براتون اون لبخندی رو آرزو میکنم که بعدش میگین "آخیش بالاخره شد" میدونی رسیدن کلا قشنگه، رسیدن به آدمی که دوست داری، رسیدن به شغل مورد علاقت، رسیدن به رویاهات، براتون رسیدن رو آرزو میکنم.
روزها درموردت به خودم دروغ میگفتم اما شب که میشد تازه میفهمیدم چقدر دلتنگتم، نمیدونم شاید اگه همیشه روز میموند خیلی زودتر از اینا فراموشت کرده بودم.
يه دوست داشتن عميق دلم ميخواد مثل علاقهی بابا لنگ دراز به جودی اَبوت، ژان والژان به كوزت، متيو به آنشرلی، پاتریک به باب اسفنجی، همونقدر حمايت گر، همونقدر موندگار، همونقدر هميشگی.
آدم وقتی حالش خوبه که حالش خوبه، وقتی قهره یا حالش بده باید بغلش کنی. اون موقع ها آدم دلش گرفته، دلش بغل میخواد. میشه یادت بمونه...؟
" بغل " خیلی مهمه.
هر جا سرد باشه اونجا گرمه.
هر چی سخت بگذره اونجا نرمه.
انقدر مهمه که میشه توش دوباره به دنیا اومد و بزرگ شد.
دنیارو آب ببره، میشه اونجا با خیال راحت آدمو خواب ببره...
بغلم کن!
یک جوری امن و امان که دیگه نخوام ازش بیرون بیام...
زمان:
حجم:
618.4K
ما بلد نبودیم نگهت داریم ولی خودتم نخواستی بمونیا، خیالی نیست تنهایی مگه چشه؟
دریا رو نمیشه تنهایی رفت؟میشه!
بارون نمیباره تنهایی؟میباره!
بهار نمیاد تنهایی؟ میاد پاییز چی؟ اونم میاد، سردتم بشه میتونی یه پتو بندازی دور خودت به دست یارم، هیچ احتیاجی نیست...