هیچ میـدانی چرا جان را نثـارت میکنـم؟
تا یقـین گردد تو را میخواهم از جـآن بیشتر...
_صابرهمدانی_
تن بى سر شده چون بیکس ُ بىیار شود،
بازى دست اراذل سر بازار شود،
ترسم این است بلایى ك سر من آمد،
بین گودال سر جسم تـو تکرار شود..
_قاسمنعمتی_
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
تن بى سر شده چون بیکس ُ بىیار شود، بازى دست اراذل سر بازار شود، ترسم این است بلایى ك سر من آمد، ب
گر چه من خود نسب از حضرت مولا دارم؛
به خدا عشق به ذرّیۀ زهرا دارم؛
من غلام حسنم، خادم دربار حسین؛
آبرویی اگرم هست، از آنجا دارم!
_محمودژولیده_
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
تن بى سر شده چون بیکس ُ بىیار شود، بازى دست اراذل سر بازار شود، ترسم این است بلایى ك سر من آمد، ب
با خویش نه لشکر، نه سپاه آورده،
دو طفل عزیز ُ بیگناه آورده،
در کوفه ز بس مرد ندیده مسلم،
ناچار به پیرزن پناه آورده..
_ابراهیمکریمی_