مسئول ارشد ایرانی به تسنیم:
ترامپ پس از آنکه تهدیدات نظامی ایران قابل باور شد، از حمله به زیرساختهای حیاتی عقبنشینی کرد.
فشار بازارهای مالی و تهدیدات مربوط به اوراق قرضه در آمریکا و غرب افزایش یافت که عامل مهم دیگری در این عقبنشینی بود.
از ابتدای جنگ تاکنون، پیامهایی توسط برخی میانجیها به تهران ارسال شده و پاسخ واضح این بوده است که ما تا رسیدن به سطح لازم بازدارندگی به دفاع ادامه خواهیم داد.
با این نوع جنگ روانی، نه تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازخواهد گشت و نه آرامش به بازارهای انرژی بازمیگردد.
اولتیماتوم پنج روزه ترامپ به معنای ادامه برنامههای این رژیم برای جنایت علیه مردم است و ما به پاسخگویی و دفاع گسترده از کشور ادامه خواهیم داد.
خط جنگ | Warline
با کمال میل اعلام میکنم که ایالات متحده آمریکا و دولت ایران در دو روز گذشته مذاکرات بسیار خوب و ساز
ترامپ، ۳ روز پیش:
ما میخواهیم با آنها صحبت کنیم، اما کسی برای صحبت کردن نیست... ما این وضعیت را دوست داریم.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ:
این تغییر رژیم است زیرا افراد کاملاً متفاوتی در راس امور هستند.
رویترز به نقل از یک منبع آگاه: واشنگتن اسرائیل را در جریان مذاکرات خود با تهران قرار داده است
انتظار میرود اسراییل هم حمله به زیرساختهای انرژی ایران را لغو کند.
هدایت شده از Behnam Samadi | بهنام صمدی
آمنه بکر عضو ارشد کپلر:
اگر حقیقتی در صحبت های ترامپ نباشد، این ترفند دیگر روی بازارها جواب نخواهد داد
@BehnamSamadi_ir ☑️
هدایت شده از Behnam Samadi | بهنام صمدی
دنیس سیترونوویچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل:
ترامپ جا زد، از سر درکی روشن که حمله به زیرساختهای انرژی ایران، پاسخی مستقیم و قابل توجه را به دنبال خواهد داشت.
در مورد مذاکرات، به وضوح پیامها رد و بدل شده، اما دلایل قوی برای تردید در اینکه ایران واقعاً امتیازی داده باشد، وجود دارد.
تهران بعید است تنگه را بدون دریافت امتیازات معنادار از سوی آمریکا بازگشایی کند.
از منظر تهران، این یک دستاورد قابل توجه است: آنها نه تسلیم شدند، نه عقب کشیدند، و احتمالاً واشنگتن را مجبور کردهاند که اهداف خود را بازتعریف کند.
برای ترامپ، به نظر میرسد هدف حالا تغییر کرده؛ دیگر بحث تغییر حکومت نیست، بلکه بحث بازگشایی تنگه است.
نتیجه نهایی این است که مناقشه تمام نشده است. هنوز در جریان است، اما یک مسیر بالقوه برای کاهش تنش پدیدار شده.
@BehnamSamadi_ir ☑️
تلهی «تردید در میانه»؛ چرا انسداد هرمز راه برگشت ندارد؟
حالا که قفل تنگه هرمز زده شده، بازی وارد فاز «برگشتناپذیری» شده است. در ادبیات استراتژیک، برخی کارتها «یکبار مصرف» هستند؛ یا نباید از غلاف خارج شوند، یا اگر خارج شدند، باید تا انتهای سناریو و تثبیت پیروزی پیش بروند.
منطق جنگ ارادهها: چرا عقبنشینی یعنی شکست قطعی؟
فاجعهی «توقف تاکتیکی»:
بزرگترین خطای محاسباتی در این لحظه، عقبنشینی زیر فشارهای دیپلماتیک یا پالسهای مقطعی است. این کارت، ابزار «امتحان کردن» نیست. اگر امروز که تنگه بسته شده، کار را در نیمهراه رها کنیم، عملاً «سقف توانمندی» خود را برای رقیب افشا کردهایم.
لو رفتن دست:
عقبنشینی یعنی مخابرهی این پیام صریح به اتاقهای فکر دشمن: «ما فقط توانِ لرزاندن بدنه را داریم، نه خرد کردن آن را». با این کار، وحشت رقیب از «ناشناختهها» فرو میریزد و جسارت او برای ضربات سنگینتر در آینده صدبرابر میشود.
سوختن ابدیِ اهرم فشار:
انسداد تنگهی هرمز وزنه اصلی ژئوپلیتیک ماست. اگر این کنش به نتیجه نرسد و نیمهکاره رها شود، این اهرم برای همیشه «سوخته» محسوب میشود. دیگر هیچکس در هیچ میز مذاکرهای از تهدید به بستن تنگه نخواهد ترسید، چون «بیهزینه بودن» بازگشت ما را دیدهاند.
کلام آخر: در شطرنج امنیت ملی، وقتی مهرهی وزیر را به وسط زمین آوردی، یا باید مات کنی یا منتظر حذف شدنش باشی. عقبنشینی در میانه راه، یعنی یعنی سوختن ابدیِ سنگینترین وزنه ژئوپلیتیک کشور و تبدیل یک برگ برنده تاریخی به یک شکست تحقیرآمیز تاکتیکی.
