آدمها مانند پنجرههایی با شیشههای رنگیاند. وقتی آفتاب میتابد برق میزنند و میدرخشند، اما وقتی تاریکی سایه میگسترد، زیبایی حقیقی آنها فقط در صورتی هویدا میشود که نوری در درونشان باشد.
-الیزابت کوبلر راس
کاش انقدر دوستت نداشتم. کاش برام مهم نبود امروز چی تنته. سرمای هوا اذیتت نمیکنه؟ وقتی دورت شلوغ میشه کسی هواتو داره؟ کسی مواظبته؟ خوب غذا میخوری؟ حواست به خودت هست؟ کسی هست دستتو سفت توو دستاش بگیره و دلتو به بودنش گرم کنه؟ حواسش به خنده های قشنگت هست که از رو لبت محو نشن؟ حواسش به دلت هست که هیچوقت نشکنه؟ هواتو داره اونقدری که باید داشته باشه؟ دوستت داره اونقدر که لایقشی؟ اصلا اون قدرتو میدونه؟
این فکرای ناتموم روز و شبمو ازم گرفتن. فکر کسی که مال من نیست ولی زندانِ ذهنمو ترک نمیکنه. هیچوقت فکر نمیکردم دوست داشتن یه آدم میتونه تا این حد عذاب دهنده باشه. دیگه از لیلی بودنِ تو و مجنونیِ خودم خسته ام. دیگه ازت خسته ام.
بیا جاهامونو عوض کنیم، مثلا اینبار تو منتظر من بمون، اینبار تو وسط دیدن سریال مورد علاقت یاد من بیفت و اینجوری سریال دیدنو کوفت خودت کن، اینبار تو خوابمو ببین، اینبار تو حرفامو باور کن، بیا اصلا یه کاری کنیم اینبار تو بمون و من میرم بذار واسه یه بارم که شده ببینم تو بودن چه شکلیه
براتون اون لبخندی رو آرزو میکنم که بعدش میگین "آخیش بالاخره شد" میدونی رسیدن کلا قشنگه، رسیدن به آدمی که دوست داری، رسیدن به شغل مورد علاقت، رسیدن به رویاهات، براتون رسیدن رو آرزو میکنم.