🟢 به محضر مبارک کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی علیهالسلام
همیشه رزق گرفتیم از دعای کریم
زدیم تکیه به طوبای «ربّنا»ی کریم
ذلیل گشت هرآنکه گدای مردم شد
مگر کسی شود از لطف حق، گدای کریم
فرشته بال گشوده به زیر پای کسی
که مانده منتظر بوسهای به پای کریم
به خانوادهی اوصاف لم یزل بنگر
به جز حسن، ننشسته کسی به جای «کریم»
زیادیِ گِل این خاندان شدن فخریست
که لطف کرده به ما اینچنین خدای کریم
غبار، غرق تمنای توتیا شدن است
نشسته است از این روی بر ردای کریم
دو آرزو به دل داغدار دنیا ماند
کفن برای شهید و حرم برای کریم
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_آیینی #امام_حسن_مجتبی
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
⚫️ به محضر قدسی مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام
رنگ از رُخات گرفته دگر زخم کاریات
دارد تمام میشود آن بی قراریات
دریا نبود لایق یک انعکاس تو
«ماه»ی که چاه، محرم شب زنده داریات
باور نمیکنیم که محروم میشود
یک چاه از کرامت چشمان جاریات
پاییزِ ماتِ کوفه چه بیرنگ میشود
وقتی که میرسی تو به فصل بهاریات
حالا میان توصیهات به حسن بگو
ای طفلکم! فدای تو و رازداریات
این روزها فقط غم تلخ یتیمی است
اذن دخول غمکدهی سوگواریات
حالیست گریه بر در ایوانت ای امیر!
شوریست در تلاطم شیدا نگاریات
آخر نشد کبوتر صحن و سرا شویم
ما را قبول کن تو به جای قناریات
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_قدیمی #شعر_آیینی #امام_علی
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ به محضر قدسی مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام رنگ از رُخات گرفته دگر زخم
⚫️ تهدّمت والله أركان الهدى...
حیف، فرصت نکرد این دنیا، تا بفهمد "امیر" یعنی که؟
گرچه بدر و حنین در تاریخ، ثبت کرده "دلیر" یعنی که؟
فقط آنها که بعد پیغمبر، با علی، با امام حق ماندند
در طریق سلوک فهمیدند، "هادی" یعنی که؟ "پیر" یعنی که؟
مردمی که سکوت کردند و، ناظر غربت علی بودند
یادشان رفته بود انگاری، ماجرای غدیر یعنی که...
با علی هر که بود، از هر چیز، غیر معبود میشود آزاد
بنگر سفرهی معاویه را، تا بفهمی اسیر یعنی که؟
از قیاس حکایت کوچه، با حکایات خندق و خیبر
جای شک نیست، خوب معلوم است، "گرگ" یعنی که، "شیر" یعنی که؟
ءءء
... رد شد از کوچه، از خودش پرسید: این که هر کس که دارد از هر سمت-
میرود سوی خانهی حیدر، میبرد ظرف شیر، یعنی که...
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_قدیمی #شعر_آیینی #امام_علی
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
⚫️ به مظلومیت بیانتهای علی علیهالسلام
قصه کوتاه و غصه طولانیست
شب کوفه چقدر ظلمانیست
چاه برجاست، شاه اما نیست
حسرت سالهای دلتنگی
از دم تیغ رد شد و دیگر
حیدر از این به بعد تنها نیست
جای ژرف جراحتی از جهل
بر بلندای راستقامت عدل
وقفه انداخت در بلوغ بشر
و پس از قرنهای طولانی
سرنوشتی ورای حیرانی
پیش چشم بشر هویدا نیست
ماه مانده که بعد رفتن او
به سراغ کدام کعبه رود
که چنین از خروش جاذبهاش
هر زمان دور او طواف کند
باز پیش خود اعتراف کند
در جهان مرکزی جز اینجا نیست؟
شاعران قرنهاست سرگردان
وسط بحرهای ناهمسان
در تلاشند تا که جانت را
اقیانوس بیکرانت را
در هزاران سبو قصیده کنند
با زبانی که هیچ گویا نیست
مرد مظلوم! مرد بییاور!
