عاقبت با مرگ دیدارت میسر میشود ..
آخرِ این قصه شیرین است ، بدبین نیستم
_سجادشهیدی
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
چه دانستم ك این سودا مرا زینسان کند مجنون،
دلم را دوزخی سازد.. دو چشمم را کند جیحون..!
_مولانا_
ای جان دور از تنم...
امشب دلتنگ ترینم برای تو گاهی فکر میکنم چطور میشود من این قدر دلتنگ باشم و تو ... نه؟
برای من همه چیز راهی به تو دارد. یک آهنگ ساده یک خیابان معمولی حتی یک تاریخ در تقویم هم نام تو را در تنم زنده میکند.
باران که میبارد قلبم آهسته تر میزند. و هر قطره انگار تکه ای از جانم است که با مرور خاطراتت فرو میریزد. برف که می بارد دستهایم بی اختیار به دنبال گرمای دستی میگردند که دیگر نیست...
نمی دانم برای تو هم دنیا گاهی اینقدر سنگین میشود یا نه... یا فقط منم که هنوز در همان روزها مانده ام و با هر نفس دلتنگتر میشوم.
دلتنگی...
چیز عجیبی ست.آدم را تکه تکه نمی کند؛
آهسته آهسته در آتش خود ذوب میکند و هیچکس نمیبیند.
من هر روز کمی از خودم را در نبودنت جا می گذارم و نمیدانم تا کی این جان تاب این همه دلتنگی را خواهد آورد.
کاش دلتنگی با سهمی برابر به دل عاشق ها به ارث میرسید. تا حداقل دل میدانست دل دیگری نیز دلتنگ او هست.
برای همیشه نفرستاده ماند.
مثل تمام نامه های دیگرم...
_رُواء