Wallflower
امروز؟ امروز.
اون نوشتهَ رو دم مترو چسبونده بود، یهو دیدم نیشم باز شد اصلا.
درسته که از درس خوندن خوشم نمیاد؛
ولی نمیدونم چرا همیشه موقعی هایی که دارم ادبیات میخونم از معنی کردن شعرها و نثرها و پر شدن کتابم لذت میبرم.
“ امیدوارم شادیهای کوچیک رو از دست ندی
و سعی کن هرروز شادیهای بیشتری پیدا کنی. “
چرا اولِ صبحی با ماشینهای تک سرنشینتون میریزین بیرون که ترافیک بشه یه نفر به امتحانش دیر برسه؟ ها ها؟
[اعصاب ندارم!]