eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
کشکول ناظر
چند روزه که دوست دارم مطلب خاصی در باب مقوله "ادای احترام" (Tribute) در دنیای هنر بنویسم. امروز خواس
فقط یکی از دوستان گیمر جواب داد که خب طبیعتا ایشون درخواست محتوای گیمینگ داشت. 😊 حواستون باشه وقتی تو انتخابات شرکت نکنید، احتمالا گزینه‌ای بالا میاد که باب میل‌تون نیست! 😏 فردا پس فردا اگه با ناترازی کانال مواجه شدیم شاکی نشید! 😁
🔹️ای نگینِ درخشانِ هستی محمد! 📎به مناسبت میلاد با سعادت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله 💠 تولید شده در مرکز رسانه و فضای مجازی حوزه علمیه خوزستان @resaneh_hawzah_kh
😁
شب‌های جمعه می‌گیرم هواتو اشک غریبی می‌ریزم براتو بیچاره اونکه حرم رو ندیده بیچاره‌تر اون که دید کربلاتو
وقتی میری کتاب‌فروشی و می‌بینی از سریال مورد علاقه‌ت کتاب کودک هم تهیه کردن 😁👌
از chatgpt پرسیده شده اگر سقراط امروز زنده بود و توییتر داشت چه می‌گفت؟ پاسخ جالبی داشت: ### 👤 اگر سقراط امروز زنده بود... ۱. در برابر سونامی اطلاعات و اخبار جعلی: احتمالاً همون کاری رو می‌کرد که توی میدان آتن می‌کرد؛ یعنی سوال‌پرسیدن، گیر دادن به تناقض‌ها و وادار کردن مردم به فکر کردن. شاید می‌گفت: > «دوست من، تو این مطلب رو از کجا مطمئن شدی؟ آیا خودت بررسی کردی یا فقط چون همه لایک کردن باور کردی؟» ۲. درباره فناوری و هوش مصنوعی: شاید کنایه می‌زد: > «انسان به ماشین آموخت فکر کند، اما هنوز خودش نمی‌داند چگونه درست بیندیشد.» ۳. درباره سیاستمدارها: احتمالاً باز هم می‌گفت: > «مشکل این نیست که حاکمان نمی‌دانند؛ مشکل این است که فکر می‌کنند می‌دانند.» ۴. درباره خوشبختی: > «تو دنبال لذت و سرعتی، ولی آیا هیچ‌وقت ایستاده‌ای و پرسیده‌ای "چه چیزی حقیقتاً من را نیکبخت می‌کند؟"» ۵. در شبکه‌های اجتماعی (مثلاً توییتر یا اینستاگرام): سقراط احتمالاً به جای سخنرانی، با سوال‌های کوتاه ذهن‌ها رو به هم می‌ریخت: * «اگر همه چیز را پست کنی، آیا چیزی از زندگی‌ات باقی می‌ماند که فقط مال تو باشد؟» * «آیا تعداد دنبال‌کننده‌ها، ارزش تو را تعیین می‌کند یا ارزش تو دنبال‌کننده‌هایت را؟»😂 --- 🌍 جمع‌بندی اگر سقراط امروز بود، احتمالاً همون معلم همیشگی باقی می‌موند: کسی که به جای جواب‌دادن، سوال می‌پرسه؛ کسی که یادمون می‌ده «نادانی آغاز حکمت است». شاید جمله‌اش در دنیای امروز این بود: > «شجاع‌ترین کار این روزها، نه فریاد زدن، بلکه ایستادن و پرسیدن است.» @Mousavi_Fard
هدایت شده از کشکول ناظر
به مناسبت هفته دفاع مقدس، مهمان شعری باشید از ۱۰ سال پیش: وقتی همه در لانه جا خوش کرده بودند فکر پرستو در افق پرواز می‌کرد در تنگنای خاکی پرهای بسته او تازه سوی آسمان پر باز می‌کرد آذوقه‌ی لانه‌نشینان ارزن است و سهم خودش تنها سرود فصل پرواز ناآشنا مانده میان اهل لانه نام‌آشنا اما میان نسل پرواز پیچ و خم راه تو وقتی ابر و باد است سخت است برگردی و پایین را ببینی پرواز تک‌رنگ است، اصلا غیر از آبی زشت است رویاهای رنگین را ببینی باید برای امتحان درس پرواز تمرین کنی، پیش از همه آماده باشی وقتی که در گرداب غفلت‌ها اسیرند از غافلان غافل شوی، آزاده باشی ء نقاش ماند و بوم پرواز پرستو خندید و با یک "یا علی" برخاست از جا: 《امروز هم روزی بومم را رساندی خیر است! تا قسمت چه باشد صبح فردا》 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
