فوتبال یه قانون هست که میگه اگه یه تیم ضربه آزاد بزنه و به نحوی توپ توی دروازه خود همون تیم بره، در نتیجه این اتفاق یه کرنر به تیم حریف داده میشه؟ 🙂
پانوشت: میدونید که من اصلا فوتبالی نیستم ولی شنیدن این قانون خیلی واسهم جالب بود!
@virtual_pilgrim_archive
برای من هنوز #دکتر_هو به اون حد تقدسی که ارباب حلقهها واسهم داره نرسیده - و خب بعید میدونم هرگز برسه - ولی دستکم از یه سریال معمولی مثل خیلی چیزهای دیگه که دیدم و تموم شده، گذشته و تبدیل به چیزی شده که صرفا دیدنش بهم حس خوبی میده.
#سریال
@virtual_pilgrim_archive
📖 #گزیده_کتاب
"نِد" پرسید: 《"ریکون" ترسیده؟》
"کتلین" اعتراف کرد: 《کمی. او فقط سه سالش است.》
ند اخم کرد: 《باید یاد بگیرد با ترسهایش روبهرو شود. او همیشه سه ساله نخواهد ماند. و زمستان در راه است.》
کتلین تایید کرد: 《بله.》 آن سخن لرزه به تنش میانداخت؛ مثل همیشه. سخن "استارک"ها. هر خاندان اشرافی سخن مخصوص به خود را داشت؛ شعارهای خانوادگی، معیارها، شیوههایی از دعا و نیایش. آنها به شرافت و افتخار خود میبالیدند، وعده وفاداری و حقجویی میدادند، به ایمان و شجاعت خود سوگند میخوردند. همه بهجز استارکها. سخن استارکها این بود: زمستان در راه است. کتلین برای چندمین بار در فکر فرو رفت که این شمالیها چقدر مردم عجیبی بودند.
📚 مجموعه "نغمه یخ و آتش"
📕 جلد اول: بازی تاج و تخت، فصل ۲
🖋 نویسنده: جرج آر. آر. مارتین
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ السلام علیکِ أيتها الصديقة الشهيدة هفتاد و پنج روز، چه سنگین و پر عذاب هفتاد و پنج روز، غروب دو
یکی از تجربیاتی که تقریبا بین تمام شاعرها مشترکه، اینه که وقتی شعرهای اوایل دوران شاعری خودشون رو میخونن، از شدت بد بودن و ضعیف بودن اون شعرها خندهشون میگیره و البته بعضیها هم خجالت میکشن!
خوب بودن و ارزشمندی محتوا در هنر به هیچ وجه این حق رو به تولیدکننده اثر نمیده که به این بهانه، کیفیت فرم رو لحاظ نکنه و نسبت بهش بی توجه باشه.
اما فارغ از ارائه اثر به مخاطب، ممکنه بعضی ویژگیهای اون برای خود تولیدکننده تعلق خاطر خاصی ایجاد کرده باشه که باعث بشه ضعفها رو (حداقل برای خودش) کنار بزنه.
شعری که بهش ریپلای زدم از نظر فنی واقعا شعر خوبی نیست و پر از اشکاله. طبیعتا اون رو در یک جلسه عمومی نمیخونم و توی مجموعهای چاپ نمیکنم. ولی حس و حالی که سالها پیش موقع نوشتنش داشتم برای خودم ارزشمنده و مهمتر از اون، کسیه که این شعر واسهش نوشته شده.
پرگویی نکنم. اگه دوست داشتید شعر رو بخونید خوشحال میشم، و اگه شما هم حال خوبی پیدا کردید ممنون میشم برای من هم دعا کنید.
هدایت شده از جایزه داستانی محمود حکیمی
#جایزه_محمود_حکیمی
محمود حکیمی، نویسندهای است که بسیاری از نویسندگان ایرانی، مستقیم و غیرمستقیم مدیون او هستند. در روزگاری که استبداد پهلوی همه جای ایران عزیز ما را مسموم کرده بود و همه در دوگانگی اسلام و ایران گیر کرده بودند، هم از اسلام و اتحاد مسلمانان گفت هم از تاریخ و فرهنگ ایرانی.
محمود حکیمی بدون سروصدا و حاشیه، هنرش را خرج نوشتن و تربیت نویسندگان مختلف کرد. حالا که از میان ما رفته است، خوب است که هم نامش را زنده نگه داریم و هم از داستان ایرانی بگوییم.
موضوعات مسابقه نویسندگی جایزه محمود حکیمی از این قرار است:
• ذهن و زبان ایرانی و جهان امروز
• مقاومت، گذشته و امروز و آینده
• زن تراز ایرانی در داستان ایرانی
جایزه محمود حکیمی در دو بخش «داستان کوتاه» و «طرح رمان» برگزار میشود.
همه علاقهمندان به حوزه ادبیات داستانی میتوانند در این فراخوان شرکت کنند. این جایزه قرار است از نوقلمان حمایت کند و آثار آنها را میپذیرد.
محدودیت سنی برای بخش داستان کوتاه نیست اما نویسندگان بخش طرح رمان، باید حداقل 22 سال داشته باشند.
هر نویسنده در هر بخش نهایتا میتواند سه اثر ارسال کند.
آثار خود را به حساب کاربری زیر در یکی از پیامرسانهای بله، ایتا یا تلگرام ارسال نمایید:
@hakimiadmin
مهلت ارسال آثار: 9 دی ماه 1403
اعلام نتایج و داوری: هفته آخر دی ماه 1403
کانال اطلاعرسانی جایزه محمود حکیمی
@hakimiaward
✨ #سه_شنبه_ها_با_سعدی
هر که به خویشتن رود، ره نبرد به سوی او
بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
غالیهای بساز از آن طره مشکبوی او
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همیکنند
همت ما نمیکند زو به جز آرزوی او
من به کمند او درم، او به مراد خویشتن
گر نرود به طبع من، من بروم به خوی او
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او*
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
عمر به نقد میرود در سر گفتوگوی او
سعدی اگر برآیدت پای به سنگ دم مزن
روز نخست گفتمت سر نبری ز کوی او
#سعدی
*پانوشت: سعدی یه جای دیگه هم یه بیت دیگه تقريبا با همین مضمون داره:
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
و خب هر کدوم از این دو تا زیبایی و ملاحت خاص خودش رو داره.
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
اگر فکر کردید که مفاهیم دینی را نمیشود در فضاهای متفاوت استفاده کرد باید فرکانس گمشده را بخوانید تا ببینید چگونه مفهوم غدیر و ژانر علمیتخیلی با یکدیگر هنرمندانه ترکیب شدهاند.
《فرکانس گمشده》 نوشته آقای محمدرضا بازدار جدیدترین رمانی است که من ویراستار داستانی آن بودم.
امیدوارم شما هم از خواندنش لذت ببرید.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
@Azarbadir
🤷🏻♂ #بی_مناسبت
فکر کنم دارم به سرنوشت مالوری کاب دچار میشم.
خاطراتی توی ذهنمه که مطمئن نیستم توی خواب دیدمشون یا توی بیداری اتفاق افتادن!
@virtual_pilgrim_archive
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Heaven Sent
۹ سال پیش
بهترین اپیزود در طول شصت سال تاریخ سریال دکتر هو
و یکی از بهترین اپیزودهای تاریخ تلویزیون
منتشر شد.
#سریال #دکتر_هو
@virtual_pilgrim_archive