غم. دردِ خاموش. زخمهایی که جوانه میزنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایهها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
آدمها مانند پنجرههایی با شیشههای رنگیاند. وقتی آفتاب میتابد برق میزنند و میدرخشند، اما وقتی تاریکی سایه میگسترد، زیبایی حقیقی آنها فقط در صورتی هویدا میشود که نوری در درونشان باشد.
-الیزابت کوبلر راس