eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
⚫️ سلام بر محرم با خودم هی گفته‌ام امسال آدم می‌شوم سالک غمخانه‌ی ارباب عالم می‌شوم یا شبیه عاقلان تحلیل نهضت می‌کنم یا که از دیوانگی زنجیر ماتم می‌شوم در عروجم این دهه تا نور مصباح الهدی "شیخ جعفر" می‌شوم یا که "مقرّم" می‌شوم خلوتم را با "لهوف" و "منتهی" پر می‌کنم "محتشم" می‌خوانم و گاه از غمت خم می‌شوم من مسلمان گشته‌ی قرآن لب‌های تواَم روضه می‌خوانند و در راهم مصمم می‌شوم وای از آن وقتی که روضه می‌رسد تا شهر شام بیخود از خود می‌شوم، مجنون و در هم می‌شوم این قدَر که روضه‌گرد ماتمت هستم حسین از سر لطفت قیامت با تو همدم می‌شوم 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
⚫️ صلی الله علیک یا اباعبدالله در بند خاکیم و از خویش، راهی به بالا نداریم بی روضه امشب امیدی به خیر فردا نداریم نام حسین است تنها آرامش قلب مضطر خرده مگیرید بر ما، جز او کسی را نداریم نه، ترک دنیا نکردیم، دنیای ماها حسین است جز بهر او هرچه باشد، کاری به دنیا نداریم نفرین به روزی که از جا برخاسته پس ببینیم در قلب شوری برای فرزند زهرا نداریم چون مهر او در دل ماست، از دو جهان بی‌نیازیم از او اگر دور باشیم، دنیا و عقبی نداریم جا مانده‌ایم از شهادت، جا مانده‌ایم از زیارت ما را ز هیئت مرانید، جایی جز اینجا نداریم 🖋 پانوشت: این یکی از اون شعرهای قدیمی نیست و همین یکی دو سال پیش در بحبوحه‌ی کرونا نوشته شد؛ ولی چون برای شعرخوانی در یکی از هیئات دعوت شده بودم، چند ساعته و خیلی سریع نوشتمش و بیشتر سعی کردم مناسب اون فضا باشه. 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
⚫️ حیّ علی العزا بگذار که با دیده‌ی تر روضه بخوانم از سوختن چند جگر روضه بخوانم بگذار که با آمدن نام اباالفضل از خم شدن کوه و کمر روضه بخوانم هر ماه شب چاردهم باید از این پس از خون شدن قرص قمر روضه بخوانم با چشم پر از خون چو عقاب از غم اکبر سرباخته در قلب خطر روضه بخوانم از اشک علی اصغر و لب‌های کبودش از خواهش دستان پدر روضه بخوانم سخت است زمانی که بخواهم به کنایه از معجر و از بزم نظر روضه بخوانم از کوچه و بازار... نه، این کار دلم نیست از گوشه‌ی ویرانه مگر روضه بخوانم با زخم دوپهلوی تن تازه یتیمی برگردم و از ضربه‌ی در روضه بخوانم 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
«أَنْتَ الْحُرُّ كَما سَمَّتْكَ أُمُّكَ وَ أنْتَ الْحُرُّ فِي الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ» دست بالای سر، سرافکنده با خجالت کنار خیمه رسید روزهای گذشته‌ی خود را جلوی چشم خیس خود می‌دید داشت می‌دید اینکه راه عبور بسته بر کاروان اهل البیت از سیاهی لشکر این مرد دختری خردسال می‌ترسید داشت می‌دید لرزه‌ی خود را حین اعراض از سیاهی‌ها مانده بین بهشت و دوزخ بود عاقبت پر به سمت عشق کشید ناگهان دید این دهان وا شد و زبان در طواف نام حسین... اعتراف... اعتذار... شرمسار شدن توبه... اذن جهاد... روی سفید... از خطاهای خود برای حسین روضه می‌خواند و سخت نالان بود که امام از سوی خدا فرمود: توبه‌ات شد قبول، مرد رشید! نفس راحتی... نه، اصلا از زین مرکب جدا نشد حتی مثل مرغی رها ز "عین" و ز "شین" پر کشید و به اوج "قاف" رسید خلعت پادشاه و صورت حُر وه! چه پایان خوب و زیبایی! "آفرین بر تو مرد آزاده" دست ما را بگیر حرّ شهید 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
