همیشه اینجوری بوده که "من مواظبتم"...
و بعد در یک چشم به هم زدن مشخص شد جای من با هرکی که قرار بوده مواظبم باشه عوض شده و من مواظبشونم...
من اینقدر خودمو بارها و بارها بابت یسری کارا زیر سوال میبرم، که دیگه امادگی هر نوع دفاعی رو دارم...
منم همینطور، منم...
منم مردم دوستدارن بهم بگن که چی قراره بشم و منم مشکل من نیست که اونا چیزی رو که من میبینم نمیبینن...
و منم نمیدونم باید دروغ بگم یا نه...
منم یه وسواس کنترلگرم و اگه بخوام فرار کنم مشکل خودمه...
همه اش به خودم ربط داره، اگه حس کنم میخوام بمیرم، اینم مشکل منه...
و در نهایت بله، منم همینطور...