ᵥₒᵢd
من واقعا کابوکیمونو رو دوست داشتم...
و باید بگم ببخشید کابوکیمونو ولی همینه که هست...
ᵥₒᵢd
و باید بگم ببخشید کابوکیمونو ولی همینه که هست...
میدونم...
میدونم...
میدونم...
ولی من دیگه نمیتونم توی چشمای میتیا نگاه کنم، پس بزار اول خودمو تغییر بدم، خب؟...
من بهش قول دادم، مسئولیتش گردن منه...
بعد از این، کارمون باهم تموم میشه...
نه من میتیا رو دوباره میبینم و نه اون منو...
تموم میشه...
پس اینبارو به من اعتماد کن، خب؟...