از زبان امام حسین علیه‌السلام: چگونه آب نگردم کنار پیکرتان که خیره مانده به چشمم نگاه آخرتان میان هلهله‌ی قاتلانتان تنها نشسته‌ام که بگریم به جسم پرپرتان چه شد که بعد رجزهایتان در این میدان چه شد که بعد تماشای رزم محشرتان- ز داغ این همه دشنه به خویش می‌پیچید به زیر آن همه مرکب شکسته شد پرتان شکسته آمدم اینجا شکسته‌تر شده‌ام نشسته‌ام من شرمنده در برابرتان خدا کند که بگیرند چشم زینب را که تیغ تیز نبیند به روی حنجرتان میان قافله‌ی نیزه‌دارها فردا خدا کند که نخندد کسی به مادرتان و پیش ناقه‌ی او در میان شادی‌ها خدا کند که نیفتد ز نیزه‌ها سرتان 🖋 @virtual_pilgrim_archive
⚫️ السلام علی الرضیع الصغیر حالا که اذان‌هایش تکبیر ندارد غیر از تو پناهی پدر پیر ندارد جز خواهش اینکه پسر تشنه‌لبش را با جرعه‌ای از آب کند سیر، ندارد فرمود اگر با من دارید سر جنگ این کودک شش ماهه که تقصیر ندارد چون مال حرام آمد، رحم از دلشان رفت اصرار پدر البته تاثیر ندارد سنگین‌تر از این روضه مقاتل ننوشتند لب تشنه‌ای و مادر تو شیر ندارد هرچند که در اشک، خدا معجزه نگذاشت این گریه کم از ذکر مزامیر ندارد شد نوبت پیکار تو، در بین علی‌ها شش ماهه و سی ساله که توفیر ندارد عصر است و دگر حرمله هم غیر سه شعبه در چله‌ی بی‌رحمی خود تیر ندارد 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
کشکول ناظر
⚫️ بسم رب الحسین اخیرا تعدادی از اشعار خیلی قدیمیم رو پیدا کردم که بیشترشون مربوط به دوران نوجوانی
شعری قدیمی در قالب طوفان گرفته است این کار سخت را پدر آسان گرفته است دیدند بی زره دنبال آب، راهِ بیابان گرفته است قنداقه‌ی تو را پنداشت پیشِ عده‌ای انسان گرفته است هرچند مادرت با این امید، باز، کمی جان گرفته است در خواب دیده بود بر غنچه‌ی لبان تو باران گرفته است چشمان خویش را دشمن چه خیره خیره به قرآن گرفته است شب آذرخش را این بار، سوی ماه درخشان گرفته است حلق تو را ـ علی! ـ یک تیر از سه سوی به دندان گرفته است با خون تو، حسین رقصی چنین میانه‌ی میدان گرفته است 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از وحید یامین پور
💠 ‏عمود شب در گلوی افق فرو می‌رفت و حنجره‌ای برای فردای رسالت صیقل می‌خورد ستاره‌ها یک یک -سرخ- سو سو زدند و با سه شعله گلوگاه راه شیری شکافت... مرحوم سیدحسن حسینی گنجشک و جبرئیل 🥀
مبانی معرفتی‌تان را مستحکم کنید.
⚫️ السلام علیک یا قمر العشيرة تو را دستی نشانده از تمام عرش بالاتر به دنیا پا نهادی تا شوند عشاق شیداتر به خورشید علی، ام البنین منظومه‌ای داده که ماهش صورت خون خدا را کرده زیباتر تو و حیدر برای کوثر و کرب و بلا ساقی دو تا مشک بهشتی، هرکدام از هم گواراتر علم در دست می‌گیری، حرم آرام می‌گیرد دلت اما از آشوب شبی مواج، دریاتر تمام آرزوی آب دلتنگ فرات این بود که از بوسیدن کامش شود لب‌های سقا تر میان دشت تنها مانده‌ای، باشد خیالی نیست میان گرگ‌ها، شیری، چه بهتر هرچه تنهاتر 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive