eitaa logo
خط جنگ | Warline
142 دنبال‌کننده
350 عکس
205 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Behnam Samadi | بهنام صمدی
دنیس سیترونوویچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل: ترامپ جا زد، از سر درکی روشن که حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، پاسخی مستقیم و قابل توجه را به دنبال خواهد داشت. در مورد مذاکرات، به وضوح پیامها رد و بدل شده، اما دلایل قوی برای تردید در اینکه ایران واقعاً امتیازی داده باشد، وجود دارد. تهران بعید است تنگه را بدون دریافت امتیازات معنادار از سوی آمریکا بازگشایی کند. از منظر تهران، این یک دستاورد قابل توجه است: آنها نه تسلیم شدند، نه عقب کشیدند، و احتمالاً واشنگتن را مجبور کرده‌اند که اهداف خود را بازتعریف کند. برای ترامپ، به نظر می‌رسد هدف حالا تغییر کرده؛ دیگر بحث تغییر حکومت نیست، بلکه بحث بازگشایی تنگه است. نتیجه نهایی این است که مناقشه تمام نشده است. هنوز در جریان است، اما یک مسیر بالقوه برای کاهش تنش پدیدار شده. @BehnamSamadi_ir ☑️
تله‌ی «تردید در میانه»؛ چرا انسداد هرمز راه برگشت ندارد؟ حالا که قفل تنگه هرمز زده شده، بازی وارد فاز «برگشت‌ناپذیری» شده است. در ادبیات استراتژیک، برخی کارت‌ها «یک‌بار مصرف» هستند؛ یا نباید از غلاف خارج شوند، یا اگر خارج شدند، باید تا انتهای سناریو و تثبیت پیروزی پیش بروند. منطق جنگ اراده‌ها: چرا عقب‌نشینی یعنی شکست قطعی؟ فاجعه‌ی «توقف تاکتیکی»: بزرگترین خطای محاسباتی در این لحظه، عقب‌نشینی زیر فشارهای دیپلماتیک یا پالس‌های مقطعی است. این کارت، ابزار «امتحان کردن» نیست. اگر امروز که تنگه بسته شده، کار را در نیمه‌راه رها کنیم، عملاً «سقف توانمندی» خود را برای رقیب افشا کرده‌ایم. لو رفتن دست: عقب‌نشینی یعنی مخابره‌ی این پیام صریح به اتاق‌های فکر دشمن: «ما فقط توانِ لرزاندن بدنه را داریم، نه خرد کردن آن را». با این کار، وحشت رقیب از «ناشناخته‌ها» فرو می‌ریزد و جسارت او برای ضربات سنگین‌تر در آینده صدبرابر می‌شود. سوختن ابدیِ اهرم فشار: انسداد تنگه‌ی هرمز وزنه اصلی ژئوپلیتیک ماست. اگر این کنش به نتیجه نرسد و نیمه‌کاره رها شود، این اهرم برای همیشه «سوخته» محسوب می‌شود. دیگر هیچ‌کس در هیچ میز مذاکره‌ای از تهدید به بستن تنگه نخواهد ترسید، چون «بی‌هزینه بودن» بازگشت ما را دیده‌اند. کلام آخر: در شطرنج امنیت ملی، وقتی مهره‌ی وزیر را به وسط زمین آوردی، یا باید مات کنی یا منتظر حذف شدنش باشی. عقب‌نشینی در میانه راه، یعنی یعنی سوختن ابدیِ سنگین‌ترین وزنه ژئوپلیتیک کشور و تبدیل یک برگ برنده تاریخی به یک شکست تحقیرآمیز تاکتیکی. کارت که بسوزد، دست شما تا ابد رو شده است.
ترامپ: ایران به شدت می‌خواهد معامله‌ای انجام دهد، ممکن است ظرف ۵ روز یا زودتر باشد. گفتگوهای اخیر ایران دیشب اتفاق افتاد. مطمئن نیستم رسانه‌های ایران درباره چه چیزی صحبت می‌کنند.
