eitaa logo
وضعیت جنگی|IRAN 🇮🇷
275 دنبال‌کننده
2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
76 فایل
وضعیـــت جنگیِ منطقه،با رنگ و بوی #تحلـــیل! اینجا با ما باشیـــد📶 کانال دوم _ https://eitaa.com/ali_entezari
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏼 علی انتظاری تبیین اعتراضات و شورش های خیابانی 1404 (بخش چهارم) سناریوی جنگ داخلی به طور کلی پس از جنگ 12 روزه، بر اساس ارزیابی آنچه رخ داد رژیم صهیونی با پشتوانه همه اندیشکده های خود و بسیاری از اندیشکده ها و اندیشگاه های آمریکایی و اروپایی و شاید بعضی از تحلیلگران داخلی نشانگاه خود را ایجاد جنگ داخلی قرار داد. برای ایجاد چنین جنگی مهم ترین ابزار، وضعیت اقتصادی کشور بود. اینجاست که به خوبی متوجه می شویم طفره رفتن از اقتصاد مقاومتی که بارها مورد تأکید امام جامعه قرار گرفته بود تا چه اندازه کشور را با هزینه های بسیار روبرو کرد. وقتی تولید کالاهای داخلی بیش از آنکه به ظرفیت و توانایی های داخلی متکی باشد به خروج ارز و واردات وابسته باشد نمی توان از اقتصاد مقاومتی سخن گفت. در این سناریو مراحل دستیابی به جنگ داخلی عبارتند از: 1. افزایش تحریم ها 2. کاهش ارزش پول ملی 3. تورم و گرانی 4. شکل گیری اعتراضات مردمی 5. سوار شدن ارتش نفوذی بر آن و کشیدن درگیری به شهرهای مختلف 6. بهره گیری از سناریوهای مختلف در شعله ور کردن جنگ داخلی o احتمالاً سناریوی نوسانی کردن اعتراضات در نقاط مختلف 7. خشونت و کشته سازی 8. احساسی کردن و خشن کردن هر دو سوی گروه های مردمی؛ حرکت به سمت بلوا 9. مشارکت متفکران داخلی در تبیین جنبشی از جنگ داخلی o یکسان دیدن خشونت ها تحت عنوان اعتراضات o سرپوش گذاردن بر نقش دشمن  به جای تفکیک گروه معترض از آشوب گر و تروریست o در حالی که در حاضر چند گروه در صحنه هستند:  معترضان  آشوبگران  نفوذی های دشمن که نقش رهبری را دارند و از قبل آموزش دیده اند  تروریست های داخلی و خارجی که به کمک آنها آمده اند  مردمی که متحیر مانده اند کدام طرف بروند  مردم انقلابی بصیر 10. صورتبندی مردم انقلابی بصیر تحت عنوان حکومتی و بسیجی در مقابل مردم 11. آوردن مردم بیشتر به صحنه 12. احتمالاً ورود نیروهای دشمن از طرق گوناگون به بهانه حمایت از معترضان 🔹به کانال وضعیت جنگی بپیوندید 👇🏼 وضعیت جنگی|IRAN 🇮🇷https://eitaa.com/warsit
✍🏼 علی انتظاری تبیین اعتراضات و شورش های خیابانی 1404 (بخش پنجم) ب) تبیین ناآرامی ها در تبیین ناآرامی های به وجود آمده لازم است به عواملی بپردازیم که نقش مهمی در شکل گیری آنها داشته اند. در اینجا ما با دو دسته از عوامل مواجه هستیم: اول عوامل بیرونی و نقشه ای که دشمن آمریکایی-صهیونیستی برای ایجاد ناآرامی و جنگ داخلی طراحی کرده است که در بالا در توصیف موضوع به آن اشاره کردم؛ دوم عوامل و زمینه های داخلی هستند که فراهم کننده نقاط آسیب پذیری هستند که دشمن با اتکای آنها می تواند نقشه خود را عملی سازد. در کل به نظر می رسد که نباید جای نگرانی باشد. اگرچه تروریست های مسلح تلاش می کنند امنیت جامعه را برهم زنند لکن با ابتناء به یک تبیین معنوی می توان این گونه استنباط کرد که بر کلیت جامعه آرامش حاکم است. در نظر داشته باشید چنانچه هر جامعه ای مشابه جامعه ایرانی با این بضاعت اقتصادی، در مواجهه نظامی با آمریکا و اسرائیل و هم پیمانان آنها قرار می گرفت، کاهش ارزش پول ملی بسیار بیشتر از آنچه شاهد آن هستیم، رخ می داد. رفتار