eitaa logo
ᵥₒᵢd
32 دنبال‌کننده
176 عکس
176 ویدیو
0 فایل
Sometimes, you just write. Not because you want someone to care. Not because you're searching for an answer. You simply let the silence become words. Welcome to the void of my mind— where thoughts exist without expecting to be heard. ☕
مشاهده در ایتا
دانلود
جوری که اسکرک ذهنمو میخونه و خودم برگام میریزه🛐🛐🛐🛐 اصلا هنوز حرف نزدم نه تنها تا تهشو رفته، بلکه جوابم پیدا کرده و بهم میگه و من اینجوریم که هان؟ چی؟ من بلند فکر کردم؟...
نه، ما هنوزم شبیهیم...
و این منو آزار میده...
خب خب خب، یه روز پاییزی، من، تو، درحالی که میخندی، و من لبخند شیطنت آمیزی میزنم و ادامه میدم و تو بیشتر و بیشتر میخندی... گمونم از اینجا شروع شده باشه، حداقل برا من... تورو نمیدونم... راستی برا تو از کجا شروع شد؟... خب چی داشتم میگفتم؟... آهان، بعد تبدیل شد به من، تو و از دست تو گفتنات و شنیدنام... بعدترتر تبدیل شد به این انرژی از کجا میاد؟... بعد یه حادثه ای به اسم کوچ نشینی از ردیف سوم زندگی به اول اتفاق افتاد و من و تو همسایه شدیم... خلاصه که آره، یکی کم مینوشت، یکی زیاد... یکی بیخیال بود و یکی خیلی جدی... یکی خیلی حرف میزد و یکی خیلی ساکت... یکی ترجیح میداد از روش خودش بره و اون یکی ترجیح میداد از قوانینی که براش وضع کردن استفاده کنه... تضاد، پارادوکس... چی بهش میگن؟... مهم نیست... در هر حال، یکی میخندید و اون یکیم میخندید، همین مهم بود... یکی ذوق میکرد و اون یکی هم ذوق میکرد... اینا مهمن، نه، شباهت های زیادی نبود، ولی کم کم میانگین گرفته شد...
ᵥₒᵢd
اونی که خیلی حرف میزد دوست داشت به کسی که خیلی حرف نمیزد نزدیک بشه، اخلاقشو دوست داشت، اونی که حرف نمیزد مرزهاش مشخص بود، دید هاش مشخص بود، روی دومی نداشت... یا حتی اگرم داشت تصمیم گرفته بود نقاب نزنه، خودش بود، همیشه خودش بود... و هنوزم که هنوزه اونی که زیاد مینویسه سر جاشه و اونی که غر میزنه چرا اینقدر پاک میکنی؟ به خودت اعتماد داشته باش هم سر جاشه... ولی حالا دوتایی حرف میزنن، دوتایی حل میکنن، دوتایی تیکه میندازن... آره، دوتایی... نه نه، اشتباه نکن... منظورم تعداد نیست، منظورم اتحاده... و امروز، یه روز خاصه... روزی که خدا، یه برگ سبز کوچولو رو بین همه ی برگ های زرد جهان به دنیا فرستاد... و باد لبخندی زد و شروع به بازی کردن با برگ زرد کوچولو کرد... تولدت به اندازه ی صدای خش خش همه ی برگهای زیر پات مبارک، برگ سبز کوچولو... یا شایدم، نوجوون؟...
قیافه ی میتیا که هرکاری کرد نتونست وادارم کنه و الان به انتخاب خودم میرم: 🤡🤡🤡🤡
ᵥₒᵢd
اخخیییی🤣
ᵥₒᵢd
سلاممممم
ᵥₒᵢd
عه از این پرشیا😂😂😂😭🤣🤣🤣