آکسیوس: ترکیه، مصر و پاکستان در دو روز گذشته پیام‌هایی را بین ایالات متحده و ایران منتقل کرده‌اند تا به کاهش تنش‌ها کمک کنند. مقامات ارشد سه کشور با استیو ویتکاف و عباس عراقچی به طور جداگانه گفتگو کردند. میانجی‌گری ادامه دارد و گزارش شده که پیشرفت‌هایی داشته است، با تمرکز بر پایان دادن به درگیری و حل مسائل باقی‌مانده.
دو نوشته‌ زیر به قلم دکتر هادی معصومی زارع در کانال تلگرامی منبثات منتشر شده و در اینجا بازنشر میگردد:
💢 جنگ رمضان: نوشته یک: ایران بر سر دو راهی ✅ کار نباید به این‌جا می‌کشید و می‌شد که به این‌جا نکشد اما حالا که کار از کار گذشته است، چاره‌ای نیست جز آن‌که تا ته ماجرا را رفت. بدترین کارها، کارهای نصف‌نیمه است. بدترین چیزی که هم در این جنگ و هم در جنگ ۱۲ روزه از زبان صاحبان امر شنیده‌ام آن است که فکر فردای جنگ هستند. برای همین است که گاه در اتخاذ تصمیم‌های جسورانه تعلل می‌شود. این در حالی است که فردای جنگ درست امروز و از دل نتیجه همین جنگ مشخص می‌شود. از دید نویسنده در شرایط کنونی بازگذاشتن هر روزنه امیدی برای آینده یکی از اساسی‌ترین عوامل شکست آتی خواهد بود. از قضا کار به جایی رسیده است که امید این بار از دل ناامیدی مطلق جوانه خواهد زد. این به‌معنای نسنجیده رفتار کردن نیست. به معنی پذیرفتن بدترین سناریوهاست. تا جایی که سیاست‌مدار به این نتیجه رسیده باشد که آب از سرش گذشته است. خلال جنگ ۱۲ روزه به هر مسئول بلندپایه‌ای که دستم می‌رسید می‌گفتم بزرگ‌ترین اشتباه شما آن است که تصور می‌کنید وضعیت مواجهه کنونی از سنخ جنگ هشت ساله است. به این امید دارید که می‌توانید این بار هم تنش و جنگ را آینه به آینه رد کنید. خیر! این جنگ، جنگی موجودیتی است و پیروزی در آن پیش و بیش از هر چیز نیازمند چنین درکی است. ❇️ واقعیت آن است که بازی به پایان خط رسیده است و تنها یکی از این دو نتیجه در انتظار ایران است: یا در جنگ (به هر قیمتی و به هر جان‌کندنی) یا سلام کردن به فاز جنگ‌های داخلی گسترده اجتماعی_قومیتی و مذهبی و فروپاشی مفهوم تاریخی ایران. به گونه‌ای که اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی در مقابل آن چیزی به‌ شمار نیاید. و نکته هولناک داستان آن است که هزینه چنین جنگی چندبرابر بیش‌تر از جنگ کنونی خواهد بود‌. ✳️ کلید فهم چگونه رفتار کردن در جنگ جاری آن است که هر آتش‌بس نیم‌بندی از جنس جنگ ۱۲ روزه، باز کردن دروازه جهنم به روی مقدرات کشور است. در فردای چنین جنگی با این حجم از ویرانی و هزینه و حتمیت محاصره دریایی و هوایی بر کشور در فردای هر شکستی، حاکمیت در شرایطی خواهد بود که از حیث اقتصادی درمانده و ورشکسته و از حیث اجتماعی و سیاسی ناچار به توسل روزافزون به خشونت و قوه قاهره برای مدیریت وضعیت داخلی و از حیث روابط منطقه‌ای ناچار به باج دادن به همسایگان برای مدیریت دینامیک‌های قومی و مذهبی و کسب لقمه‌ای نان برای تمشیت امور است. و کیست که نداند این وضعیت مرگی است تدریجی همراه با بدنامی و نکبت؟ تکرار چرخه‌ای مکرر و رو به رشد از شورش‌هایی از جنس ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ است. زجرکش شدن است. ❎ مخلص کلام آن‌که طرف مقابل باید بفهمد که ج اا پس از سال‌ها نهایتا به این باور رسیده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. پس اگر قرار به رفتن است همه را و همه چیز را با خود پایین می‌کشد. و این را می‌بایست در رفتار نشان دهد که شکر خدا (تا اندازه‌ای) نشان داده است. کلید فرج و گشایش همین‌جاست: فروش امنیت در برابر عادی‌شدن وضعیت اقتصادی و معیشتی ایران و بازگشت به معادلات پیش از ۱۳۹۰ ه.ش. و از قضا با اشتباه بزرگ امریکا در مشارکت تمام‌عیار در این جنگ که فرصت ضربه موثر ایران به زیرساخت‌های انرژی جهانی را فراهم ساخت، شرایط برای خلق نتیجه‌ای شیرین بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. در نوشته دیگری توضیح خواهم داد که چگونه و چه‌طور‌. هادی معصومی زارع - کانال منبثات ‌
💢 جنگ رمضان: نوشته دو: خون، ژئوپلیتیک و انرژی ✅ خوانندگان در این سال‌ها بارها خوانده‌اند که در مواجهه با ائتلاف امریکایی و اسرائیلی آخرین چیزی که می‌تواند بازدارنده باشد آسیب زدن به زیرساخت‌ها و تجهیزات نظامی آن دو است‌. دو تجربه ناموفق و نمایشی عین‌الاسد (۲۰۲۰) و العدید قطر (۲۰۲۵) و نتایج تلخ آن هنوز پیش چشمانمان است. ❇️ به اختصار و آشکارا عوامل بازدارنده اصلی فراروی امریکا و رژیم تنها دو چیز است: ۱. خون: توان واردساختن تلفات جانی قابل توجه ۲. انرژی: توان مدیریت و کنترل عرضه انرژی در سطح جهانی تجربه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان (تا این‌جای کار) نشان داده است که ج اا فاقد توان (به دلیل ضعف فنی یا اطلاعاتی یا هر دو) یا اراده (به دلیل ترس از واکنش شدیدتر طرف مقابل یا ذینفع بودن برخی از کارگزاران امنیت خارجی) واردساختن ضربات مرگبار به دو دشمن خود بوده است. پس بدون هیچ تعارفی مشق جنگ ج اا از این زاویه نتوانسته بازدارندگی لازم و کافی را داشته باشد. اگر مشکل از زاویه باشد، این یک بار دیگر نشان می‌دهد در نبرد با غول‌های تکنولوژیکی و اطلاعاتی اتکای صرف به فناوری‌های مدرن و به ساختارهای متصلب سازمانی تا چه اندازه خطا بوده است که بوده است. در حوزه اراده فعلا چیزی نمی‌خواهم بگویم یا بنویسم. در هر صورت اگر در این حوزه دست فرمان به همین شکل باشد امید چندانی به پایان جنگ و استمرار ویرانی ایران نمی‌توان داشت. چه‌آن‌که از این حیث فشار خاصی از جانب افکار عمومی امریکا بر دولت ترامپ وارد نشده و نخواهد شد. (اسرائیل البته پس از ۷ اکتوبر از آستانه تلفات متعارف عبور کرده است و تخصصا از موضوع خارج است.) ✳️ با این تفصیل تنها اهرم فشار باقی‌مانده برای به شکست کشاندن اهداف جنگ تحمیلی، مدیریت عرضه انرژی (نفت، گاز، اوره، گوگرد و...) و زیرساخت‌های مرتبط با آن و البته توان کافی برای تهدید حقیقی و موثر زیرساخت‌های هوش مصنوعی در سطح منطقه است. اهرمی که به طور مستقیم و فوری اثرات منفی‌اش را بر اقتصاد جهانی و از جمله اقتصاد امریکا نشان خواهد داد. کما این‌که تاکنون هم نشان داده است. و از قضا در این حوزه مزیت نسبی این بار از آن ایران است. این بار دست خدا از آستین جغرافیا خارج شده و جنگ رمضان را به