هرچقد تو ضربه خوردن خوبم همونقدر تو اسیب زدنه بدم میتونیم اینجوری بگیم که همیشه اهمیتی که میدادم ومیدم زیادازحده و بیشتراز لیاقته طرفمه
نمیدونم حسه عجیب غریبی دارم اصلا نمیدونم دلیلش چیه همش حس خفگی میکنم از شدت افکاری که توسرمه و نمیتونم به زبون بیارمشون نه فقد نمتونم بگمشون حتی خودم نمیفهمم چین درمورد چی هستن یه ندونسته مزخرفیه