وقتی هایی میرسه که احساس میکنی نه فقط تو جمع دوستات، نه فقط کنار خونوادت بلکه تو خود دنیا اضافیای
احساس بدیه نه اشتباه گفتم بد نیست، داغون کنندهس همچین لحظه هایی، همچین حس هایی له میکنن تورو نابود میکنن ادم رو لحظه هایی که نمیدونی پاشی بگی بسه
اگه کنار دوستات اضافی هستی بهت بگن، اگه بار زیادی رو دوش خونوادت گذاشتی درحالی که نمیخواستی بهت بگن که جمع کنی بری، اگه رو دنیا زیادی ای خدا زودتر تمومش کنه یا اینکه صبر کنی و صبرکنی
اما صبرکردن راحت نیست شاید گفتنش،نوشتنش راحت باشه اما اینکه بخوای بفهمیش وانجامش بدی باید با احساست خدافظی کنی وفقط بشنوی ببینی ومنتظر باشی،منتظر چیزی که هیچوقت نمیرسه،چیزی که هیچوقت درست نمیشه..
میرینن بهت تهش میان ادای ادم مهربونارو درمیارن که عذاب وجدان نگیرن اخه ادمی مثله تو احساسم داره مگه؟
ببین اهمیت نده رو خودت کارکن طراحی کن بنویس عکس بگیر بگو بشنو هرکاری کن هرکاااری فقد رو خودت کارکن میفهمی که زندگی همون معنی ای رو میده که بچگی میداد همون زندگی قشنگ و باحال حال خوبتم تمدید میشه
وُید
ببین اهمیت نده رو خودت کارکن طراحی کن بنویس عکس بگیر بگو بشنو هرکاری کن هرکاااری فقد رو خودت کارکن م
اگه فکر میکنی این از سر خیال راحت میاد لازمه بگم هیچکدومِ اینا نه کشیدن نه نوشتن از حال خوش و خیال راحت نمیاد
وقتاییم حالت خوبه اما حال بد بقیه حالتو بد میکنه وتو دیگه نمیتونی برگردی به حال خوبت چارش فقد خوابیدنه البتهه خوابیدنه بدون کابوسس