_مولانا: شمس، صبر چیست؟
+شمس: آن که در را نکوبی... وقتی میدانی صاحب خانه بیدار است.
_مولانا: مگر سکوت، پاسخ است؟
+شمس: برای آنکه اعتماد داری، آری.
_مولانا: و اگر دل بی قرار شود؟
+شمس: دل همیشه از راه کوتاه میرود؛ حکمت، از راه درست.
_مولانا: پس انتظار، بیهوده نیست؟
+شمس: نه.... خدا گاهی نعمت را دیر میدهد تا تو زودتر بزرگ شوی .
_مولانا: پس چرا راه خدا اینهمه طولانی ست؟
+شمس: راه طولانی نیست... این من توست که دیر کنار میرود.
_مولانا: پس صبر، انتظار نیست؟
+شمس: نه... صبر کنار رفتن من است تا «او» آشکار شود.
هدایت شده از تآفه .
‹یا کاشِفَ الزَّفَرَات›
ای رفعکنندهی آههای پُر از حسرت ..
حال شبهای مرا همچو منی داند ُ بس!
تو چه دانی ك شب سوختگان چون گذرد!
_مولانا_
کاشیکم.. | محمدعطایینیاکاش_یکم_بارون_میومد_کربلایی_محمد_عطایی_نیا.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
کاش یکم بارون میومد :(
چشم در چشم تو انداختم ُ زنده شدم!
یُخْرِجُ الحَىَّ مِنَ المَیِّت، چشمان تو بود!
به راهم ادامه دادم و نگذاشتم اشکم جاری شود. بدنم را مجبور کردم بی حس شود، چون اگر بی حس نمیشدم همه چیز را حس میکردم و اگر همه چیز را حس میکردم متلاشی میشدم.
و من نمی توانستم متلاشی شوم.
_کتاب هوای او، اثر بریتنی سی چری