eitaa logo
دانشگاه مجازی
1.1هزار دنبال‌کننده
13.6هزار عکس
9.1هزار ویدیو
2.5هزار فایل
در این دانشگاه مدرکی نیست، ان شاء الله علمی باشد. ارتباط با ادمین: @shirvani_shiri
مشاهده در ایتا
دانلود
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕎 رهبران و ؛ دو راهبرد تاریخی یهود 👤 محمدصادق احمدی به کلمه سواء بپیوندید eitaa.com/sava110
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لاریسون فینک! 📽️مدیرعامل یهودی سوپرکمپانی «بلک راک» را مشاهده می‌نمایید. سرمایه تحت مدیریت او حدود یازده هزار میلیارد دلار است، چیزی نزدیک به ده درصد از تمام سرمایه بازارهای روی کره زمین! اهمیت؟ بلک راک به محض باز شدن بازارها به فروش عمده بیت کوین پرداخته است. 🚨اما چرا؟ سقوط بزرگتر بازار در نتیجه تصویب نشدن «کلریتی اکت» در راه است. بازار آمریکا به دلار نیاز دارد و باید بخشی از این دلار با فروش بیت کوین تامین شود. 👈باید وضعیت نرخ بهره ژاپن، بازیگری اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا و فروش یورو و خرید ین و حراج بیت کوین توسط لاریسون فینک را در یک بسته تحلیل کرد. 💡همگی نشان از تغیرات گسترده و نزدیک دارند. به کلمه سواء بپیوندید eitaa.com/sava110
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بعد از شکار متعدد پهپاد پیشرفته آمریکا، ام‌کیو ۹ دیگر تولید نخواهد شد. 🚨 روایت اول این خبر را برای دیگران هم ارسال کنید. @rev1yat
با تشکر از دکتر نادری
با شرکتی آشنا شوید که نامش کمتر شنیده می‌شود، اما سرمایه، داده و تصمیم‌هایش بی‌سروصدا مسیر اقتصاد جهانی را شکل می‌دهند.
یک روز کاملاً معمولی را در ذهنتان تصور کنید. مردم در خیابان قدم می‌زنند، کارمندی گوشی آیفونش را چک می‌کند، دانشجویی یک قوطی کوکاکولا می‌خرد و دیگری هنگام چک‌کردن اخبار، نگاهش به سهام مایکروسافت می‌افتد. ما فکر می‌کنیم برندهایی ماند اپل، آمازون، گوگل که نامشان که هر روز می‌شنویم، مهره‌های بزرگ اقتصاد جهانی‌اند. ولی در پشت پرده‌ی تمام این برندهای مشهور، نامی وجود دارد که احتمالاً هرگز آن را نشنیده‌اید، یا اگر شنیده‌اید، به‌سادگی از کنارش عبور کرده‌اید. بلک‌ راک (BlackRock) شبیه هیچ‌کدام از بازیگران معمول وال‌استریت نیست، نه در فرم بانک محدود می‌شود و نه صرفاً شرکت سرمایه‌گذاری. این گروه امروز دارایی‌هایی به ارزش تقریبی ۱۰ تریلیون دلار را مدیریت می‌کند؛ رقمی که از تولید ناخالص داخلی اکثر کشورهای جهان بیشتر است. 👇👇👇👇👇👇👇 آن‌ها سهام‌دار عمده در تقریباً تمام شرکت‌های بزرگی هستند که جهان مدرن ما را می‌سازند؛ از فناوری و داروسازی گرفته تا نفت و گاز. همه‌جا حضور دارند، اما هیچ‌جا دیده نمی‌شوند. اما این امپراتوری عظیم واقعاً چه می‌کند؟ خلاصه صوتی👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
