اگر به چند سال پیش برگردم به چشمانم نگاه میکنم و میگویم: هیچچیز آنقدر که نگران بودی، نگران کننده نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی سخت نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی زیبا و دوستداشتنی نبود.
هیچچیز آنطور که تو تصور میکردی نبود، اما همه چیز همانطور بودند که باید میبودند.
درست، به موقع، دقیق، موقت و اجتنابناپذیر.
اگه تا پارسال دربارم قضاوت میکردی،
گارد میگرفتم و سعی میکردم قانعت کنم که نه اینطور که فکر میکنی نیست...!
اگه بهم زنگ نمیزدی و من دائم پیگیر حالت بودم،
ازت گله میکردم و کلی سرت نق میزدم...
اگه از دست کسی دلم میشکست گریه میکردم...
ولی الان حقیقتا اینطوریم که
اصلا هرچی تو میگی درسته...!
یادم کنی، خیلی با معرفتی...
یادم نکنی، یادت نمیفتم...
دلم که بشکنه میرم تو خودم....
من نسبت به چند سال پیش ک هیچ...!
حتی نسبت به چند ماه پیشمم عوض شدم...
به نظرم هیچ چیز و هیچ کس ارزش نداره
که بخوام براش آرامش زندگیمو بهم بزنم...!
این جمله ی دکتر انوشه خیلی قشنگه:
«من خودم انتخاب میکنم که تو واسم مهم باشی، اما رفتار تو میتونه جایگاهت رو توی ذهن من تغییر بده.» خلاصه که هرکسی صرفا بخاطر اینکه دوسش داریم و برامون مهمه نمیتونه هر کاری که دلش خواست بکنه و درنهایت فکر کنه که اتفاقی نیفتاده
"گذر زمان همه چیزو حل می کنه" مال وقتیه که تو یه نفرو ناراحت کردی و از دلش در آوردی و با این حال یه چیزایی بینتون مثل قبل نشده و زمان میخواد تا دوباره همه چیز برگرده به حالت اول، نه وقتی که تو طرفو داغون کردی بعد با این تصور که گذر زمان همه چیزو حل می کنه جوری رفتار کنی که انگار اتفاقی نیوفتاده .
آدم در نهایت اونی که بهش آسیب رسونده رو میبخشه اما خودش رو بابت اینکه اجازه داده بهش آسیب برسونن، نمیبخشه. آدم همیشه یقه خودش رو میگیره چون مظلوم و بی گناهتر از خودش کسی رو گیر نمیاره که همه کاسه کوزههارو سرش بشکنه.
دردی که میکشی،اشتباهیکه میکنی،اشکی که میریزی،حرفی که میشنوی،حس بدی که میگیری، عشقی که نمیگیری،آدمیکه از دست میدی، آرامشی که نداری، محبتی که نمیبینی، انتظاری که میکشی، امیدی که خاک میکنی؛ میکشتت! ولی بعدش یک آدم قویتر، منطقیتر و محکمتر ازت متولد میشه که دیگه امکان نداره چیزی بتونه اذیتش کنه.
هیچوقت آخرین چتت با کسی که دلتو شکست رو پاک نکن، همیشه اونجا دلایل قانع کنندهای واسه دوباره برنگشتن پیدا میکنی ...
هرسري گفتم "یادم رفت چي میخواستم بگم بهت" درواقع یادم بود فقط دیگه بنظرم تو شنوندهي خوبي نبودي واسش.
از ما هیچ چیز باقی نمیماند، جز خاطراتی که در آن دلیل حال خوب دیگری بودهایم.
دوست داشتن بعضی آدما مثل اشتباه بستن دکمههای پیراهنه؛ تا به آخرش نرسی نمیفهمی.