eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز بعد از مدت‌ها هوس طالب به سرم افتاد و نشستم چرخی توی اشعارش زدم. یکیش هم خدمت شما: مگر دارم ز عکس روی او در سینه آیینه که می‌ریزد سرشک از دیده‌ام آیینه آیینه نمد آیینه‌ی ترکیب را پرنور می‌دارد نپروردم عبث در خرقه‌ی پشمینه آیینه بیا ساقی ز عکس خود تماشای مَهِ نو کن که در خُم بسته اینک باده‌ی دیرینه آیینه شدم آیینه در مهرت، گمان کین مبر با من محال است اینکه بنماید قبول کینه آیینه چو در آیینه بینم گونه‌ی رخسار خود ز نقد چهره‌ی زردم شود گنجینه آیینه 🖋 @virtual_pilgrim_archive
حکیمِ پشت شمشیرها بخش اول) هر سال که به روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌رسیم، دوباره همان جمله‌های آشنا از راه می‌رسند؛ اینکه فردوسی زبان فارسی را نجات داد، اینکه شاهنامه ستون هویت ایرانی است، اینکه این کتاب شصت‌هزار بیتی، حافظ حافظه تاریخی ماست. همه این حرف‌ها هم درست است. واقعاً اگر شاهنامه نبود، واقعا بخش زیادی از ایرانِ فرهنگی که امروز می‌شناسیم هم وجود نداشت. هنوز هم بخش مهمی از تخیل جمعی ما، از قهرمان و شاه گرفته تا مفهوم میهن و پهلوانی، از زیر ردای فردوسی بیرون آمده است. اما وسط این همه تعریف، یک نکته عجیب گم شده؛ «چرا به فردوسی «حکیم» می‌گویند؟» ما معمولاً این لقب را مثل یک پیشوند محترمانه مصرف می‌کنیم؛ شبیه آن تابلوهایی که در اداره‌ها می‌زنند و کسی هم دقیق نمی‌داند چرا آنجا است. در حالی که اگر بخواهیم چیزی جدی از فردوسی یاد بگیریم، شاید مهم‌ترینش همین «حکیم بودن» او باشد، نه فقط شاعربودنش. فردوسی صرفاً یک ناظمِ خوش‌قریحه نبود که چند افسانه قدیمی را تبدیل به شعر کرده باشد. او داشت درباره انسان فکر می‌کرد. درباره قدرت، غرور، عدالت، خشم، مرگ، خیانت، سرنوشت و خطای آدم‌ها. شاهنامه فقط کتاب جنگ نیست؛ کتاب فهمیدنِ عاقبت‌ها است. فرق فردوسی نه تنها با قصه‌گویان قدیمی که حتی با کسانی چون هومر که خودشان سراینده حماسه‌های ملی کشورشان هستند، همین‌جا است. فردوسی فقط روایت نمی‌کند که چه شد؛ مدام نشان می‌دهد چرا شد. چرا یک پادشاه سقوط کرد. چرا یک پهلوان شکست خورد. چرا یک ملت به تباهی رسید. یعنی پشت هر نبرد، یک لایه حکمت خوابیده است. مثلاً ضحاک را ببینید. اگر شاهنامه را سطحی بخوانیم، ضحاک فقط یک پادشاه ماربه‌دوشِ ترسناک است. اما فردوسی دارد درباره ماهیت قدرت حرف می‌زند. درباره قدرتی که برای زنده ماندن، مدام باید انسان مصرف کند. یا رستم؛ بزرگ‌ترین قهرمان شاهنامه، اما انسانی که خشم و ناآگاهی‌اش، سهراب را به کشتن می‌دهد. این یعنی حتی قهرمان هم از خطا مصون نیست. یعنی قدرت بدون عقل، فقط پشیمانی به بار می‌آورد. این نگاه، نگاهِ حکیم است، نه صرفاً حماسه‌ساز. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
حکیم پشت شمشیرها بخش دوم) نکته جالب‌تر اینجاست که فردوسی، از گفتنِ مستقیمِ حرف‌هایش هم فرار نمی‌کند. امروز کافی است نویسنده‌ای وسط داستان، دو جمله حکیمانه مستقیم بگوید تا فوراً چند نفر از پشت میز نقد ادبی بیرون بپرند و با فریاد بگویند: «وای، شعار!». انگار ادبیات باید آن‌قدر از معنا بترسد که آخرش فقط دودِ ابهام از آن بلند شود. اما فردوسی، با اعتمادبه‌نفس کامل، حرفش را می‌زند: «توانا بود هر که دانا بود.» یا «میازار موری که دانه‌کش است.» عجیب اینجاست که هیچ‌کس هم فردوسی را کم‌هنر نمی‌داند. چرا؟ چون فرق است میان شعارِ خام و حکمتِ برآمده از روایت. فردوسی اول جهان می‌سازد، شخصیت خلق می‌کند، آدم‌ها را در موقعیت قرار می‌دهد، هزینه خطا را نشان می‌دهد، بعد از دلِ داستان، جمله حکیمانه بیرون می‌آورد. یعنی حرفش را زندگی کرده، نه اینکه مثل پیام بازرگانی وسط قصه پرتابش کند. مشکل بخشی از داستان‌نویسی امروز ما این است که یا کاملاً از معنا فرار می‌کند، یا مستقیم می‌رود روی منبر. اما فردوسی بلد است چگونه اندیشه را در خونِ روایت حل کند. برای همین شاهنامه هنوز زنده است. چون فقط قصه تعریف نمی‌کند؛ بینش تولید می‌کند. اتفاقاً نویسنده امروز، بیشتر از هر چیز به همین نگاه نیاز دارد. ما الان در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که داستان زیاد است، اما حکمت کم. محتوا مثل برنجِ دم‌کشیده از در و دیوار بالا می‌رود، اما کمتر روایتی کمک می‌کند انسان خودش را بهتر بفهمد. فردوسی یادمان می‌دهد که داستان، فقط ابزار سرگرمی نیست؛ ابزار شناخت هم هست. به همین دلیل است که شاهنامه را نباید فقط برای لذت بردن از زبان و حماسه خواند. باید آن را مثل یک آزمایشگاه انسانی خواند؛ جایی که آدم‌ها مدام میان عقل و خشم، قدرت و عدالت، غرور و فروتنی انتخاب می‌کنند و بهای انتخابشان را می‌دهند. به نظر من راز ماندگاری فردوسی هم همین است؛ اینکه او فقط شاعر ایران نبود، معلمِ فهمِ انسان هم بود. برای همین هزار سال گذشته و هنوز وقتی شاهنامه را باز می‌کنیم، حس می‌کنیم این مردِ توس، عجیب ما را می‌شناخته است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
حکیم پشت شمشیرها بخش سوم) نکته کلیدی درباره سرچشمه حکمت او است. سرچشمه حکمت فردوسی را نمی‌شود فقط در ایران پیش از اسلام جست‌وجو کرد. خود فردوسی بارها نشان می‌دهد که جهان‌بینی‌اش، عمیقاً در فضای فکری اسلام شکل گرفته است. وقتی می‌گوید: «منم بنده اهل بیت نبی ستاینده خاک پای وصی» صرفاً یک بیت مناسبتی نمی‌گوید تا خیالش از بابت ممیزیِ قرن چهارم راحت شود! این ابیات، نشانه هویت فکری اوست. فردوسی، مسلمانی است که تاریخ و اسطوره ایران را با نگاه اخلاقی و حکیمانه روایت می‌کند. در شاهنامه، خِرَد جایگاهی محوری دارد؛ اما این خِرد، فقط زرنگی سیاسی یا عقل معاش نیست. خردی است که انسان را از غرور دور می‌کند، به عدالت نزدیک می‌کند و عاقبتِ ظلم و خشم را یادآور می‌شود. این همان نقطه‌ای است که حکمت فردوسی، به حکمت اسلامی نزدیک می‌شود. قهرمانان شاهنامه فقط با شمشیر شکست نمی‌خورند؛ اغلب با تکبر، شتاب‌زدگی، خشم و غفلت سقوط می‌کنند. فردوسی، ایران را دوست دارد، اما ایرانِ او در تقابل با اسلام تعریف نمی‌شود. او تلاش می‌کند حافظه تاریخی ایرانیان را درون تمدن اسلامی حفظ کند، نه بیرون از آن. چیزی که ما در این روزها، بیش از هرچیز به آن نیاز داریم و آقای شهید ما هم مدام ما را به آن ارجاع می‌داد و ایران بدون اسلام و اسلام بدون ایران را نمی‌خواست. هر دو را باهم و برای هم می‌خواست. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد؟ @Azarbadir
🟡 صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَاالْحَسَنِ دل کندن از دریا به ساحل بستگی دارد به ماه نیمه، ماه کامل بستگی دارد دل بردن و دل دادن و دل کندن و رفتن کار جهان تنها به یک دل بستگی دارد کار جهان را دل مشخص می‌کند، هرچند دل هم خودش در اصل به گِل بستگی دارد آقا کریم است و رئوف است و حرم باز است حاجت گرفتن پس به سائل بستگی دارد میزان عشق و عقل و مهر و اشک معلوم است شرط قبولی به معدل بستگی دارد از آب سقاخانه بعد از حاجتت بردار درمان به داروی مکمل بستگی دارد اذن دخولت را بخوان در شهر خود، حاجت؛ به خواستن از درب منزل بستگی دارد پس درس خارج خوانده‌های این حرم گفتند که درس خارج هم به داخل بستگی دارد این که زیارت از نمازت هم مهم‌تر شد به درک توضیح المسائل بستگی دارد گاهی سلام از دور، گاهی توی آغوشش نوع زیارت‌ها به مشکل بستگی دارد 🖋 @virtual_pilgrim_archive
موقعیت: شهید