ᵥₒᵢd
ونتی سریعتر از آنچه فکر میکردید برگشت🤣
بچه ها ممنون میشم اگه دوست داشتین دلی فور کنین چون یسری اعضامو نمیشناختم که اگه خواستن برگردن🤣💔
از اونجایی که امتحان ادبیات خیلی خوشگل تر از چیزی بود که فکرشو میکردم نیازمند بودم دوباره یجا بزنم خودمو خالی کنم🤣🤣🤣🤣
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مونا اینجا متوجه شد که اسکارا قصد داره فریبشون بده😭🤣🤣🤣
راستش را بخواهی من بنفش را دوست داشتم و الکترو را، پس تو را هم دوست داشتم...
بنفش، تجسمی از اقتدار برایم بود و تو همان اقتدار بودی...
قدرت به نظر من انتخاب درست است،
تو جایی که باید، شمشیر در دست و با غروری ستودنی، در میدان می ایستادی
و جایی دیگر در مکان درست، اشکهای دیگران را پاک، به آنها دلگرمی و نور وجودشان را روشن میکردی...
پس من، میخواستم شبیه تو باشم، انتخاب درست در مکان درست...
اما اولین انتخابم اشتباه بود،
من قرمز نبودم که بنفش را بپذیرم...
و زمانی که بنفش شدم، تبدیل به آدم درست، انتخاب درست در مکان درست شدم اما نه آنگونه که تو بودی...
بگذار اینگونه بگویم، اگر تو با بنفش بودن، نور بودی من تبدیل به تاریکی شدم،
اگر تو گرما بودی، من تبدیل به سرما شدم
و اگر تو ماده بودی، من خلا بودم...
من هیچوقت نتونستم بنفش باشم...
پس جستجو کردم
سبزی من را پذیرفت،
خلا من را به ماده،
سرمای من را به گرما
و الکترو را تبدیل به باد کرد...
و چه عجیب، اکنون درست مقابل توام...
عجیب نیست؟ آدمهای درست، انتخاب درست، مکان درست، اما سرنوشت اشتباه...
و همچنان بنفش را ستایش میکنم...
شاید تو هم همیشه میخواستی سبز باشی؟...
به هر حال، که میداند؟...
وقت تسویه حساب رسیده، اینطور نیست؟...