اگر بلکراک مغزی داشته باشد که تصمیمهایش از آن عبور میکند، آن مغز Aladdin است. سیستمی که در ابتدا برای مدیریت ریسک داخلی طراحی شد، اما بهتدریج به استانداردی نانوشته در صنعت مالی تبدیل شد. علاءالدین فقط یک نرمافزار نیست؛ مجموعهای از مدلها، دادهها و توان محاسباتی است که بهصورت بیوقفه بازارها را رصد میکند.
کار اصلی علاءالدین، شبیهسازی سناریوهاست. این سیستم میلیونها معامله را بهطور همزمان بررسی میکند، پرتفویهای پیچیده را زیر نظر دارد و اثر شوکهای احتمالی، از افزایش نرخ بهره گرفته تا فروپاشی بازار منطقهای را محاسبه میکند. «اگر قیمت نفت سقوط کند چه میشود؟»، «اگر جنگی در اروپا رخ دهد چه؟»
گفته میشود علاءالدین روی شبکهای متشکل از هزاران کامپیوتر اجرا میشود و بیستوچهار ساعته، بدون توقف، مشغول تحلیل است. پیشبینیهای سیستم به حدی دقیقاند که بانکها، شرکتهای بیمه و صندوقهای بازنشستگی برای بهرهبردن از آن حاضرند هزینهی سنگینی بپردازند.
علاءالدین فقط نرمافزار نیست، شبکهای تحلیلی است که سناریوهای بحران را پیشاپیش شبیهسازی میکند
نکتهی مهم اینکه علاءالدین فقط داراییهای بلکراک را پایش نمیکند. بسیاری از نهادهای مالی بزرگ جهان دادههای حساس خود را در اختیار این سامانه میگذارند تا تحلیل ریسک دریافت کنند.
به همین دلیل بلکراک علاوه بر حدود ۱۰ تریلیون دلار دارایی تحت مدیریت مستقیم، به تصویری کمنظیر از وضعیت چند تریلیون دلار دارایی دیگر نیز دسترسی دارد؛ تصویری که کمتر نهادی در جهان به آن نزدیک میشود.
این سطح از دسترسی، مزیتی فراتر از سرمایه ایجاد میکند. در اقتصاد مدرن گاهی دانستن اینکه «کجا ممکن است همهچیز بههم بریزد» مهمتر از این است که بدانید «کجا سود بیشتری دارد». و بلکراک به لطف علاءالدین دقیقاً در جایگاهی قرار دارد که ریسکها را زودتر از آنکه به بحران عمومی تبدیل شوند، میبیند.
اختاپوسی که همه جا هست
۲۵ سرمایهگذاری بزرگ بورسی بلکراک تا سال ۲۰۲۳
visual capitalist
لحظهای به برندهای مشهور صنایع مختلف فکر کنید. اپل و سامسونگ در حوزهی موبایل، مایکروسافت در بخش نرمافزار؛ بنز و فورد در خودروسازی، فایزر یا جانسوناند جانسون در داروسازی، شورون یا اکسون موبیل در بخش بنزین. بلکراک از یکی سهامداران اصلی تمام این برندها محسوب میشود و ردپایش را در معادن طلای آفریقا و زغالسنگ آسیا نیز میتوان یافت.
بلکراک در سهام شرکتهایی حضور دارد که زندگی روزمرهی ما را شکل میدهند
وقتی مردم در بورس سرمایهگذاری میکنند، یا پولشان را در صندوقهای بازنشستگی میگذارند، فکر میکنند سهام شرکتهای مختلف را میخرند تا ریسک خود را پخش کنند. اما در واقعیت، بلکول به شکلهای مختلف داراییشان را مدیریت میکند.
اما اگر فکر میکنید مالکیت سهام، بزرگترین برگ برندهی بلکول است، کمی صبر کنید تا رابطه آنها را با دولتها ببینید؛ بحثبرانگیزترین بخش فعالیتهای بلکراک که منتقدان آن را «نشستن در دو سوی میز» مینامند.۲۵ سرمایهگذاری بزرگ بورسی بلکراک تا سال ۲۰۲۳
visual capitalist
لحظهای به برندهای مشهور صنایع مختلف فکر کنید. اپل و سامسونگ در حوزهی موبایل، مایکروسافت در بخش نرمافزار؛ بنز و فورد در خودروسازی، فایزر یا جانسوناند جانسون در داروسازی، شورون یا اکسون موبیل در بخش بنزین. بلکراک از یکی سهامداران اصلی تمام این برندها محسوب میشود و ردپایش را در معادن طلای آفریقا و زغالسنگ آسیا نیز میتوان یافت.
