eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی که میبینم با اونی که دوستون داره چجوری رفتار میکنین شدیدا دلم میخواد با همین دستام خفتون کنم و بعدشم آتیشتون بزنم اونوقت شاید جنازتون دوس داشتنی تر از جسم پر از لجنتون باشه .
از لحاظ روانشناسی؛وقتی دو نفر با هم خیلی صمیمی هستن یا مدت زیادی باهم بودن،ناخودآگاه حالت ها و رفتارهای همدیگرو مثل اینه بازتاب میکنن..مثلا با بهترین دوستت نشستی و دارین حرف میزنین اگه اون حالتش رو عوض کنه،پاهاش روی هم بندازه ناخودآگاه شما کارش رو تکرار میکنید! یا اگر توی جمعی باشید و بخندید شما اولین نفر به خنده ی اون نگاه میکنید؛گاهی رفتاراتون و صحبت کردن آنقدر شبیه همه دیگه میشه که حتی اگر خودتون متوجه نشید دیگران از دور متوجه اش میشن:)
نميدونم چرا بعضيا با خودشون فكر ميكنن هر چي سردتر و كمرنگ تر بشن براي ما جذابيت داره و با اين كارا ميفتيم دنبالشون ؛ نه از اين خبرا نيست نه اين كار جذابه و نه من ميفتم دنبالت ميخواي از اين كارا بكني كمكت ميكنم ك كلا از زندگيم كمرنگ بشي!
باد مارا خواهد برد
تو تنهایاتو بزار رو دوشِ من صدای تو لالایی میشه تو گوشِ من🖤
‏دلم میخواست یکیو داشته باشم که وقتی همه ‏خستم میکردن میومد دوتا دستاشو می ذاشت ‏روی صورتم و میگفت : غصه نخور تو منو داری...
تو مدرسه هر وقت از درس عقب بودیم زنگ ورزش، هنر رو از ما میگرفتن چون اون زنگ‌ها حالمون خیلی خوب بود. شادی تو خنده‌های اون زنگ‌ها بود که برامون معنا میداد. زندگی ام مثل مدرسه بود هروقت زورش بهمون نمیرسید، میومد آدم‌ها و لحظه‌هایی رو ازمون میگرفت که میدونست لحظه‌هامون با وجود هموناست که معنا داره.
ما از بچگی امید داشتیم. مارو با امید بزرگ کردن. سی‌دی که پر از خط و خش بود رو با هزار جور صابون و خمیردندون میشستیم چون امید داشتیم بازم میتونیم کارتون مورد علاقمون رو ببینیم. ما همیشه امید داشتیم و منتظر بودیم همه چی درست بشه؛ انقدر که یادمون رفته چی خراب بوده و درست شده یا نه...
یه چیزایی هست نه میشه نوشت نه میشه به زبون آورد و نه میشه فراموش کرد همونا میشن چروکهای صورت موهای سفید ... بد اخلاقی های گاه و بیگاه :)
나는 사람들에게 알레르기가 있다 من به آدما آلرژي دارم
آخرش می رسی به جایی که می بینی فقط یه نفرو داری. همونی که خیلی جاها بهش پشت کردی ولی اون همیشه کنارت موند و هواتو داشت. اونی که هر وقت صداش می زدی منتظر نمی شد تا ادامه حرفتو بزنی و کارتو بگی تا اگه به نفعش بود سین کنه، سریع جوابتو می داد و کمکت میکرد. اونی که همیشه بهت گفته هر کی هم بره، باز پیشت می مونه و تنهات نمی ذاره. تو فکر می کردی شعار میده ولی اون روی حرفش وایساد و الان با خوندن این تکست بهش فکر کردی. قدرشو بدون. همین.
با کلافگی اسمش را در خواب و بیداری داد زدم اما او دگر نبود!