کارت که بسوزد، دست شما تا ابد رو شده است.
ترامپ:
ایران به شدت میخواهد معاملهای انجام دهد، ممکن است ظرف ۵ روز یا زودتر باشد.
گفتگوهای اخیر ایران دیشب اتفاق افتاد.
مطمئن نیستم رسانههای ایران درباره چه چیزی صحبت میکنند.
آکسیوس: ترکیه، مصر و پاکستان در دو روز گذشته پیامهایی را بین ایالات متحده و ایران منتقل کردهاند تا به کاهش تنشها کمک کنند.
مقامات ارشد سه کشور با استیو ویتکاف و عباس عراقچی به طور جداگانه گفتگو کردند.
میانجیگری ادامه دارد و گزارش شده که پیشرفتهایی داشته است، با تمرکز بر پایان دادن به درگیری و حل مسائل باقیمانده.
دو نوشته زیر به قلم دکتر هادی معصومی زارع در کانال تلگرامی منبثات منتشر شده و در اینجا بازنشر میگردد:
💢 جنگ رمضان: نوشته یک: ایران بر سر دو راهی
✅ کار نباید به اینجا میکشید و میشد که به اینجا نکشد اما حالا که کار از کار گذشته است، چارهای نیست جز آنکه تا ته ماجرا را رفت. بدترین کارها، کارهای نصفنیمه است.
بدترین چیزی که هم در این جنگ و هم در جنگ ۱۲ روزه از زبان صاحبان امر شنیدهام آن است که فکر فردای جنگ هستند. برای همین است که گاه در اتخاذ تصمیمهای جسورانه تعلل میشود.
این در حالی است که فردای جنگ درست امروز و از دل نتیجه همین جنگ مشخص میشود.
از دید نویسنده در شرایط کنونی بازگذاشتن هر روزنه امیدی برای آینده یکی از اساسیترین عوامل شکست آتی خواهد بود. از قضا کار به جایی رسیده است که امید این بار از دل ناامیدی مطلق جوانه خواهد زد. این بهمعنای نسنجیده رفتار کردن نیست. به معنی پذیرفتن بدترین سناریوهاست. تا جایی که سیاستمدار به این نتیجه رسیده باشد که آب از سرش گذشته است.
خلال جنگ ۱۲ روزه به هر مسئول بلندپایهای که دستم میرسید میگفتم بزرگترین اشتباه شما آن است که تصور میکنید وضعیت مواجهه کنونی از سنخ جنگ هشت ساله است. به این امید دارید که میتوانید این بار هم تنش و جنگ را آینه به آینه رد کنید.
خیر! این جنگ، جنگی موجودیتی است و پیروزی در آن پیش و بیش از هر چیز نیازمند چنین درکی است.
❇️ واقعیت آن است که بازی به پایان خط رسیده است و تنها یکی از این دو نتیجه در انتظار ایران است: یا #پیروزی_تعیینکننده در جنگ (به هر قیمتی و به هر جانکندنی) یا سلام کردن به فاز جنگهای داخلی گسترده اجتماعی_قومیتی و مذهبی و فروپاشی مفهوم تاریخی ایران. به گونهای که اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی در مقابل آن چیزی به شمار نیاید. و نکته هولناک داستان آن است که هزینه چنین جنگی چندبرابر بیشتر از جنگ کنونی خواهد بود.
✳️ کلید فهم چگونه رفتار کردن در جنگ جاری آن است که هر آتشبس نیمبندی از جنس جنگ ۱۲ روزه، باز کردن دروازه جهنم به روی مقدرات کشور است. در فردای چنین جنگی با این حجم از ویرانی و هزینه و حتمیت محاصره دریایی و هوایی بر کشور در فردای هر شکستی، حاکمیت در شرایطی خواهد بود که از حیث اقتصادی درمانده و ورشکسته و از حیث اجتماعی و سیاسی ناچار به توسل روزافزون به خشونت و قوه قاهره برای مدیریت وضعیت داخلی و از حیث روابط منطقهای ناچار به باج دادن به همسایگان برای مدیریت دینامیکهای قومی و مذهبی و کسب لقمهای نان برای تمشیت امور است.
و کیست که نداند این وضعیت مرگی است تدریجی همراه با بدنامی و نکبت؟ تکرار چرخهای مکرر و رو به رشد از شورشهایی از جنس ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ است. زجرکش شدن است.
❎ مخلص کلام آنکه طرف مقابل باید بفهمد که ج اا پس از سالها نهایتا به این باور رسیده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. پس اگر قرار به رفتن است همه را و همه چیز را با خود پایین میکشد. و این را میبایست در رفتار نشان دهد که شکر خدا (تا اندازهای) نشان داده است.
کلید فرج و گشایش همینجاست: فروش امنیت در برابر عادیشدن وضعیت اقتصادی و معیشتی ایران و بازگشت به معادلات پیش از ۱۳۹۰ ه.ش.
و از قضا با اشتباه بزرگ امریکا در مشارکت تمامعیار در این جنگ که فرصت ضربه موثر ایران به زیرساختهای انرژی جهانی را فراهم ساخت، شرایط برای خلق نتیجهای شیرین بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. در نوشته دیگری توضیح خواهم داد که چگونه و چهطور.
هادی معصومی زارع - کانال منبثات