eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی و حدود ده سال پیش یا حتی بیشتر از اون هستن. چون با همین ایام هم مناسبت دارن، تصمیم گرفتم بعضی‌شون رو اینجا بفرستم. البته مشخصا با توجه به زمان سروده شدن اشعار، از نظر کیفیت و اصول فنی شعر ضعف‌های زیادی دارن؛ ولی چون از دل برآمده بودن، امیدوارم بر دل شما هم بشینن. این شعرها رو در ادامه به همین پیام ریپلای می‌زنم، که اگر شعری فرستادم و ریپلای نخورده بود مشخص باشه که از اون قدیمی‌ها نیست و جدیدتره. البته هشتگ رو هم بهشون اضافه می‌کنم که باز مشخص‌تر باشه.
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
⚫️ السلام علیک یا اباعبدالله الحسین سیلی عظیم روی زمین‌ها روان شده‌ست امواج آب راهی آن آستان شده‌ست آبی‌ست کز جراحت سرخی میان دل بیرون زده‌ست و همسفر کاروان شده‌ست آبی زلال و قطره‌ای از آن به نام اشک مانده‌ست و روی سنگ جهان جاودان شده‌ست مانده‌ست در کنار دو چشمان خون‌فشان رفته‌ست فوق عرش، خودش آسمان شده‌ست آری به عرش می‌رسد آن اشک کز دلی در این زمین چکیده و اینجا روان شده‌ست دیگر فرشته‌ها به زمین رشک می‌برند اینجا کنون شبیه خود آسمان شده‌ست اینجا همان مکان نزول فرشته‌هاست اینجا تمام زندگی عاشقان شده‌ست اینجا حسین ز کرب‌وبلا استعاذه کرد این کربلا کنون همه آمال‌مان شده‌ست اینجا... خدا دگر چه بگویم از این مکان؟ زین خاک، کو خلاصه‌ی هفت آسمان شده‌ست بشنو صدای زنگ شتر می‌رسد به گوش اینجا مکان سکنت این کاروان شده‌ست چشمان کودکی شده گریان، چرا که او دلتنگ دیدن رخ عباس جان شده‌ست ای کاش حرفی از عطش اصلا نمی‌زدیم حالا دگر عمو سوی میدان روان شده‌ست جانا دگر ز بعد تو غیرت در این جهان مثل حسین زیر سم مادیان شده‌ست بعد از علی اکبر و اصغر دگر -عزیز!- بابا میان دشت بلا قدکمان شده‌ست شاید که مثل من خود او هم از این لغات دلتنگ از برای دیدن زهرایمان شده‌ست هر وقت یاد مادر مظلوم می‌فتاد می‌گفت دل هوایی آن قدکمان شده‌ست ای اکبرم بیا و تو قدری قدم بزن حالا علی کجاست؟ که وقت اذان شده‌ست فریاد طفل‌ها چو اسیری به پای دار از درد خار و ضرب عدو 《الأمان》 شده‌ست یک زن چه پرصلابت از این داغ ناگوار مامور بر اداره‌ی این کاروان شده‌ست 《بعد از حسین، قافله‌سالار، زینب است》 این کاروان مبلغ آن داستان شده‌ست 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
⚫️ السلام علیک یا اباعبدالله الحسین سر دو نبش خیابان، در این محله‌ی قلبم چه هیئتی شده بر پا به عشق ماه محرم! سپرده‌ام که بخوانند روضه‌های رقیه "لهوف" حضرت "سید"، کتاب ناب "مقرّم" سپرده‌ام که برای غذای نذری امشب جناب "اشک" بیاید میان دیگ پر از غم صدای طبل و دهل از دو کوچه بعد میاید عروج زخمی زنجیر، زیر بیرق ماتم رسید دسته‌ی "طفلان مسلم" از سر گلزار به دست، عکس شهید و هوای گریه دمادم چه حس و حال عجیبی است در میان محله و روضه‌خوان که رسیده به روضه‌ی کمری خم هرآنچه دست، بکوبد، هرآنچه چشم، بگرید هرآنچه نهر، بخشکد، به یاد تشنه‌ی علقم دلم هوای تو کرده، نماز صبح جماعت حیاط مرقد سقا، نگاه خیره به پرچم... 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
⚫️ سلام بر محرم با خودم هی گفته‌ام امسال آدم می‌شوم سالک غمخانه‌ی ارباب عالم می‌شوم یا شبیه عاقلان تحلیل نهضت می‌کنم یا که از دیوانگی زنجیر ماتم می‌شوم در عروجم این دهه تا نور مصباح الهدی "شیخ جعفر" می‌شوم یا که "مقرّم" می‌شوم خلوتم را با "لهوف" و "منتهی" پر می‌کنم "محتشم" می‌خوانم و گاه از غمت خم می‌شوم من مسلمان گشته‌ی قرآن لب‌های تواَم روضه می‌خوانند و در راهم مصمم می‌شوم وای از آن وقتی که روضه می‌رسد تا شهر شام بیخود از خود می‌شوم، مجنون و در هم می‌شوم این قدَر که روضه‌گرد ماتمت هستم حسین از سر لطفت قیامت با تو همدم می‌شوم 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
⚫️ صلی الله علیک یا اباعبدالله در بند خاکیم و از خویش، راهی به بالا نداریم بی روضه امشب امیدی به خیر فردا نداریم نام حسین است تنها آرامش قلب مضطر خرده مگیرید بر ما، جز او کسی را نداریم نه، ترک دنیا نکردیم، دنیای ماها حسین است جز بهر او هرچه باشد، کاری به دنیا نداریم نفرین به روزی که از جا برخاسته پس ببینیم در قلب شوری برای فرزند زهرا نداریم چون مهر او در دل ماست، از دو جهان بی‌نیازیم از او اگر دور باشیم، دنیا و عقبی نداریم جا مانده‌ایم از شهادت، جا مانده‌ایم از زیارت ما را ز هیئت مرانید، جایی جز اینجا نداریم 🖋 پانوشت: این یکی از اون شعرهای قدیمی نیست و همین یکی دو سال پیش در بحبوحه‌ی کرونا نوشته شد؛ ولی چون برای شعرخوانی در یکی از هیئات دعوت شده بودم، چند ساعته و خیلی سریع نوشتمش و بیشتر سعی کردم مناسب اون فضا باشه. 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
⚫️ حیّ علی العزا بگذار که با دیده‌ی تر روضه بخوانم از سوختن چند جگر روضه بخوانم بگذار که با آمدن نام اباالفضل از خم شدن کوه و کمر روضه بخوانم هر ماه شب چاردهم باید از این پس از خون شدن قرص قمر روضه بخوانم با چشم پر از خون چو عقاب از غم اکبر سرباخته در قلب خطر روضه بخوانم از اشک علی اصغر و لب‌های کبودش از خواهش دستان پدر روضه بخوانم سخت است زمانی که بخواهم به کنایه از معجر و از بزم نظر روضه بخوانم از کوچه و بازار... نه، این کار دلم نیست از گوشه‌ی ویرانه مگر روضه بخوانم با زخم دوپهلوی تن تازه یتیمی برگردم و از ضربه‌ی در روضه بخوانم 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
«أَنْتَ الْحُرُّ كَما سَمَّتْكَ أُمُّكَ وَ أنْتَ الْحُرُّ فِي الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ» دست بالای سر، سرافکنده با خجالت کنار خیمه رسید روزهای گذشته‌ی خود را جلوی چشم خیس خود می‌دید داشت می‌دید اینکه راه عبور بسته بر کاروان اهل البیت از سیاهی لشکر این مرد دختری خردسال می‌ترسید داشت می‌دید لرزه‌ی خود را حین اعراض از سیاهی‌ها مانده بین بهشت و دوزخ بود عاقبت پر به سمت عشق کشید ناگهان دید این دهان وا شد و زبان در طواف نام حسین... اعتراف... اعتذار... شرمسار شدن توبه... اذن جهاد... روی سفید... از خطاهای خود برای حسین روضه می‌خواند و سخت نالان بود که امام از سوی خدا فرمود: توبه‌ات شد قبول، مرد رشید! نفس راحتی... نه، اصلا از زین مرکب جدا نشد حتی مثل مرغی رها ز "عین" و ز "شین" پر کشید و به اوج "قاف" رسید خلعت پادشاه و صورت حُر وه! چه پایان خوب و زیبایی! "آفرین بر تو مرد آزاده" دست ما را بگیر حرّ شهید 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
از زبان امام حسین علیه‌السلام: چگونه آب نگردم کنار پیکرتان که خیره مانده به چشمم نگاه آخرتان میان هلهله‌ی قاتلانتان تنها نشسته‌ام که بگریم به جسم پرپرتان چه شد که بعد رجزهایتان در این میدان چه شد که بعد تماشای رزم محشرتان- ز داغ این همه دشنه به خویش می‌پیچید به زیر آن همه مرکب شکسته شد پرتان شکسته آمدم اینجا شکسته‌تر شده‌ام نشسته‌ام من شرمنده در برابرتان خدا کند که بگیرند چشم زینب را که تیغ تیز نبیند به روی حنجرتان میان قافله‌ی نیزه‌دارها فردا خدا کند که نخندد کسی به مادرتان و پیش ناقه‌ی او در میان شادی‌ها خدا کند که نیفتد ز نیزه‌ها سرتان 🖋 @virtual_pilgrim_archive
⚫️ السلام علی الرضیع الصغیر حالا که اذان‌هایش تکبیر ندارد غیر از تو پناهی پدر پیر ندارد جز خواهش اینکه پسر تشنه‌لبش را با جرعه‌ای از آب کند سیر، ندارد فرمود اگر با من دارید سر جنگ این کودک شش ماهه که تقصیر ندارد چون مال حرام آمد، رحم از دلشان رفت اصرار پدر البته تاثیر ندارد سنگین‌تر از این روضه مقاتل ننوشتند لب تشنه‌ای و مادر تو شیر ندارد هرچند که در اشک، خدا معجزه نگذاشت این گریه کم از ذکر مزامیر ندارد شد نوبت پیکار تو، در بین علی‌ها شش ماهه و سی ساله که توفیر ندارد عصر است و دگر حرمله هم غیر سه شعبه در چله‌ی بی‌رحمی خود تیر ندارد 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive