eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
یه‌بار میبخشه، دوبار فراموش میکنه، سه‌بار نادیده میگیره و میگه دوسش دارم ولش کن، بعدش دیگه دلش پُر میشه، حرفای تلخت و همه اون اتفاقای بد، مرور میشه تو‌ ذهنش، میخواد بمونه پیشت، ولی دیگه نمیتونه:)
دیگه انرژی و حوصله رابطه بی هدف، دوستی بی معنی، تعاملات اجباری و صحبت های غیرضروری رو ندارم.
هیولای زیر تخت من .من میرم_ - هیولای زیر تخت من _.mp3
زمان: حجم: 3.6M
یه شب اما بدون اینکه بهت بگم انقدر میرم که رفتنم و قاب کنی بزنی رو دیوار.
هر آدمی نیاز داره یه تایم کوتاهی رو تنها باشه و با خودش وقت بگذرونه، پس سعی کنید زیاد پاپیچش نشید و بذارید راحت باشه.
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهربون ترین ورژن پسرها رو وقتی که دختر بچه میبینن میتونید ببینید🥲😂
شبایی که گریه می کنی صبحش مژه هات توی قشنگ ترین حالت ممکن خودشونن، موقعی که از زمین و زمان ضربه می خوری بعدش رفتارت توی درست ترین و تحسین برانگیز ترین حالت ممکن خودشه، موقع هایی که برای به دست آوردن یک چیز کلی سختی می کشی و پشت هم به مشکل می خوری ولی به دستش میاری اون موقع لبخندت زیبا ترین و معنادار ترین لبخندیه که جهان تاحالا به خودش دیده، وقتی از شدت عصبانیت و فشار داری منفجر می شی و یکی می خندونتت، خندت به نظر خیلی شیرین و امیدوار کننده میاد، می بینی؟ درد به مرور زمان همه چیز و همه کَس رو تبدیل به چیزی که نیستن ولی خب قشنگ ترین و پر مفهوم ترین نسخه خودشون می کنه.
یه نفر بهت صدمه میزنه. تو بهش فرصت جبران میدی و اون دوباره بهت آسیب می‌رسونه. قسمت ناراحت کننده‌اش اینجاست که یه حسی درون قلبت ازت می‌خواد باز هم بهش فرصت جبران بدی اما دیگه نمی‌تونی. نه از ترس اینکه دوباره آسیب ببینی، نه. چون دیگه چیزی ازت باقی نمونده. تو فقط نمی‌خوای باورت به خوب‌بودن اون آدمو از دست بدی. حتی اگه اون آدم واقعا خوب نباشه. این خیلی غم‌انگیزه.
بعضی وقتا قهر نمیکنی که بری؛ قهر میکنی تا ببینی چقدر واسه طرفت ارزش داری؛ تا وقتی میاد و از دلت در میاره علاقت بهش دو برابر بشه. ‏اگه همه اینو می فهمیدن شبا هیچکس با غصه نمی خوابید، اما حيف اینجا زمینه و قیمت یک عشق تا عشق بعدی، یه قهر سادس.
مود این روزامون رو آگوتا کریستوف خیلی خوب گفته: «دلم می‌خواست دور شوم، دیگر برنگردم، ناپدید شوم، توی جنگل گم و گور شوم، وسط ابرها، چیز دیگری یادم نیاید، فراموشی، فراموشی»
آدما فراموشکارن، نمیدونن وقتی میرن توی زندگی کسی، موقع رفتن باید تمام اون خاطره‌ و حسای خوب و بدیم که به اون آدم دادنو برای همیشه با خودشون جمع کنن ببرن تا اون آدمه توی نبودشون کمتر یاد یه چیزایی بیفتن و غصه بخورن، اما اینکارو نمیکنن میدونی چرا؟ چون میترسن فراموش بشن..