هدایت شده از پاییز
اون روز گفت سبزیارو از آب در بیار میدونستم باید با دست در بیارم تا اون گل و لای تهش دوباره نره توجون سبزیا ولی حواسم نبود کل ظرفو با سبزی و آب و خاکش ریختم تو آبکش بعد دییییونه شد گفت ینی تو اییینمممم بلد نیستیییی؟؟حالا بیا ثابت کن که بلدم حواسم نبود میگفتم چه فرقی داره میشوریم خب....
[Void Log]
اون روز گفت سبزیارو از آب در بیار میدونستم باید با دست در بیارم تا اون گل و لای تهش دوباره نره توجون
ایول خیالم راحت شد لنگه خمیم
هدایت شده از پاییز
چرا آن را که می خواهی دلش پیش کسی گیر است ؟!
چرا هرکس که عاشق بوده از جان خودش سیر است ؟!
تو او را ، من تو را ، او دیگری را ، دیگری من را ..
همه سر درگمیم و علتش بازیِ تقدیر است !!
رسیدن جز خیال خام و رویای محالی نیست ...
همیشه هرکجای قصه هم باشی کمی دیر است !!
کسی شور جنون و حسِ دل دادن ندارد ؛ چون ...
به لطفِ آدم قبلی ، به بند درد زنجیر است !!
"شروع یک نفر" بودن ، شده رویای دور از ذهن ..
همه قبل از تو عاشق بوده اند و قلبشان پیر است !!
دلیل با تو بودن ، دیگری را بردن از یاد است ...
تنش پیش تو است اما دلش جایی زمین گیر است !!
پر از زخم جدایی ، قلب های نصف و نیمه ...
به هر کس می رسی احساس او در دست تعمیر است !!
در این گونه لجنزاری همان بهتر که تنها ماند ...
خوشا قلبی که با تنهایی اش هر روز درگیر است !!
#حمیدرضا_گلشن
هدایت شده از •·کالیگو·•
آری، انسان زندگی دشواری دارد؛
من تصور می كنم بهترين تعريفی كه میتوان از انسان كرد اين است
«انسان عبارت است از موجودی كه
به همه چيز عادت می كند»..
"خاطرات خانه مردگان - فئودور داستایوفسکی"