اینکه فقط باهم بخندین و خوش بگذرونین و برید سفر و مهمونی و دورهمی که اسمش نشد رفاقت؛
رفاقتِ واقعی اونجاست که هرچقدر دعوا کنید و بزنید تو سر و کله همدیگه و بحث و جدل داشته باشید، مطمئن باشی تهش نه قراره چیزی خراب بشه، نه قراره کسی جرأت کنه حتی پیشش از تو بد بگه.
رفیقِ واقعی همونه که وقتی به کارات گِره میفته، اولین گزینهای که واسه حل مشکل تو ذهنت میاد اون باشه و بشه نقطه امنِ زندگیت.
اونجاست که دیگه خیالت راحته هر اتفاقی بیفته هیچی قرار نیست خراب بشه و حداقل یه آدم از این دنیا سهمته که قرار نیس جایی پشتت خالی بمونه یا تنها بمونی .
اگر مشکلاتتون رو از راهی غیر از صحبت کردن (مثل قهر کردن، قیافه گرفتن، کنایه زدن، هوایی زدن و استوری گذاشتن و هر راه غیر مستقیمی) حل میکنید، تبریک میگم. شما یک انسان نابالغ و نادان هستید و هیچوقت تو روابطهتون (با هر کسی اعم از پارتنر و دوست و غیره) آرامش و ثبات رو تجربه نخواهید کرد.
رفتن و دل کندن از آدمایی که دوسشون داریم سخته، تلخه اما گاهی لازمه؛ لازمه که با رفتنشون ما تبدیل شیم به آدمی که وابستگی عجیب و غریبی نداره؛ لازمه که تبدیل شیم به آدمی که برای موندن آدما تو زندگیش اصرار نمیکنه، منت نمیکشه؛ لازمه تبدیل شیم به آدمی که هر رفتاری و هر کسی نمیتونه قلبشو بشکنه و ناراحتش کنه..
لازمه تبدیل شیم به آدمی که حد و مرزی برای روابط و صمیمیتش تعیین میکنه؛ لازمه تبدیل شیم به آدمی که هدفهاش و رویاهاش رو دنبال میکنه؛
لازمه تبدیل شیم به آدمی که یاد میگیره قوی باشه و تیکه های شکسته شو محکم کنار هم بزاره و از اول شروع کنه.
دیگر به راستی میدانستم درد یعنی چه درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوشی نبود ، بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود ، درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم می شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را برای کسی تعریف کند .
- درخت زیبای من
به نصیحت نیازی نداریم. گاهی فقط نیاز داریم بشنویم که در تحمل رنج زندگی تنها نیستیم.
-چراغ سبز ها
وقتی آهنگهای مورد علاقهم رو میشنوم سرم خالی میشه و فقط صدای موسیقی توش میپیچه. موسیقی من رو به وجد میاره و هر بار بهم جون میده.
- پارسا سلیمی
میخواهم در پایان از خودم بپرسم : که خود از زندگی راضی بودی یا دیگری ؟
اگر جوابم دیگری باشد بیهوده میمیرم .
دارم به شدت به سمت تباهی و دوری از خود میروم ، بسیار ترسناک است.
[به دنبال راه فراری هستم ، یک فرار ابدی از همه چیز].
به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد...
- فاضل نظری