اقتصادی و اجتماعی مردم از نگرانی و اضطراب خاصی گواهی نمی کند؛ این گونه به نظر می رسد که مردم زندگی عادی و روزمره خود را دنبال می کنند. شاید طراحی دشمن برای برهم زدن آرامش به این دلیل باشد که انتظار آرامش کنونی را نداشته است؛ به عبارت دیگر شاید اقدامات تروریستی کنونی در نقاط مختلف برای برهم زدن این آرامش طراحی شده باشد. اگرچه گرانی ها و تورم پیش آمده، نگرانی هایی را به وجود آورده است لکن جنگ 12 روزه موجب شد تا امنیت از اولویت بیشتری برای مردم برخوردار باشد. به همین سبب به نظر می رسد اهتمام صورت گرفته برای برهم زدن امنیت ناشی از این وضعیت در جامعه ایرانی باشد. موضوعی که به عنوان یک امر منفی مورد توجه بعضی از تحلیل گران داخلی تحت عنوان سِرشدگی مردم ایران از یاد شده است. به عبارت دیگر خیلی ها انتظار داشتند که هم در طی جنگ 12 روزه و هم پس از آن رفتار متفاوتی را از مردم مشاهده کنند لکن این گونه نشد. این تحلیل و موارد مشابه کمتر بلوغ و بصیرت سیاسی مردم را عامل تعیین کننده در نظر می گیرند و وقتی آن را به سِرشدگی تعبیر می کنند، شاید بهترین تاکتیک و یا اقدام برای بیرون آوردن از این حالت، توسل به اعمال وحشیانه داعش گونه باشد که در این ایام آشوبگران مرتکب آن شدند. 🔹به کانال وضعیت جنگی بپیوندید 👇🏼 وضعیت جنگی|IRAN 🇮🇷https://eitaa.com/warsit
✍🏼 علی انتظاری تبیین اعتراضات و شورش های خیابانی 1404 (بخش ششم) ادامه تبیین ناآرامی ها بنابراین اقدامات صورت گرفته و تبیین ها نشان از آرامش غیرقابل انتظار جامعه ایرانی دارد. حال اینکه این آرامش ناشی از ناامیدی و بی تفاوتی است و یا برخاسته از بصیرت مردم ایران است مورد بحث است. به نظر می رسد تحلیل سِرشدگی از وضعیت مردم ایران همانند تحلیل های فروپاشی سرمایه های اجتماعی پیشین از یک سو موجبات خطای محاسباتی دشمن را فراهم آورد و از سوی دیگر هزینه ای را بر جامعه ما بار کرد که مسئولیت آن برعهده ارائه کنندگان چنین تحلیل هایی است. البته در اینجا قصد ندارم تحلیل گران را در مظان همکاری مستقیم با رژیم صهیونی قرار دهم لکن به هر صورت هر گونه تبیینی عوارض خاص خود را دارد. جهان کنونی محصول اقداماتی است که بر اساسی نظریه ها و تبیین هایی استوار شده است که در جای خود ارائه کننده گان این نظریه ها و تبیین ها باید مسئولیت نظریه پردازی و تحلیل گری خود را بپردازند. وقتی چنین تحلیل کنیم که سازمان فرماندهی نظامی ایران شکننده است و دشمن از این تحلیل اشتباه آگاه شود و در پی آن سران نظامی کشور را ترور کند، اگرچه سازمان فرماندهی با درایت رهبری به سرعت خود را بازسازی کرد و از این حیث مورد تمجید دوست و دشمن قرار گرفت، خون شهدای جنگ 12 روزه برعهده آن تحلیل گرانی است که نادانسته برای کشور هزینه ایجاد کردند. از یک طرف دشمن را به خطای محاسباتی هدایت کردند و از سوی دیگر برای کشور هزینه ایجاد کردند. چندی پیش بود که یکی از استادان چنین تحلیل می کرد که با وجود مقام معظم رهبری، دشمن نمی تواند کاری پیش ببرد. آنچه در این تحلیل مستتر است این است که ترور ایشان می تواند دشمن را در تفوق بر جامعه ایران یاری رساند. این تحلیل هم همانند تحلیل های پیشین دچار اعوجاج هایی است که برای دشمن و کشورمان هزینه ایجاد می کند. به عبارت دیگر خطاهای محاسباتی دشمن هم در جریان ناآرامی های 1401 و هم در جریان جنگ 12 روزه و هم در این آشوب های اخیر بیش از اندیشکده های خارجی بر عهده تحلیل گران داخلی است که به