❇️ توضیح یک سوء تفاهم برای بعضی از هم‌وطنان‌مان که مقداری از فرهنگ دینی فاصله دارند، در موضوع پوشش بانوان و متقابلا نگاه مرد به زن، سوء تفاهمی عجیب حاصل شده است 😮. این سوءتفاهم ناشی از توجه بیش از حد و خارج از ضابطه به حکمت و فلسفه‌ی حجاب و نگاه کردن است. تصور شده است که حجاب فقط و فقط به این دلیل واجب است که موجبات تحریک جنسی آقایان را فراهم نکند . بنابراین: 1️⃣ در برابر کسانی که مطمئنیم ما را به چشم خواهری نگاه می‌کنند، لزومی ندارد حجاب داشته باشیم یا لااقل حجاب سفت و سخت داشته باشیم!😐 2️⃣ از طرف دیگر آنهایی که مدام تذکر حجاب می‌دهند، عجب آدم‌های هول و هوس‌بازی هستند که با یک تار مو هم هیجانشان غلیان می‌کند! 🙄 پس بهتر است آنها را در جزیره‌ای یا در واتیکانی محدود سازیم و خودمان به زندگی بپردازیم! 🏝 ✅ باید گفت: آنچه حجاب را الزام کرده و به عنوان «حکمت حجاب» شمرده می‌شود، منحصر در موضوع فوق نیست. بله، مسأله‌ی «اتاق‌خوابی نشدن صحنه های کف خیابان» مهم است، اما تنها دلیل نیست. در واقع متشرعین وقتی از نگاه نکردن یا حساسیت نسبت به چند تار مو سخن می‌گویند، منظورشان تحریک شدن یا نشدن نیست، بلکه رعایت «قانون» الهی است. نگاه کردن به یک تار مو با نگاه کردن به تمام بدن نامحرم، از نظر حرام بودن هیچ تفاوتی ندارد چه موجب تحریک بشود، چه نشود. چه طرف مقابل پیرزن باشد یا نباشد. حرام بودن یعنی شکستن قانون خداوند. مؤمن از شکسته شدن حریم الهی پرهیز دارد. 👈نکته‌ای مهم درباره‌ی قانون وجود دارد و آن این است که اگر لبه های قانون را با ناخن بخراشیم، حرمتش از بین می‌رود. چه قانون الهی باشد، چه قانون بشری ⚖️. مثال 🚦: اگر رد شدن از چراغ قرمز به بهانه‌های مثلا موجه (مثل خلوت بودن خیابان یا خلوت بودن مسیر ) باب شود و با ناخن کناره‌های این قانون خراشیده شود، آرام‌آرام حرمتی نه فقط برای این قانون، بلکه برای سایر قوانین هم باقی نخواهد ماند. مدتی پیش شخص بسیار محترمی را دیدم که در بلوار، مسیر کاملاً برعکس رانندگی می‌کرد 😳. ابتدا فکر کردم لابد پای یک موضوع بسیار اورژانسی در میان است اما وقتی دیدم تکرار می‌شود، فهمیدم قانون برای او با ناخن خراشیده شده و کم‌کم حرمتش ریخته است . 📌 از مولانا امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است: «لا تُرَخِّصَنَّ لِنَفسِکَ فی شَیءٍ مِن سَیّءِ الأقوالِ و الأعمالِ» یعنی: هرگز برای نفس خودت مرخصیِ گناه صادر نکن! مؤمن معصوم نیست، ممکن است گناه از او سر بزند، اما هرگز برای خودش «اجازه‌نامه‌ی گناه» صادر نمی‌کند 🚫. @Mousavi_Fard
یا علی گفتیم و... بله! 😁❤️💍
Hossein Sotode_Hossein Sotode - Age To Bekhaay - 128 - mahanmusic.net.mp3
زمان: حجم: 5.7M
اگه تو بخوای آرومم کنی می‌تونی حسین یه شبی حرم مهمونم کنی می‌تونی حسین...
