وقتی نمیتونید درست رفتار کنید ، توقع بازتاب خوب نداشته باشید. قطعا با سردی و بی اهمیتی مواجه میشید. ولی اینم بگم این بستگی به آدمش داره که چجوری باهاتون برخورد کنه، یه عده بی اهمیت میشن و دیگه باهاتون مثل قبل نیستن. یه سری ها هم باز مثل قبل باهاتون گرم میگیرن و زود میبخشن، و باهاتون اوکی میشه قدر دسته دوم رو بدونید ، اونا همیشه کسایی هستن که از مهربونیشون سوء استفاده میشه و ضربه میخورن اما رفتارشون باهاتون عوض نمیشه. ولی امان از اون روزی که خسته بشن از مهربونی. دیگه هیچ چیزی نمیتونه نگهشون داره و رفتارشون رو خوب نشون بده.
من از اون دسته دوم هام !
دوست داشتن فقط این نیست که بگی دوست دارم. دوست داشتن رو باید دید ، باید ثابتش کرد باید حسش کرد . یکیو دوست داشته باشی ؛ حاضری بار ها براش بمیری ، تمام تلاشتو میکنی یه قطره اشک از چشماش نریزه ، تمام حواست به اونه ، یعنی کنارش باشی وقتی همه تنهاش گذاشتن ، یعنی کمک کنی تا باهم رشد کنید ؛ دوست داشتن این شکلیه!
به هرکسی اعتماد نکن ، بعضی آدما بهت قول میدن تو سختترین لحظهها کنارت باشن ...
اما یهو میبینی که همونا سختترین لحظههارو خودشون برات رقم زدن !
همیشه بعداز گریه به دنیایِ کتابهام پناه میبرم.
کاش میتونستم تا ابد اونجا بمونم
تا دیگه هیچ آدمی نتونه بهم آسیب بزنه.
من مثل حس گمشدگی وحشت آورم
اما خدای من...
آیا چگونه میشود از من ترسید...؟!
من،من که هیچگاه جز بادبادکی
سبک و ولگرد بر پشت بامهای مه آلوده ی آسمان چیزی نبوده ام
-فروغ فرخزاد
عمیقا نیاز دارم کسی بغلم کنه تا گریه کنم.
هیچ دلیلی برای گریه کردن نیست، شاید هم اصلا گریه نکنم.
فقط حس میکنم این استرس و دلشوره های الکی نیاز به آغوشی داره.