سادگی با کنار هم گذاردن دو یا چند متغیر امر پیچیده نظیر رفتار ایرانیان را تحلیل می کنند. راز این خطای محاسباتی در تبیین هایی است که معنویت و عقلانیت را نادیده می گیرد و صرفاً با موضوعات به صورت سکولار ناقص برخورد می کند. که در جای خود قابل تأمل است. قصد دارم مقاله ای در این باب بنویسم و در مورد خطاهای محاسباتی اخیر غرب نکاتی را بیان کنم. در تبیین موضوع ناآرامی ها بر چند حوزه متمرکز می شوم. این به معنای نفی سایر حوزه ها نیست. حتی به معنای اولویت و یا اهمیت بیشتر این حوزه ها نیست. به نظرم اهالی علوم اجتماعی می توانند از مناظر گوناگون به موضوع ورود پیدا کنند و به تبیین و تدبیر این مسأله بپردازند. 🔹به کانال وضعیت جنگی بپیوندید 👇🏼 وضعیت جنگی|IRAN 🇮🇷https://eitaa.com/warsit
✍🏼 علی انتظاری تبیین اعتراضات و شورش های خیابانی 1404 (بخش هفتم) 1) فضای ارتباطی کشور شورش ها نتیجه محرومیت نسبی و احساس ناکامی است. رابرت تدگار در کتاب «چرا انسان ها شورش می کنند» به متغیر احساس محرومیت نسبی به عنوان عاملی برای احساس سرخوردگی و در نتیجه ناکامی پرداخته است. از نظر وی خشونت در مناسبات اجتماعی و در نتیجه شورش های اجتماعی به سبب شکل گیری محرومیت نسبی به وجود می آید. یکی از منابع مهمی که موجب می شود تا محرومیت نسبی شکل گیرد، رسانه ها هستند. رسانه ها اعم از رسانه های جمعی و اجتماعی قادر هستند نیازها و اهدافی را برای فرد و گروه های اجتماعی ایجاد کنند. با توجه به اینکه برآورده شدن این اهداف و پاسخگویی به این نیازها در همه گروه ها و جوامع به راحتی ممکن نیست موجبات شکل گیری محرومیت نسبی را فراهم می کند. توجه به این نکته ضروری است محرومیت نسبی و در پی آن احساس ناکامی و سرخوردگی صرفاً امری فردی و روانی نیست بلکه این وقایع در فضای بیناذهنیت و بینااحساسی گروه ها و جوامع شکل می گیرد. بنابراین ما در این موارد و بسیاری موارد دیگر با پدیده های اجتماعی مواجه هستیم؛ از این حیث ظهور و بروز، منشاء و سازوکارهای شکلی گیری جمعی هستند. رسانه ها می توانند از طریق خلق آرمان ها و رویاهای دست نیافتنی و یا مدیریت و تعدیل آنها، نقش مهمی در گسترش یا محدودسازی محرومیت نسبی داشته باشند. به همین سبب محرومیت نسبی فقط به طبقه یا قشر اقتصادی خاص مثل محرومان محدود نمی شود بلکه همه طبقات و اقشار اجتماعی را در بر می گیرد. شاید طبقه متوسط و اقشار مهاجرت کرده از این جهت که تعلقات طبقاتی اش دائما در معرض نوسان است بیشتر در مظان محرومیت نسبی قرار گیرد. محرومیت نسبی لزوماً نسبتی با امکانات و رفاهی که مردم در اختیار دارند ندارد. چه بسا یک روستایی که در محل زندگی خود از بسیاری از امکانات رفاهی مردم شهری از قبیل وسایل حمل و نقل پیشرفته، رستوران ها با منوهای غذایی متنوع و آپارتمان های مرفه و مجهز محروم است، محرومیت کمتری نسبت به شهرنشینانی که از همه این امکانات برخوردار هستند، احساس کند. وضعیت جنگی|IRAN 🇮🇷https://eitaa.com/warsit
