" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
بیاور جام را ... حسین وصال پور صدای نرگس
گر قسمت ما باده و گر خون جگر بود
ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم
_صائب
عمری از جان بپرستم شببیماری را...
گر تو یک شب به پرستاری بیمار آیی!
_شهریار_
_روزپرستاروولادتحضرتزینب'سمبارکباد_
با فکر تو دیشب به کجاها ك نرفتم...
نفرین به من ُ شرم ُ حیایی ك ندارم!
_مولانا: شمس، صبر چیست؟
+شمس: آن که در را نکوبی... وقتی میدانی صاحب خانه بیدار است.
_مولانا: مگر سکوت، پاسخ است؟
+شمس: برای آنکه اعتماد داری، آری.
_مولانا: و اگر دل بی قرار شود؟
+شمس: دل همیشه از راه کوتاه میرود؛ حکمت، از راه درست.
_مولانا: پس انتظار، بیهوده نیست؟
+شمس: نه.... خدا گاهی نعمت را دیر میدهد تا تو زودتر بزرگ شوی .
_مولانا: پس چرا راه خدا اینهمه طولانی ست؟
+شمس: راه طولانی نیست... این من توست که دیر کنار میرود.
_مولانا: پس صبر، انتظار نیست؟
+شمس: نه... صبر کنار رفتن من است تا «او» آشکار شود.