بلکراک در سهام شرکتهایی حضور دارد که زندگی روزمرهی ما را شکل میدهند
وقتی مردم در بورس سرمایهگذاری میکنند، یا پولشان را در صندوقهای بازنشستگی میگذارند، فکر میکنند سهام شرکتهای مختلف را میخرند تا ریسک خود را پخش کنند. اما در واقعیت، بلکول به شکلهای مختلف داراییشان را مدیریت میکند.
اما اگر فکر میکنید مالکیت سهام، بزرگترین برگ برندهی بلکول است، کمی صبر کنید تا رابطه آنها را با دولتها ببینید؛ بحثبرانگیزترین بخش فعالیتهای بلکراک که منتقدان آن را «نشستن در دو سوی میز» مینامند.
همانطور که گفتیم دولتها برای حل بحرانهای مالی از بلکراک مشاوره میگیرند. حالا تصور کنید بانک مرکزی یک کشور مثل فدرال رزرو آمریکا نگران وضعیت بانکهای خصوصی است و بلکراک را استخدام میکند تا حسابوکتاب این بانکها را بررسی کند و بگوید کدام بانک در وضعیت سالمی بهسر میبرد و کدامیک باید ورشکست شود.
مشکل اینجاست که خود بلکراک یکی از بزرگترین سهامداران همان بانکهایی است که دارد آنها را بازرسی میکند. وقتی بلکراک بهعنوان مشاور دولت به اطلاعات محرمانه و حساس بانکها دسترسی پیدا میکند، چه کسی تضمین میدهد که از این اطلاعات برای نفع شخصی و خریدوفروش سهام خودش استفاده نکند؟
مشاوره به دولتها و مالکیت سهام بانکها، مرز نقشها را مبهم میکند
مدافعان بلکراک تأکید میکنند که دیوارهای سازمانی، تفکیک تیمها و چارچوبهای حقوقی برای جلوگیری از سوءاستفاده وجود دارد. منتقدان اما میگویند حتی با رعایت تمام مقررات، تمرکز نقشها در یک نهاد خصوصی، خودبهخود توازن قدرت را به هم میزند.
اعضای بلکراک در اتاقهایی حضور دارند که سیاستهای مالی کشورها تعیین میشود، درحالیکه همزمان در بازار مشغول شرطبندی روی همان سیاستها هستن
در سالهای اخیر، بلکراک تلاش کرده چهرهی جدیدی از خود نشان دهد؛ چهرهای دلسوز برای محیطزیست. در این راستا هر سال نامههایی سرگشاده به مدیران عامل بزرگترین شرکتهای جهان میفرستد و با لحنی هشدارآمیز از آنها میخواهد که مسئولیتپذیر باشند، گازهای گلخانهای را کاهش دهند و به فکر تغییرات اقلیمی باشند.
بلکراک هم پرچم ESG را بالا میبرد و هم در صنایع فسیلی سهامدار است
بلکراک حتی فشار میآورد که شرکتها گزارشهای شفافی درباره تأثیرات زیستمحیطی خود منتشر کنند. همزمان این شرکت در میان سهامداران اصلی بسیاری از بزرگترین شرکتهای نفتی و گازی جهان قرار دارد و در بخش زغالسنگ نیز حضور پررنگی داشته است، صنایعی که از عوامل اصلی بحران اقلیمی به شمار میآیند.
منتقدان این رفتار را سبزشویی مینامند. به باور آنها بلکراک با یکدست پرچم حمایت از محیطزیست را تکان میدهد تا اعتبار عمومی خود را حفظ کند و از فشارهای سیاسی در امان بماند و با دست دیگر سودهای کلان حاصل از آلودهترین صنایع جهان را در جیب میگذارد.
آیا بلکراک رقیبی هم دارد؟ تقریباً خیر. شاید بتوانیم شرکت Vanguard را مهمترین مهرهی بعدی این عرصه بدانیم، ولی آنها هم نفوذ سیاسی و تکنولوژیکی منحصربهفرد بلکراک را ندارند.