✍🏼 علی انتظاری تبیین اعتراضات و شورش های خیابانی 1404 (بخش هشتم) وضعیت رسانه ای در جهان کنونی اگرچه در وضعیت کنونی که مردم اخبار و اطلاعات خود را از منابع گوناگون دریافت می کنند نمی توان یک رسانه خاص را مسئول فضای رسانه ای معرفی کرد. لکن به خصوص در وضعیت جنگی حکومت ناگزیر است تا افکار عمومی جامعه خود را مدیریت کند در غیر این صورت این دشمن است که جای جلاد و شهید، ستمگر و ستمدیده و عدالت و تبعیض را عوض می کند. البته این تدبیر دشمن در همه دوره ها وجود دارد لکن در شرایط جنگی حساسیت آن ضریب می خورد. به طور کلی انتظار این است که مردم حداقل در شرایط جنگی غالباً از رسانه های داخلی و همسو با نظام بهره مند باشند وگرنه دشمن به راحتی می تواند هر گونه ضعف و آسیبی را ضریب بدهد و از سوی دیگر اقدامات بهسازی و توسعه ای حاکمیت را به ضد خود تبدیل کند. به عبارت دیگر در شرایطی که اکثر مردم مخاطب رسانه های دشمن باشند، حاکمیت باورها و نگرش های مردم خود را در معرض تاخت و تاز دشمن قرار داده است و می تواند بسیار خطرناک باشد. در جمهوری اسلامی، همواره با این مسأله آن مواجه بوده ایم که راهبرد حاکمیت به جای رویکرد معرفت شناختی، رویکرد وجودشناختی بوده است؛ به جای «برساخت»، «ساخت» را مورد تأکید قرار داده است. این نوع نگرش در حاکمیت موجب شده است تا به ضرورت صورت بندی درست از اقدامات و مسائل کمتر توجه شود. به همین سبب است که رسانه ها در مدیریت افکار عمومی توانایی قابل توجهی ندارند و یا اینکه به واسطه کم بها قائل شدن برای افکار عمومی و ذهنیت مردم، اجازه چابکی از آن گرفته شده است. به عبارت دیگر، در این تردیدی نیست که باید نقاط آسیب زایی که دشمن روی آنها سرمایه گذاری می کند، مدیریت کنیم لکن در شرایط که افکار عمومی در اختیار دشمن باشد و یا حداقل دشمن بتواند در افکار عمومی رخنه کند، هر گونه اهتمام در جهت رفع نقاط آسیب زا را به ضد خود تبدیل می کند. برای مثال، امروزه بعضی از اعدام مفسدان اقتصادی و رانت خواران وابسته به حاکمیت دم می زنند، در حالی که حتی اگر مثلاً شخصی مثل طبری به سبب فسادهایی که کرده است با اعدام مجازات شود، دشمن این توانایی را دارد که صورت بندی معکوسی از آن ارائه کند و این گزاره را ترویج دهد که «طبری از فساد حاکمیت با خبر بود و به همین سبب از سر راه برداشتنش». همین الآن که بسیاری از مردم جنایات آشوبگران را از نزدیک مشاهده کرده اند چنانچه رسانه در انعکاس آنها و مدیریت افکار عمومی کوتاهی کند، به جنایات حاکمیت مبدل خواهد گشت. مثل اینکه بعضی می گویند که «مساجد را خود بسیجی ها آتش زدند تا چهره معترضان را مخدوش کنند». وضعیت جنگی|IRAN 🇮🇷https://eitaa.com/warsit
✍🏼 علی انتظاری تبیین اعتراضات و شورش های خیابانی 1404 (بخش نهم) ادامه وضعیت رسانه ای در جهان کنونی بنابراین اهتمام در جهت مدیریت افکار عمومی مهم ترین راهبرد به خصوص در وضعیت جنگی است. در حال حاضر با چند گونه رسانه مواجه هستیم که شاید مهم ترین آنها صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد که نقش محوری را در میان رسانه های حاکمیتی عهده دار است. علاوه بر صدا و سیما، مطبوعات، سینما، تئاتر، کتاب، رسانه های اجتماعی، شبکه های خانگی و غیره، هم در گفتمان سازی و هم در مدیریت افکار عمومی نقش دارند. می توان گفت مسائل موجود در مدیریت افکار عمومی به همه این رسانه ها ارجاع می شود. به عبارت دیگر چنانچه شبکه های رسانه های دشمن توانسته اند حداقل بخشی از افکار عمومی را مدیریت کنند به این سبب است که مجموعه این رسانه نتوانسته اند کار خود را به به خوبی انجام دهند که در جای خود نیاز به ارزیابی دارد. لکن در این مقال با توجه به اهمیت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مسائلی را در این حوزه تشریح می کنم. متأسفانه این رسانه به دلایل گوناگون نتوانسته اکثر مردم را تحت پوشش خود قرار دهد و حتی بسیاری از مخاطبان پیشین خود را از دست داده است. بخشی