انتقام صد میلیون دلاری بیایید به دهه ۸۰ میلادی برگردیم و مردی را بشناسیم که امروز او را پادشاه بی‌تاج‌وتخت وال‌استریت می‌نامند. لری فینک در ۲۳ سالگی وارد وال‌استریت شد، جوانی باهوش، جسور و به‌شدت جاه‌طلب، ستاره‌ای که در بانک سرمایه‌گذاری فرست بوستون، همه روی او شرط می‌بستند. در آن دوران بازار وام مسکن آمریکا تحولی ساختاری را تجربه می‌کرد. بانک‌ها به‌دنبال راهی بودند تا وام‌های بلندمدت و کم‌نقدشونده‌ی مسکن را به ابزارهایی قابل‌معامله تبدیل کنند؛ مثلاً با جمع‌کردن هزاران وام مسکن و تبدیل جریان قسط‌های آن‌ها به اوراقی که می‌شد خریدوفروششان کرد. ابزارهایی که امروز بانام اوراق بهادار با پشتوانه رهنی (MBS) شناخته می‌شوند. فینک به یکی از چهره‌های شاخص همین بازار نوپا تبدیل شد. او نه‌تنها در معامله‌ی این اوراق نقش داشت، بلکه در ساخت تیم‌ها و سازوکارهایی مشارکت کرد که بازار درآمد ثابت را به یکی از سودآورترین بخش‌های وال‌استریت بدل کردند. در آن سال‌ها، MBSها بیشتر به‌عنوان نوآوری مالی دیده می‌شدند؛ ابزاری که هم ریسک را پخش می‌کرد و هم نقدشوندگی می‌آورد. بدین ترتیب لری برای بانک خود سودهای میلیاردی می‌ساخت و در ۳۱ سالگی به جوان‌ترین مدیر اجرایی تاریخ این شرکت تبدیل شد. اما درست زمانی که به اوج نزدیک می‌شد، تراژدی ناگواری رخ داد. سال ۱۹۸۶، خطای محاسباتی در پیش‌بینی نرخ بهره باعث شد لری فینک تنها در یک معامله، ۱۰۰ میلیون دلار به بانک ضرر بزند. سقوط ۱۰۰ میلیون دلاری، مسیر فکری لری فینک را از سود به ریسک تغییر داد او به همان سرعتی که صعود کرده بود، سقوط کرد. مردی که تا دیروز نابغه خوانده می‌شد، یک‌شبه دارایی سمی لقب گرفت، از شرکت اخراج شد و همکارانش طردش کردند. این شکست سنگین، چیزی را در ذهن لری فینک تغییر داد. وال‌استریت کور بود، فقط به سود نگاه می‌کرد و ریسک را نادیده می‌گرفت. لری با خودش عهد کرد دیگر هرگز اجازه ندهد بازار غافلگیرش کند. باید شرکتی می‌ساخت که کارش دیدن آینده و مدیریت ریسک باشد نه قمارکردن. اوراق رهنی به‌خودی‌خود خطرناک نبودند؛ خطر از جایی آغاز می‌شد که کسی نمی‌دانست اگر چند فرض کلیدی هم‌زمان غلط از آب درآید، کل سیستم چه رفتاری نشان می‌دهد. ایده‌ی محوری که بعدها به شالوده‌ی بلک‌راک تبدیل شد، دقیقاً از همین‌جا آمد؛ ریسک باید در مقیاس کل سیستم دیده شود، نه در هر معامله به‌تنهایی. صعود سریع؛ از شرکت مدیریت ریسک تا بزرگ‌ترین مدیر دارایی جهان
بلک‌راک در سال ۱۹۸۸ به‌عنوان یک شرکت تخصصی مدیریت ریسک و درآمد ثابت آغاز به کار کرد. تمرکز اولیه‌اش نه روی شکار بازده‌های هیجانی، بلکه بر سنجش خطا و پیامد بود؛ آن‌هم با وسواس لری فینک برای کنترل ناشناخته‌ها. در همان سال‌های نخست، دارایی‌های تحت مدیریت شرکت با شتابی غیرعادی رشد کرد و نام بلک‌راک در اوایل دهه ۹۰ میلادی تثبیت شد. ایده‌ی بلک‌راک از این باور زاده شد که خطر باید در مقیاس کل سیستم سنجیده شود تنها یک سال پس از تأسیس، دارایی‌های تحت مدیریت شرکت به حدود ۲٫۷ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که برای یک بازیگر تازه‌وارد، غیرمعمول به نظر می‌رسید. این شتاب در اوایل دهه ۹۰ ادامه یافت. تا سال ۱۹۹۲ حجم دارایی‌های مدیریت‌شده به حدود ۱۷ میلیارد دلار افزایش یافت و تنها دو سال بعد، در ۱۹۹۴، از مرز ۵۳ میلیارد دلار عبور کرد؛ رشدی که نشان می‌داد مدل کسب‌وکار شرکت، فراتر از موفقیتی مقطعی عمل می‌کند. دهه‌ی بعدی را می‌توان دوره‌ی تثبیت و گسترش جهانی بلک‌راک دانست. شرکت نه‌تنها از مسیر رشد ارگانیک پیش رفت، بلکه با خریدهای حساب‌شده، دامنه‌ی نفوذ خود را در بازارهای مختلف توسعه داد. تا سال ۲۰۰۴ دارایی‌های تحت مدیریت به حدود ۳۲۵ میلیارد دلار رسید؛ عددی که در آن زمان برای یک مدیر دارایی مستق، جایگاهی استثنایی محسوب می‌شد و بلک‌راک را در ردیف بازیگران اصلی این صنعت قرار می‌داد. نرخ دارایی‌های تحت مدیریت، از میلیارد به تریلیون رسید و شرکت را به بازیگر مسلط صنعت بدل کرد در سال ۲۰۱۵ نرخ دارایی‌های مدیریت‌شده به ۴٫۶ تریلیون دلار؛ در سال ۲۰۱۹ به حدود ۷٫۴ تریلیون دلار و تا پایان سال ۲۰۲۱ به آستانه‌ی ۱۰ تریلیون دلار رسید. در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، با وجود نوسانات بازارهای جهانی، این رقم در بازه‌ی ۹ تا ۱۰ تریلیون دلار در نوسان بود. فراتر از جذب سرمایه، آنچه این رشد را توضیح می‌دهد ترکیب نظم تحلیلی، ابزارهای عددی و مشتریان تأثیرگذار بود، از صندوق‌های بازنشستگی تا بیمه‌ها که مدلی مقیاس‌پذیر ساخت. با گسترش دفاتر در قاره‌های مختلف و حضور در ده‌ها کشور، بلک‌راک به‌تدریج به نقطه‌ای رسید که مشتریانش نه افراد بلکه نهادها بودند و نهادها یعنی تصمیم‌های بزرگ. بااین‌حال، اهمیت واقعی این اعداد زمانی آشکار شد که بحران مالی ۲۰۰۸ فرارسید. شرکتی که در بحران مالی ۲۰۰۸ قد کشید
در دهه‌ی ۲۰۰۰، بازار مسکن آمریکا با سرعتی بی‌سابقه رشد کرد. وام‌ها ازجمله وام‌های پرریسک به‌سرعت به MBS تبدیل می‌شدند و بعد زنجیره‌ی دیگری شکل می‌گرفت. همین اوراق، دوباره بسته‌بندی و لایه‌بندی شدند و محصولاتی پیچیده‌تر ساختند؛ ساختارهایی که بازده و ریسک را به برش‌هایی جداگانه تقسیم می‌کردند. در مرحله‌ی بعد مشتقات وارد صحنه شدند. قراردادهایی که ارزششان نه از خود وام یا حتی اوراق رهنی، بلکه از رفتار آماری آن‌ها می‌آمد. بیمه‌های نکول، شرط‌بندی روی افت یا دوام بسته‌ها، و نسخه‌هایی که حتی بدون داشتن دارایی پایه هم قابل‌معامله بودند. بازار، از اقتصاد واقعی فاصله گرفت و به شبکه‌ای از تعهدات متقاطع تبدیل شد. وقتی قیمت مسکن افت کرد و نرخ نکول بالا رفت، این شبکه از هم پاشید. بازار یخ زد، چون قیمت‌گذاری ناممکن شده بود.
سال ۲۰۰۸، بانک‌های بزرگ یکی پس از دیگری ورشکست می‌شدند و وحشت تمام بازارهای مالی را فراگرفته بود. در اوج ناامیدی، خزانه‌داری آمریکا متوجه شد که هیچ‌کس نمی‌داند چگونه این دارایی‌ها را قیمت‌گذاری یا مدیریت کند؛ هیچ‌کس جز یکی از افرادی که در رونق‌گرفتن این بازار نقش داشت! دولت آمریکا برای قیمت‌گذاری دارایی‌های سمی، به همان شرکتی رجوع کرد که بازار را بهتر از همه می‌شناخت بدین ترتیب دولت آمریکا با بلک‌راک قراردادهای کلانی بست تا افتضاحی را که سیستم بانکی به بار آورده بود، تمیز کند. این شرکت وظیفه داشت پرتفوی‌های پیچیده، اوراق بهادار مبتنی بر وام مسکن و دارایی‌هایی را بررسی کند که حتی مالکانشان هم دیگر درک روشنی از آن‌ها نداشتند. نقشی که بلک‌راک در این مقطع ایفا کرد، بسیار تعیین‌کننده بود و هم‌زمان کسب اعتماد دولتی، به آن‌ها قدرتی فراتر از تصور داد. سال ۲۰۰۹، درحالی‌که رقبایشان برای بقا می‌جنگیدند، بلک‌راک با اعتمادبه‌نفس کامل شرکت Barclays Global Investors را خرید و به بزرگ‌ترین مدیر دارایی در جهان تبدیل شد؛ حتی بزرگ‌تر از بانک صنعتی و تجاری چین. بحران مالی جهانی برای بلک‌راک، سکوی پرتابی بود به‌سوی فرمانروایی مطلق. علاءالدین: مغز دیجیتالی که جهان را اداره می‌کند