هدایت شده از تآفه .
‹یا کاشِفَ الزَّفَرَات›
ای رفعکنندهی آههای پُر از حسرت ..
حال شبهای مرا همچو منی داند ُ بس!
تو چه دانی ك شب سوختگان چون گذرد!
_مولانا_
کاشیکم.. | محمدعطایینیاکاش_یکم_بارون_میومد_کربلایی_محمد_عطایی_نیا.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
کاش یکم بارون میومد :(
چشم در چشم تو انداختم ُ زنده شدم!
یُخْرِجُ الحَىَّ مِنَ المَیِّت، چشمان تو بود!
به راهم ادامه دادم و نگذاشتم اشکم جاری شود. بدنم را مجبور کردم بی حس شود، چون اگر بی حس نمیشدم همه چیز را حس میکردم و اگر همه چیز را حس میکردم متلاشی میشدم.
و من نمی توانستم متلاشی شوم.
_کتاب هوای او، اثر بریتنی سی چری