از ریزش مخاطب به سبب شیوع رسانه های اجتماعی جدید و پلتفرم هایی نظیر شبکه های خانگی طبیعی است لکن آنچه در این حوزه گزنده است این واقعیت است که بخشی از مردم به جای اینکه در جریان رخدادهای مهم تحلیل ها و اخبار خود را از رسانه ملی دریافت کنند از رسانه های دشمن نظیر «اینترنشنال» دریافت می کنند. تردیدی نیست که مدیران صدا و سیما خود به این امر واقفند و شاید بیش از هر نهاد دیگر متوجه حساسیت مدیریت افکار عمومی به خصوص در وضعیت جنگی باشند لکن عوامل مختلف موجب شد تا بخشی از مردم کمتر یا هیچ دریافت کننده پیام ها و اخبار سیاسی از صدا و سیما نباشند. اول: گرایش های سیاسی بعضی از مدیران صدا و سیما که ممکن است به جریان خاص سیاسی وابسته باشند و به همین سبب نسبت به اینکه بخشی از مردم مخاطب سیاسی صدا و سیما نباشند حساسیت کمتری داشته باشند دوم: تعارض ریشه دار میان مدیریت صدا و سیما و بعضی از بخش های بدنه صدا و سیما که موجب می شود اراده مدیران به خوبی در پیجویی اهداف محقق نشود. سوم: جریان فشار بیرونی که اجازه نمی دهند صدا و سیما هوشمندانه و چابک عمل کند. این جریان فشار شامل چند گروه هستند: o امت حزب الله که بهره مندان اصلی برنامه های صدا و سیما هستند که نه تنها کوچکترین اعوجاج و انحرافی را از انتظارات خود برنمی تابند بلکه دائماً تقاضای همراهی بیشتر صدا و سیما با آرمان ها و انتظاراتشان را دارند. o گروه های فشار سیاسی انقلابی که توقع دارند که در این فضایی که سایر رسانه ها در حال بلند کردن صدا مخالف هستند حداقل صدا و سیما کمتر به انعکاس صدای جریان های مخالف خود بپردازد و یا برنامه هایی را متناسب با ذائقه آنها پخش کند. o مراجع و روحانیون که انتظارشان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی این است که نسبت به همه محرمات و حتی مکروهات حساس باشد و کوچکترین شائبه ای از انحراف از فتاوا را بر نمی تابند. به نحوی که نمایش ابزارهای موسیقی تا همین چندی پیش تابو محسوب می شد. چهارم: دولتمردان که بعضاً به جای همکاری با صدا و سیما در انتشار حقایق، توقع دارند که این سازمان به مثابه واحد روابط عمومی دولت ایفای نقش کند و هرگونه انحرافی را از چنین نقشی برنمی تابند. انعکاس برنامه هایی که عملکرد دولت را به چالش بکشد به شدت مورد انواع سرزنش ها از سوی دولتمردان در دوره های مختلف شده است. پنجم: گروه های سیاسی متفاوت نظیر اصلاح طلبان و کارگزاران که عمدتاً با برچسب هایی نظیر رسانه میلی و امثالهم در جهت بی اعتبارسازی این رسانه اهتمام داشته اند. ششم: عملکرد غیرخلاقانه صداوسیما در انعکاس اخبار و حضور ناکافی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی. نهایتاً همه این عوامل و زمینه ها موجب شده است بخش قابل توجهی از مردم به جای اینکه مخاطبان رسانه ملی باشند دریافت کننده پیام های رسانه های دشمن باشند و این امر مهمی است که باید نسبت به آن حساسیت لازم داشته باشیم. از نظر حقیر صدا و سیما در تولید و پخش برنامه ها چه در بخش سیاسی و چه در بخش نمایشی نیازمند تحول اساسی است و لازم است ذوائق متنوع و متکثر مردم مورد توجه قرار گیرد. فاصله بیش از اندازه میان برنامه های صدا و سیما با سبک زندگی بخش قابل توجهی از مردم موجب شده است تا امکان ارتباط میان این گروه از مردم و رسانه ملی دچار امتناع یا تنافر شود. وضعیت جنگی|IRAN 🇮🇷https://eitaa.com/warsit
11 (1).pdf
حجم: 692.8K
وحدت و امید پادزهر توطئه دشمن
