بعضی روزا انگار حس و حال هیچی و هیچکس رو نداری، میخوای تنها باشی، دوست نداری با کسی حرف بزنی، حوصله هیچ آدمیو نداری، حتی خانوادت، حتی نزدیک ترین دوستت، حتی آدمای اطرافت، این خاصیت یه آدم مودیه، الان رو مودیم که، پلی لیستمو دپ کردم، پروفایلمو سیاه، پرسونال گوشیمو چک نمیکنم، برق اتاقمو خاموش کردم، نشستم کنج اتاقم و زل زدم به سقف و موزیک دپ هم مثل همیشه پلیِ و سیگارایی که دود میکنمو میشمورم، سیگاری که نه ترکم میکنه، نه در حقم خوبی میکنه، بهم آسیب میزنه و باز کنارم میمونه، فکر گذشته، فکر تو، فکر تک تک چیزایی که بهم آسیب زده رو مرور میکنم، رو مودیم که حتی اگه مهمترین آدم زندگیمم باشی زنگ بزنی جوابتو نمیدم، رد تماس میزنم و باز میرم تو گذشته، مودی بودن اینجوریه که گاهی وقتا حتی خودتم گم میکنی، خودتو گم میکنی و از جلد یه ادم شاد و پرانرژی میری تو یه جلد دیگه و تبدیل میشی به یه ادم که تو خودشه و حوصله هیچکسو نداره.
باد مارا خواهد برد
قبول کن که همه چی تموم میشه!
من به راحتی از آدما دست میکشم،
پس اگر باهات کات کردم، بدون که سزاوار اینی!
- شازده کوچولو : از کجا بفهمم وابسته شدم؟
+ روباه : تا وقتی که هست نمیفهمی..:)
فرقی نمیکنه دختری یا پسر...
بیست و پنج سالته یا هجده سال، تا الان مسیر درست رو رفتی یا نه، آدمای درست رو به زندگیت راه دادی یا نه!
تو الان نیاز داری به خودت بیای و بفهمی که نباید منتظر درست شدن اشتباهات گذشتت باشی،نباید منتظر برگشتن آدمایی که رفتن باشی!
نباید منتظر یه آدم جدید تو زندگیت باشی!
آدما همیشه در رفت و آمدن!
اونقدر میرن و میان تا یه روز دیگه حتی از رفتن کسی ناراحت نمیشی، تنها کسی که باید بهش وابسته باشی، تنهاش نذاری و دیگه هیچوقت ترکش نکنی خودتی و خودت!
یه معذرت خواهی به تمام کسایی که، بهشون اهمیت دادیم، با جون و دل براشون وقت گذاشتیم، پای حرفا و دردودلاشون نشستیم، دروغاشونو دیدیم وفهمیدیم اما به روشون نیاوردیم، بداخلاقیاشونو تحمل کردیم، با نبودناشون نه تو شادی نه توغم ساختیم، اما ذره ای لایقش نبودن بدهکاریم!و فک کردن چون دوسشون داریم و تحملمون بالاس احساس نمیکنیم؛درک نکردن آدم تا يه جايي پيگيرعه، بعدش ميتونه به بدترين شكل ممکن بيخيال بشه، یجوری که اصلا انگار از اولم برامون مهم نبوده!
جدی بنظرم باید یه زندگی دیگه داشته باشیم تا بتونیم چیزایی که دوست داشتیمو تجربه کنیم؛ رشته ی مورد علاقمون رو بخونیم، جاهایی که دوست داشتیمو بریم، با دوستامون مسافرت بریم، خونه ی مجردی بخریم، پول کافی برای خریدن چیزای که میخواستیم رو به دست بیاریم، عشق و علاقه ی که تو رویاهامون بود رو لمس کنیم و چیزایی که همیشه حسرتشو داشتیم رو حداقل واسه یه بار تجربه کنیم!
"چرا سرت همش تو گوشیه؟"
این سوالو حق دارید وقتی از بچتون بپرسید که تو واقعیت دنیای قشنگ تری نسبت به دنیای مجازی واسش ساخته باشید.
" چرا همش میخوای با دوستات بری بیرون؟"
این سوالو وقتی حق دارید از بچتون بپرسید که تو خونه ارامش وجود داشته باشه و شما جای صدتا دوست باهاش رفیق باشید."
" کار؟ دختر چه معنی داره بره سر کار؟"
این سوالو فقط وقتی حق دارید از دخترتون بپرسید که کاملاً از لحاظ مالی ساپورتش کرده باشید.
" چرا همش هندزفری تو گوشته؟ کر نمی شی تو؟"
این سوالو فقط وقتی حق دارید از بچتون بپرسید که حرفای قشنگ تری نسبت به اهنگایی که گوش میده باهاش داشته باشید.
" با این سنت سیگار می کشی؟"
این سوالو فقط وقتی بعد ازین که از پشتش بودید و از خوشبختی که واسش ساختید مطمئن شدید می تونید ازش بپرسید."
" بشین تو خونه درستو بخون. باید درس بخونی."
این حرفو فقط وقتی می تونید به بچتون بزنید که از روحیه مثبتش مطمئن شده باشید و اینو بدونید واسه انجام کاری که شما می گید انگیزه داره.
همونطور که شما از فرزندتون انتظار دارید و به قول خودتون وظیفه هایی دارن شما هم وظیفه هایی دارید و اونام از شما انتظار دارن، پس وقتی از اونا راضی نیستید مطمن باشید اونام از عملکرد شما راضی نبودن که مشکل پیش اومده.
هر آدمی تا یهجایی بهتون فرصت میده، ولی بالاخره خسته میشه، از حسِ اضافی بودن، از جنگیدن واسه موندن، از قهر و آشتی مکرر، از توضیحدادنِ خودش، از برطرفکردنِ سوتفاهما؛ کاسه صبرِ آدمای زندگیتونو لبریز نکنید، ممکنه دیگه هیچ آدمی، به این اندازه وصلهی وجودتون نباشه :))