بلکراک جهان را در اختیار ندارد، اما در بسیاری از گلوگاههای تصمیمگیری جهان نقشی تعیینکننده ایفا میکند. این شرکت نه دولت است و نه صرفاً یک بازیگر بازار؛ در فضای میانی حرکت میکند، جایی که سرمایه، داده و سیاست به هم میرسند. قدرتش نه از فرماندادن، بلکه از تعریف چارچوبها میآید؛ از اینکه چه ریسکی قابلتحمل است، چه چیزی پایدار تلقی میشود و کدام مسیر، منطقیتر به نظر میرسد.
این موقعیت، هم مزیت دارد و هم هزینه. از یکسو، بلکراک به ثبات سیستم مالی کمک کرده و ابزارهایی ساخته که بدون آنها مدیریت بازارهای پیچیدهی امروز دشوار است. از سوی دیگر، تمرکز داده، نقشهای همپوشان و نفوذ نهادی، پرسشهایی جدی دربارهی شفافیت و پاسخگویی ایجاد میکند.
درنهایت، بلکراک نشانهی تغییری عمیقتر در اقتصاد جهانی است؛ جابهجایی قدرت از نهادهای آشکار به سازوکارهای فنی، از سیاستهای پر سروصدا به تصمیمهای پشتپرده و از مالکیت مستقیم به نفوذ ساختاری.
تازهترین دادهها درباره میزان و نحوه استفاده کودکان و نوجوانان از دستگاههای هوشمند و اینترنت و نقش والدین در مدیریت زیست مجازی فرزندان در نشستی ارائه و بررسی شد.
این پیمایش که به سفارش دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی و توسط موسسه پژوهشگران خبره پارس دانشگاه تهران، در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ و در سطح ملی انجام شده است، دادههای مربوط به زیست مجازی کودکان و نوجوانان را براساس مشاهدات و پاسخهای والدین گردآوری کرده است.
وضعیت کودکان زیر ۵ سال: شیوع گسترده استفاده و تعامل محدود با اینترنت
میزان نفوذ دستگاههای هوشمند: ۵۱.۳ درصد از کل کودکان زیر ۵ سال کشور، کاربر دستگاههای هوشمند هستید.
مدت زمان استفاده روزانه: میانگین کلی زمان استفاده این گروه سنی ۱.۱ ساعت (حدود ۶۶ دقیقه) در شبانهروز است.
استفاده از اینترنت: با وجود نفوذ بالای دستگاههای هوشمند در کودکان زیر ۵ سال، تنها ۲۳ درصد از کل کودکان زیر ۵ سال از اینترنت استفاده میکنند.
نتایج پیمایش نشان میدهد نزدیک به ۹۰ درصد کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ سال از تلفن همراه هوشمند، تبلت یا لپتاپ استفاده میکنند و ۸۵ درصد از کاربران این دستگاهها نیز به اینترنت متصل میشوند. میانگین سن برخورداری از دستگاه هوشمند شخصی در این گروه ۹.۸ سال گزارش شده است. همچنین از هر چهار کودک زیر پنج سال، حدود یک نفر از اینترنت استفاده میکند؛ موضوعی که از گسترش استفاده از اینترنت در سنین پیش از دبستان حکایت دارد.
وضعیت کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ سال
ضریب نفوذ دستگاه هوشمند: ۸۸.۲ درصد از کل کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ سال کاربر دستگاههای هوشمند هستند.
وضعیت مالکیت دستگاه:استفاده از اینترنت: با وجود نفوذ بالای دستگاههای هوشمند در کودکان زیر ۵ سال، تنها ۲۳ درصد از کل کودکان زیر ۵ سال از اینترنت استفاده میکنند.
نتایج پیمایش نشان میدهد نزدیک به ۹۰ درصد کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ سال از تلفن همراه هوشمند، تبلت یا لپتاپ استفاده میکنند و ۸۵ درصد از کاربران این دستگاهها نیز به اینترنت متصل میشوند. میانگین سن برخورداری از دستگاه هوشمند شخصی در این گروه ۹.۸ سال گزارش شده است. همچنین از هر چهار کودک زیر پنج سال، حدود یک نفر از اینترنت استفاده میکند؛ موضوعی که از گسترش استفاده از اینترنت در سنین پیش از دبستان حکایت دارد.
وضعیت کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ سال
ضریب نفوذ دستگاه هوشمند: ۸۸.۲ درصد از کل کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۵ سال کاربر دستگاههای هوشمند هستند.
وضعیت مالکیت دستگاه: