هدایت شده از متهم ردیف اول _
باشما بودم که گفتم بهترم؟
خب بهترم !
گفته بودم در زمان هرچیز بهتر میشود؟
درد بی درمان دوا نه!سوزشش حس میشود؟
یا که اکنون ازفرانسه استکانی چای
اینجا روی پاهایش نشسته ،
میکنم از او سوالی ،_حال و احوالت چگونه،
گرم وداغ ودم کشیده؟
+سرد چون یخ ،
با زمان گوید شده چون همنشین
+ازدهان افتاده و تلخ ...
_هان؟بله؟گفتی چه چیز؟
+هیچ گفتم بهترم من روی میز .
_ویل متهم
هدایت شده از بادماراخواهدبرد
میبینمتان، در روزگاری که بدون من، میخندید. دیگر هیچ چیز مرا نجات نمیدهد، تلاش هایم آبی است که در هاون میکوبم، اشک هایم دردی را دوا نمیکند، حرف هایم هم نیز.
غیرقابل تحملترین، رو مخترین، مغرورترین و از یه طرف دیگه، باهوش ترین آدم زندگیم وجود ندار_
قیافه ی میتیا که از دور دست تکون میده...