داغ یک شب وداع دردآور
طی سی سال، ذره ذره تو را
در خودت ذوب کرد و ریخت، ولی
بیش از این انتظار پایا نیست
لحظهها، لحظههای پایانیست
کاسههایی لبالب از حسرت
شیرها بیقرار یک فرصت
به امید وصال شیر خدا
صف کشیده میانهی کوچه
شب کوچه چقدر ظلمانیست
شاه دیگر میان ماها نیست
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#شعر_آیینی #امام_علی
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
🔴 القدس لنا
دستی از آن سر جهان آمد
نقشهای نو بر این زمین بکشد
روی گرمای دستهای دعا
گنبدی سرد و آهنین بکشد
دستی از آن سر جهان آمد
که پر از کینه بود انگاری
دورمان تنگ کرد مُشتی را
که قرنطینه بود انگاری
دستی آمد که خانههامان را
مملو از تار عنکبوت کند
برگ زیتون کشید بر تنمان
تا مگر زخممان سکوت کند
زخمها چشمههای جوشانند
وسط عالمی سرابزده
بی سبب نیست تشنه مانده جهان
بس که خود را فقط به خواب زده
بی سبب نیست تشنه مانده جهان
سُق زده برگ خشکی از زیتون
سازمان به اصطلاح ملل
زده بر گوش، حلقهی صهیون
لنزها بس که هوشمند شدند
زخممان توی فیلم دیده نشد
گریهی مادری که دید چطور
کودکش کشته شد، شنیده نشد
روی مانیتور نژادپرست
خبر قتل عام ما گم شد
صلح سرگرم گلف با قاتل
طبق معمول نام ما گم شد
ابر آمد دریغ از باران
سهممان سایهای فزایندهست
چارهی کار در مبارزه، با-
چنگ و دندان برای آیندهست
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#چارپاره #شعر_مقاومت #فلسطین
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
🟡 #چهارشنبه_های_رضوی
کبوتر تو شدم جای دیگری نروم
تمام زندگیام پر زدن در این حرم است
🖋 #آرش_محبوب_زاده
#تک_بیت #امام_رضا
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive
🔸 یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت شیخ اجل، سعدی علیهالرحمه
خوبرویانِ جفاپیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
نظری کن به منِ خسته که ارباب کرم
به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند
عاشقان را ز برِ خویش مران تا برِ تو
سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
بوسهای زان دهن تنگ بده یا بفروش
کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند
تو ختایی بچهای از تو خطا نیست عجب
کان که از اهل صوابند خطا نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه، مرنج
ما که باشیم که اندیشهی ما نیز کنند؟
🖋 #سعدی
@virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
📖 در باب حکمت زندگی 🖋 آرتور شوپنهاور 📑 محمد مبشری 🖨 انتشارات نیلوفر #معرفی_کتاب
#یادداشت
گاهی اوقات این سوال در ذهنم شکل میگرفت که اگر خدای ناکرده از نعمت هدایت و توفیق مسلمانی بیبهره میماندم، چگونه آدمی میشدم؟ پس از آشنایی با آثار و افکار #آرتور_شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، جواب خود را پیدا کردم.
طی دورانی که #در_باب_حکمت_زندگی را مطالعه میکردم، بارها از قرابت فکری خود با نویسنده در جزئیات گوناگون، متعجب و هیجانزده شدم. شاید بتوانم بگویم بیش از ۸۰ درصد مطالب کتاب را عمیقا دوست داشتم و از آن لذت بردم. در بعضی موارد که با سخنان نویسنده مخالف بودم نیز این اختلاف نظر در واقع به اختلاف مبانی فکری باز میگشت.
از سویی یک جبرگرایی افراطی بر تفکرات شوپنهاور سایه انداخته که در جای جای مختلف کتاب دیده میشود و گاهی به حد آزاردهندهای میرسد. از سوی دیگر بیاعتقادی او به هر امر غیر مادی و حقایقی که باطن عالم و زندگی انسان را تشکیل میدهند، باعث شده تا در مواجهه با پست و بیارزش بودن دنیای مادی (که در حد خود درست و قابل درک است) به یک پوچگرایی ابتدایی برسد و حکمت زندگی را صرفا در جستوجوی #سعادت بداند. سعادتی که او تعریف میکند، به نوعی همان مفهومی است که امروزه غربیها از آن به happiness یا شادی و رضایتمندی از زندگی تعبیر میکنند که خلاصه میشود در نگاهی مادینگر به زندگی و انتظار آرامش و خوشحالیِ سطحی از آن، به دور از رنجها و مشکلات مختلف.
اما فارغ از ضدیت فکری خود با نویسنده در مبانی بنیادین، مطالعهی این کتاب در بیشتر قسمتها برایم لذتبخش بود. همانطور که گفتم، نشانههای این مبانی فکری فقط در اندک بخشهایی از کتاب ظاهر شده و عمدهی مطالب به گونهای بودند که حتی میتوانم بگویم در سطحی عمیق با آن احساس همذاتپنداری میکردم.
📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشتههای آرش محبوب زاده
@virtual_pilgrim_archive