eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
736 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
من دیگه هیچوقت خودمو واسه کسایی که یذره هم واسشون ارزش ندارم خورد نمیکنم چون منطق من میگه اگه همونقدر که بهت توجه میکنم و اهمیت میدم ، بهم اهمیت ندی و توجه نکنی دیگه هیچ جایی تو زندگی من نداری! شاید دوسِتون داشته باشم ، اما دیگه یادگرفتم اولویتم خودم باشم ؛ مقصر من نیستم ، فقط خودتون با ذاته کثیفتون بهم اینو یاد دادین : نباید به ادمی که مفت نمی‌ارزه بها داد!
گاهی اوقات تو زندگیت قید یه آدمایی‌رو میزنی، که اگه یه‌روز صداشونو نمیشنیدی دنیا رو‌ به‌ هم میریختی. ولی خب قیدشونو زدی، چون نبودنِ بعضی از آدما، بهتر از وابستگیِ یه‌ طرفه‌ست.
هرچی تعداد آدمایی که دوست داری بیشتر باشه، ضعیف تر و آسیب پذیر تری؛ کارایی که واسشون میکنی که میدونی نباید بکنی؛ نقش یه احمق رو واسشون بازی میکنی تا اونارو خوشحال کنی تا اونارو امن نگه داری؛ این یه حقیقته که خیلیا قبولش داریم اما بازم این کارو میکنیم.
يه ديالوگ تو يه فيلم میگفت: یه وقتایی باید خودخواه باشی، فقط به این فکر کنی که خودت چی میخوای و با چی خوشحال میشی. بقیه رو بذار کنار!
باگ آدمیزاد بنظرم همین گریه‌ست، ‏داری توضیح میدی ناراحت نشدی و کاملا ریکلسی تلپی اشکات میاد پایین گند میزنه به کل پِلنت.
برای تو همیشه وقت دارم>>>دوست دارم
انگار برای امتحان نخونده بودم و الان کنسل شده، انگار یه چیزی که گم کرده بودم و کلی دنبالش بودم یهویی پیدا شده، انگار بابام عروسکی که خیلی دوسش داشتم شب تولدم برام خریده، انگار مشقامو یادم رفته بوده بنویسم و صبح که پاشدم با کلی برف مواجه شدم، انگار تو تاکسی نشستم و همونموقع آهنگ خواننده مورد علاقم پلی شده، انگار دلم نمیخواسته برم سر یه قراری و خود به خود کنسل شده، انگار تو بی‌حوصلگیم پستچی غیرمنتظره یه نامه از یه عزیزی آورده، انگار کاپشنمو از چمدون درآوردم و تو جیبش پول پیدا کردم، انگارآخرین مدل آیفونو تو یک قرعه کشی برنده شدم، انگار لاتاری بهم افتاده و قراره زندگیم عوض شه، می دونی؟ حسی که تو بهم میدی پره از این «انگار» ها. -هانیه.
بوسیدمش و گفتم:«تو اینقدر خوشمزه ای دلم میخوادبخورمت» ذوق کرد و لبخندی زد. تقصیر من نیست که اون حرفمو جدی نگرفت!
گفتم: ته ریش؛ گفتی: بی ریش، ریشه ت مهمه. گفتم: عطر تلخ؛ گفتی: بوی پوست خودت، بوی فكرت قشنگه. گفتم: بازوی پهن؛ گفتی: ترجیحا یک آغوش امن. گفتم: پول؟ کادو؟ گفتی: خودت کادویی، هرجا هم رفتیم مهمون من. گفتم: د نشد که !پس تو چی از من می خوای دختر؟ گفتی: وجودت. وجود یعنی: روح و جسم،قول بده فقط برای من باشی. ماه. كاش بودی، این وجود، جز خدا، یک صاحب زمینی هم می خواست؛ ماه. بی صاحب بودن خیلی بده، این جمله رو مردی داره می گه، که قبلا می گفت : صاحب من فقط خداست، کجایی اعتبار وجودم ؟ من هنوز هم سر قولم هستم. - برگرفته از دفتر خاطرات مردی که خ‍ و د ک‍ ش‍ ی کرد چون عشقشو بر اثر سرطان از دست داده بود.
اونجا که به خودش میگه: «اشکال نداره دوسش دارم!» دقیقا همونجا غمگین‌ترین قسمت رابطه‌ست.