تجلی جنگ تکنولوژی و ژئوپلیتیک مبدل ساخته است. تنگی تنگه هرمز (فارغ از بازشدن جبهه دریایی سرخ) و اهمیت کریدوری فوق‌العاده آن، جایی برای عقب‌کشیدن باقی نمی‌گذارد. راستش را بخواهید همان‌طور که جزایر ما قابلیت پدافندی نهایی ندارند و سقوط‌پذیر هستند، تنگه هرمز نیز به هیچ عنوان از سوی هیچ قدرت مدافعی پدافندپذیر نخواهد بود. برای امن کردن این تنگه هر نیروی مدافعی می‌بایست صد از صد موفق باشد اما برای ناامن کردن آن یک از صد کفایت می‌کند. آن‌هم با ابتدایی‌ترین تجهیزات نظامی. مساله در قابلیت قابل است نه در فاعلیت فاعل. بهره‌گیری هوشمندانه و جسورانه و اراده قوی برای حفظ و مدیریت میان‌مدت تنگه هرمز کلید هر گشایشی است. پس نفسی بلند لازم است. ❎ برای چیدن ثمره این البته اقدامات سخت‌ به تنهایی کفایت نمی‌کند. دشمن و همپیمانان عربش باید به این درک برسند که اراده‌ای خلل‌ناپذیر در تهران شکل گرفته است که به هر قیمتی به کمتر از معادله عادی‌شدن در برابر عادی‌شدن راضی نخواهد شد. عادی شدن وضعیت اقتصاد ایران در برابر عادی شدن تردد در تنگه. در غیر این‌صورت بگذار درب‌های جهنم به روی همه ما باز باشد. بی‌هیچ تبعیضی. ❇️ برای خلق چنین ادراکی می‌بایست برای مدتی تلفن‌های تهران خاموش باشد و مسولان محترم سیاسی از ارسال هرگونه سیگنالی در خصوص مذاکره یا آتش‌بس اجتناب کرده و همه چیز را به جنوب و ارجاع دهند. شروط هر مذاکره و آتش‌بسی می‌بایست در سواحل جنوب ایران بسته شود. تهران صرفا بهره‌بردار باشد. این‌طور هم برای ایران بهتر است. هم برای ج اا. مرگ یک بار، شیون یک بار! هادی معصومی‌زارع- کانال منبثات ‌
تمسخر ترامپ رو های اخیر ایران ‌
جو کنت با بازنشر تصویر پست ترامپ و ریتوییت خبر شروع موج جدید حمله رژیم صهیونیستی به ایران نوشت: مرحله اول در کاهش تنش باید مهار اسرائیلی‌ها باشد، در غیر این صورت تمام تلاش‌ها برای مذاکره از این الگو پیروی خواهد کرد: رئیس جمهور آمریکا علناً کاهش تنش را اعلام می‌کند. اسرائیل حملات بزرگی انجام می‌دهد تا مذاکرات را نابود کند و به نوبه خود توانایی ما برای مذاکره را تضعیف کند. جنگ شتاب می‌گیرد.
دستکاری بازار سهام. ترامپ گفت مذاکرات آمریکا و ایران «سازنده» بود → شاخص S&P 500 در عرض چند دقیقه ۲ تریلیون دلار افزایش یافت. ایران بلافاصله پس از آن هرگونه مذاکره را تکذیب کرد → بازار معکوس شد و ۱ تریلیون دلار کاهش یافت. کل نوسان: حدود ۳ تریلیون دلار در کمتر از یک ساعت. منبع: KobeissiLetter (در ایکس) ‌
وزیر امور خارجه ایران، عراقچی، می‌گوید ایالات متحده و اسرائیل مسئول بی‌ثباتی در تنگه هرمز و حمله به مناطق غیرنظامی هستند. او گفت حملات ایران به اهداف نظامی دفاع از خود است و کشورهای منطقه را به دلیل اجازه دادن به استفاده از خاکشان برای حمله به ایران، در تماس تلفنی با وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، مورد انتقاد قرار داد. ‌ 🪖eitaa.com/warline
سی‌ان‌ان به نقل از منابع خود گزارش داد: چندین کشور در روزهای اخیر پیام‌هایی را بین واشنگتن و تهران رد و بدل کرده‌اند تا از تشدید تنش‌ها جلوگیری شود. 🪖eitaa.com/warline