🌹 ﷽ 🌹 ♨️🔥هشدار وخبر فوری و بسیار ویژه🔥🔻 (ترجمه پیام ایران در پاسخ به آمریکا،اروپا و منطقه) درصورت کوچکترین حمله وتجاوز به ایران ♨️🇮🇷🇮🇷♨️ ✊این وعده‌ای الهی است و ما آماده‌ایم...✊ هشدار نهایی به آمریکا، اسرائیل و متحدان اروپایی و منطقه ای: طوفانی آهنین از انتقام ما ، سرنوشت هر متجاوز متکبر خواهد بود!! اگر جرقه‌ای از حمله به ایران زده شود، آتش خشم این امت، آسمان جهان را تاریک خواهد کرد و زمین را به جهنمی سوزان تبدیل خواهد نمود. 👈این یک هشدار نیست؛ این وعده و کلام رهبر انقلابی ماست علیه هر دولت متکبر و تجاوزگر. ⭕️ نابودی پایگاه‌های آمریکا: فرصتی برای فرار نخواهید داشت❗️ 🔻موشک‌های ایرانی نفس‌های پایانی پایگاه‌هایتان را خواهد شمرد. 🔻از پایگاه فرماندهی مرکزی آمریکا در قطر تا آنسوی مرزها... هیچ دیوار فولادی شما را از موج انفجارهای پی‌درپی موشک‌های ما و ناوگان پنجم آمریکا محافظت نخواهد کرد...!! 🔻فقط یک موشک «خلیج فارس» که توسط فرشتگان انتقام هدایت می‌ شود، ناوهای شما را در عرض ۱۰۰ ثانیه به اعماق خلیج فارس خواهد فرستاد. 🔻پهپادهای شاهد-۱۳۶ مانند زنبورهای آهنی، چشمان پاتریوت و تاد را خواهند گزید و پایگاه‌های هوایی منطقه را با خاک یکسان خواهند کرد. 🔹اسرائیل: 🔸سرزمین موعود نیست❗️بلکه، جهنم موعود است 🔸تل‌آویو و حیفا با طلوع خورشید فردا، دریایی از آتش خواهد شد. 🔸موشک خرمشهر-۴ که حامل ۱۵۰۰ کیلوگرم مواد خشم مقدس است، اسرائیل را تا مغز استخوان خواهد سوزاند. ✅ حزب‌الله خنجری است در گلوی صهیونیست‌ها. 🔻۱۵۰ هزار موشک، برگ برنده‌تان نیست، بلکه تاریخ انقراضتان است. 🔻حمله سایبری ایران برای شما عصری تاریک‌تر از قرون وسطی را به ارمغان خواهد آورد. 🔻شبکه‌های آب، برق،گاز و ارتباطاتتان را مانند پیاز لایه‌لایه خواهد کرد 🔻فرصت رفتن به پناهگاه ندارید،لااقل شنا بیاموزید، 👈و شما ای دولت ها و متحدان منطقه‌ای استکبار: 🔹بهای خیانت به ملت های منطقه و خدمت به آمریکا و رژیم صهیونی را با خون خواهید پرداخت. ☑️عربستانی ها،بدانید که، 🔹یمنی‌ها چاه‌های نفت شما را با آتش موشک‌های ذوالفقار به آتشفشان تبدیل خواهند کرد؛ 🔹ریاض آنقدر کوبیده خواهد شد تا هوا از خاکستر سمی سیاه شود. 🔹آرامکو را به ناآرامکو تبدیل خواهیم کرد. 🔹زیرساخت های آب شیرکن شما را به آب شورکن مبدل می کنیم تا شما تشنگی کودکان فلسطینی را درک کنید 🔹کاخ های پر زرق و برق شما را به ویرانه تبدیل می کنیم. ✅ اماراتی ها و قطری ها،بحرینی ها،کویتی ها: برج‌های بلندتان به مشعل‌های عظیم بدل خواهند شد، حکومت های قبیله ای شماها سقوط، و پایان رؤیاهای شما خواهد بود... هر کشتی‌ که از شما در تنگه هرمز به آب بیفتد، به گورستان آهن شکسته ها و ضایعات فلزات خواهد پیوست. 👈ما را تهدید می‌کنید⁉️ 🔻جهان شما را در آشوب خواهیم انداخت؛ 🔻هر گلوله‌ای که بسمت ما شلیک کنید، برای ما یک سونامی است. 🔻بستن تنگه هرمز قطعی ✊ و این تازه آغاز کار است. 🔻قیمت نفت به ۵۰۰ دلار خواهد رسید، 🔻 و اقتصاد جهانی و معیشت اروپا وارد حمامی از خون خواهد شد... 🔻پایگاه‌های آمریکا در آفریقا و اروپا مانند قارچ سمی نابود خواهند شد، 🔻حتی خاک کشورتان از حملات شهاب‌سنگ‌های قاره پیمای مقاومت در امان نخواهد بود. 🔻روسیه و چین همانند دو شیر خشمگین و زخمی،نظام جعلی‌ و پوشالی شما را خواهند درید. ✊با آغاز انتقام الهی... فقط ۳۶ ساعت تا پایان دنیای‌تان باقی است: ۹۰٪ از سربازانتان به خاکستر تبدیل خواهند شد، اسرائیل به خرابه‌ای پرتوزا و بدتر از غزه بدل خواهد شد... 