کشکول ناظر
چند روزه که دوست دارم مطلب خاصی در باب مقوله "ادای احترام" (Tribute) در دنیای هنر بنویسم. امروز خواس
تندخوانی؛ پروپاگاندای مضحک مدرنیته سال گذشته برای یکی از دوستان بلیت قطار گرفته بودم که با هم از قم به اهواز برویم. (از قضا ایشان یکی از اولین کسانی بود که به من لطف داشت و در کانالم عضو شد.) در طول مسیر، به جای اینکه اجازه دهد مطالعه کنم یا خودش مشغول مطالعه شود، دقایق و بلکه ساعاتی طولانی را صرف این کرد که برایم از فواید و برکات بگوید و مرا مجاب کند تا در آن قبیل برنامه‌ها شرکت کنم. طبق سیره همیشگی‌ام که حوصله بحث‌های فرسایشی و بیهوده را ندارم، به یک پوزخند اکتفا کردم و گفتم من اهل این قرتی‌بازی‌ها نیستم! البته ایشان اولین یا آخرین کسی نبود که سعی داشت مرا به این وادی بکشاند. تندخوانی و تبلیغات آن، امروزه تقریبا به طور مرتب گریبان (بلکه پاچه!) همه را می‌گیرد و به همه حمله‌ور می‌شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم بالاخره ملاحظه را کنار بگذارم و‌ نظرم را در این باره بگویم. داعیه‌داران تندخوانی ادعا می‌کنند این روش و تکنیک‌هایش باعث صرفه‌جویی در زمان و افزایش سرعت مطالعه مفید می‌شود؛ اما باور من دقیقا برعکس این است. به نظر من همین رفتن به دنبال کلاس‌ها و همایش‌ها و تکنیک‌ها، خود عامل اتلاف وقت انسان خواهد بود. مبلغان تندخوانی از شما می‌خواهند وقت و سرمایه‌تان را پای عده‌ای آدمِ مغرورِ اتوکشیده‌ی پرطمطراق بریزید تا بعد از اینکه به شما تلقین کنند چقدر ضعف و نقص دارید، شما را متقاعد کنند کاری را که آن‌ها می‌گویند انجام دهید تا بتوانید مثلا مطالعه یک ساعته را در ۱۵ دقیقه انجام دهید. خب، ۴۵ دقیقه‌ای که با روش هوشمندانه این حضرات از مطالعه‌تان کم کردید صرف چه چیزی می‌شود؟ صرف بسته‌ها و همایش‌ها و سخنرانی‌های بیشتر؟ صرف کارهای روزمره بیهوده؟ صرف چیزی غیر از مطالعه؟ اصلا فرض کنیم همان ۴۵ دقیقه اضافه هم صرف مطالعه شده و شما مثلا به جای ۳۰ صفحه، ۷۰ صفحه خواندید. دست مریزاد! چقدر جلو افتادید! اما یک سوال: توانستید به اندازه همان ۳۰ صفحه، از این ۷۰ صفحه لذت ببرید؟ توانستید چشمان خود را ببندید و منظره‌ای را که در داستان توصیف شده، در ذهن خود تا ریزترین جزئیات تصور کنید و در آن غرق شوید؟ توانستید به چیزی که خوانده‌اید، فکر کنید و جای استفاده‌ای از آن در زندگی خود پیدا کنید؟ توانستید از خودتان چیزی به آن اضافه کنید؟ دنیای مدرن پلشتی‌های زیادی دارد؛ از جمله اینکه موفقیت و پیشرفت را فقط با کمیت اندازه‌گیری می‌کند. همین‌که ۳۰ صفحه مطالعه شما به ۷۰ صفحه برسد، برچسب موفقیت روی آن می‌زنند و کسی که با خواندن آن ۳۰ صفحه، بیشتر از ۷۰ صفحه‌ی شما لذت برده و استفاده کرده، ناموفق و عقب‌مانده محسوب می‌شود! چون دنیای مدرن دیگر به روح داشتن زندگی و کارهایی که می‌کنیم اعتقاد ندارد. دنیای مدرن، سر انسان را با حرف‌های بیهوده و همایش‌های افاده‌ای و کارهای بی روح گرم می‌کند و سپس آنگاه که انسان، زمان کافی برای آنچه واقعا مهم است نداشته باشد، باز با ترفندهای کثیف خود او را فریب می‌دهد تا با رضایتی کاذب روی عقب‌ماندگی حقیقی و درونی او را بپوشاند. شما به تندخوانی نیازی ندارید. شما نیاز دارید کمی سرعت خود و زندگی بی رحم معاصر را کم کنید، به درون خودتان نگاهی عمیق بیندازید و آنچه را که واقعا برای شما خوب است بیابید. هیچ آدمِ کت‌وشلوارپوشِ ازخودراضیِ نادانی حق ندارد به شما بگوید چون موقع مطالعه زمزمه می‌کنید و لب‌هایتان را تکان می‌دهید و ذهنی نمی‌خوانید، پس خواندنتان اشتباه است. هیچکس حق ندارد به شما بگوید اگر در یک ساعت ۳۰ صفحه کتاب می‌خوانید نه ۷۰ صفحه، پس حتما مشکلی دارید و از قافله عقب مانده‌اید. قافله‌ای که بدون فرصت اندیشیدن و خودشناسی، سرش را پایین انداخته و فقط پایش را روی خطی که دیگران ترسیم کرده‌اند می‌کشد و می‌دود، همان بهتر که انسان عمیق و معناخواه از آن جا بماند و راه خودش را برود. امیدوارم توانسته باشم منظورم را از عنوان این نوشته شفاف کنم. تندخوانی، پروپاگاندای مضحک جهان مدرن است که سعی دارد انسانی را که از عمق معنا تهی کرده، با سرعت بیشتر به چوب سطحی‌گری خود براند تا آن انسان متوجه نشود چه چیز مهمی را فراموش کرده است. به قول فریس بولر: 《زندگی خیلی سریع حرکت می‌کند. اگر گهگاه متوقف نشوی تا نگاهی به اطراف بیندازی، ممکن است آن را از دست بدهی.》 پانوشت: دوست عزیزی که ابتدای متن به ایشان اشاره کردم، انسان بسیار فاضل و شریفی است و خدای نکرده به هیچ عنوان قصد جسارت به ایشان را ندارم. فقط از آن خاطره استفاده کردم تا وارد مطلب خودم بشوم. 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
🟡 چقدر صورت در آینه‌ست پیرتر از من برای دیدن رویت بهانه‌گیرتر از من مگر تو گوش کنی، آینه شبیه به سنگی‌ست که از شنیدن این شِکوِه‌هاست سیرتر از من به ارتفاع تو و گنبدت قسم، که نیامد به خاکساری تو هیچ‌کس حقیرتر از من مقام نیست در این کهکشان رفیع‌تر از تو پرنده نیست در این آسمان اسیرتر از من مرا مگیر به آلودگی و سربه‌هوایی که نیست در حرمت شرم سربه‌زیرتر از من دوباره معجزۀ شوق را ببین که چگونه رسیده باد به پابوسی تو دیرتر از من در آستان محبت خلافِ قاعده عُرف است که من رهاترم از باد و او اسیرتر از من رسیده‌ام من و سر تا قدم شکست و نیازم نباش منتظر زائری فقیرتر از من ببار بر منِ جان‌تشنه، ای لطافتِ مطلق که نیست زیر هزار آسمان کویرتر از من.. مؤدّبانه‌ترین شکل عرضِ حال، سکوت است که اشک حال مرا گفته دلپذیرتر از من 🖋 @virtual_pilgrim_archive