چیزی ندارم برای تو بگویم جز اینکه غمگینیام عضوی از بدنم شده، مثل چشمها و لبها و دستها، به بودنش عادت کردهام.
«وقتی یک در خوشبختی بسته میشود، در دیگری باز میشود؛ اما ما اغلب چنان به در بسته خیره میشویم که در باز را نمیبینیم.»
هلن کلر