🔸دلار آمریکا، تکه‌کاغذی بی‌ارزش است، شما در آتش تحریم‌های خودتان خواهید سوخت... ✊فرمان نهایی: ایران دژ آهنین سرنوشت است... ما با اسلحه نمی‌جنگیم، با اراده‌ای پولادین و آمیخته به خون شهدا می‌جنگیم. هر ذره از خاک ایران، حاوی انرژی هسته‌ای ایمان است... ای گردن‌کشان، به دشمنان ما بگویید: ایران کوهی است که تبرها بر آن خواهد شکست. حمله کنید! ببینیم چگونه مرگ را در آغوش می‌کشید و ما با افتخار و پیروزی بر قله‌های تاریخ خواهیم ایستاد... 🔹صلح ما از ژرفای یقین ما می‌آید؛ هرچه که شما را می‌لرزاند، ما را نیرومندتر می‌کند. این‌بار، آتش ما جهان تاریکی را روشن خواهد کرد. : 🔻گزارش پنتاگون ۲۰۲۴: " ایران می‌تواند ۱۰۰ سال پیشرفت آمریکا را در ۱۲ ساعت نابود کند." 🔻سی‌ان‌ان: "سناریوی حمله به ایران = خودکشی دسته‌جمعی غرب"... ✅ جهاد کبیر تبیین،کاری زینبی است، لذا این متن را به اشتراک بگذارید تا به گوش تمام خوک‌های دنباله‌رو آمریکا در اروپا و رژیم صهیونی و خائنان سازشکار در منطقه برسد.🇮🇷 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 https://chat.whatsapp.com/DKptstFFanE7kGeMMbbJr1
*بسم‌الله الرحمن الرحیم* 🔆 *سخنی با ملت ایران؛ کشورمان با بزرگترین سوال چهارصدسال گذشته خود روبرو است، در پیشگاه آیندگان مسئولیم* 🔆 📝 *یادداشت اختصاصی ابتکار ایران* بخش نخست 🖤ضمن عرض تسلیت بابت شهادت ۲۴۲۷ تن از هموطنانمان 🔻در روزگار کنونی، اظهار نظر درباره شرایط موجود کشور به امری رایج تبدیل شده است و هر فرد، بر اساس برداشت و تحلیل شخصی خود، دیدگاهی ارائه می‌دهد. به‌طور کلی، این دیدگاه‌ها را می‌توان در دو رویکرد عمده خلاصه کرد: نخست، گروهی که با نگاهی خصمانه و رویکردی تند، موجودیت و ثبات کشور را هدف قرار داده و سخن از تغییر نظام سیاسی به میان می‌آورند؛ مسیری که در نهایت به تجزیه و بروز جنگ داخلی خواهد انجامید. سخن این نوشتار با این گروه نیست، بلکه مخاطب آن دسته‌ای هستند که با نیتی دلسوزانه، اما از سر نگرانی، تیغ نقد را ــ گاه به‌درستی و گاه به‌خطا ــ متوجه ساختار داخلی کرده و عواملی همچون فساد را ریشه اصلی وضعیت کنونی قلمداد می‌کنند؛ 1⃣ پدیده فساد، امری تازه و نوظهور نیست و همواره در دوره‌های مختلف وجود داشته است؛ حتی می‌توان با استناد به شواهد و مستندات نشان داد که در مقاطع پیشین، ابعاد آن گسترده‌تر نیز بوده است. بنابراین پرسش اساسی این است که چه تحول جدیدی رخ داده که شرایط امروز ایران را تا این اندازه متفاوت ساخته است؟ 2⃣ واقعیت آن است که اقتصاد ایران، بدون تعارف، اقتصادی متکی بر نفت، پتروشیمی و صنایع وابسته به آن است؛ موضوعی که با ارقام، آمار و نمودارها به‌روشنی قابل اثبات است. از این‌رو، تفکیک اقتصاد داخلی از اقتصاد خارجی در چنین ساختاری واقعی نیست. 3⃣ در اقتصادی که حیات آن به نفت وابسته است، چگونه می‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که ایالات متحده آمریکا با وقوع انقلاب نفت شیل، از بزرگ‌ترین واردکننده نفت به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان آن تبدیل شده و عملاً ایران را از بازارهای جهانی کنار زده است؟ *تحریم، در معنای اقتصادی خود، چیزی جز جایگزینی نفت آمریکا به جای نفت ایران در بازار جهانی نیست* . این وضعیت با افزایش تعداد کشورهای تولیدکننده نفت و نیز کاهش نقش راهبردی نفت در جهان، به‌واسطه گسترش انرژی‌های نو، بیش از پیش تشدید شده است. کشور کوچک گویان امروز به اندازه نصف ایران صادرات نفت دارد. شاید این سوال پیش بیاید که پس چرا سال‌ها روی صنعت سرمایه‌گذاری نشده است تا در چنین روزی جایگزین نفت در تجارت خارجی ایران باشد؟ که باید گفت؛ ضمن توجه به توفیق بیشتر ایران در صنعت در نسبت با کشورهای نفتی و غیرنفتی منطقه باید در نظر داشت که اساسا رابطه با کشورهای صنعتی راس هرم که دارنده ارز جهانروا هستند با کالای صنعتی آنقدر میسر نیست که صادرات کامودیتی‌ها هستند. *چطور گسترش تجارت دریایی در پایان عصر صفوی مسیرهای زمینی را تضعیف کرد و ما وارد چند قرن تاریکی شدیم، امروز هم با از بین رفتن جایگاه نفت در حال ورود به همان عصر تاریکی هستیم!* 4⃣ شایان توجه است که اگرچه ممکن است در مقطع کنونی میزان فروش نفت افزایش یافته باشد، اما *نفت برای ایران دیگر نقش گذشته خود را ایفا نمی‌کند و به کالایی صرفاً اقتصادی برای تأمین نهاده‌های وارداتی تقلیل یافته است* . در گذشته، درآمدهای نفتی از طریق اتصال به سازوکارهای ارزی بین‌المللی، پشتوانه‌ای برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی، خرید خطوط تولید صنعتی، انتقال فناوری و ایجاد اهرم‌های اقتصادی در خدمت روابط سیاسی و امنیتی کشور بود. به‌بیان ساده‌تر، جایگاه ایران در جهان تا حد زیادی با نقش آن در تأمین امنیت انرژی جهانی تعریف می‌شد. ۵. بحران اقتصادی و تورم فزاینده‌ای که امروز جامعه با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، در حقیقت چیزی جز کاهش درآمد ملی ایرانیان نیست. طی یک دهه گذشته، هر شهروند ایرانی ــ فارغ از گرایش‌های مذهبی یا غیرمذهبی ــ بیش از سی درصد از درآمد خود را از دست داده است. ما با شرایطی روبروییم که جمهوری اسلامی و غیر جمهوری اسلامی ندارد، مسىله امروز ما مسئله ایران است. 6⃣ با توجه به آنچه گفته شد، مسئله اصلی ایران را نمی‌توان صرفاً در فساد یا سوءاستفاده‌های مالی خلاصه کرد، بلکه ریشه مشکل در الگوی نادرست حکمرانی در نسبت با روابط اقتصادی خارجی نهفته است. *ایران ــ فارغ از شکل نظام سیاسی ــ نقش پیشین خود را در عرصه جهانی از دست داده و ناگزیر است برای خود نقش جدیدی تعریف کند* . پیامدهای این خلأ نقش، به‌روشنی در معیشت و سفره مردم نمایان شده و چاره‌اندیشی در این زمینه ضرورتی انکارناپذیر است. ⏪ به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید 👇 @ebtekareiran
🔆 *سخنی با ملت ایران؛ کشورمان با بزرگترین سوال چهارصدسال گذشته خود روبرو است، در پیشگاه آیندگان مسئولیم* 🔆 📝 *یادداشت اختصاصی ابتکار ایران* بخش دوم *چه باید کرد؟ از منظر نگارنده:* *الف.* مطالبه عمومی و ملی باید به‌طور جدی به سمت نهادها و ساختارهای مرتبط با روابط اقتصادی خارجی معطوف شود؛ نهادهایی که سال‌ها با توجیه «حساس» یا «محرمانه» بودن موضوعات، برای خود حریم‌های امن و غیرقابل پرسش ایجاد کرده‌اند. مقصود از این سخن، ورود به مصادیق جزئی یا طرح ادعاهای فردی درباره دستگاه‌هایی همچون وزارت امور خارجه، بانک مرکزی یا سازوکارهای فروش نفت نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که سیاست خارجی و مناسبات اقتصادی برون‌مرزی باید در معرض پرسشگری عمومی قرار گیرد. *طی سالیان متمادی، این تصور نادرست شکل گرفته که هرگونه اذعان به اثرگذاری تحریم‌ها یا نقد سیاست خارجی، هم‌راستایی با جریان‌های سیاسی خاص غربگرا و به مثابه پیگیری خط مذاکره برای رفع تحریم تلقی می‌شود، در حالی که چنین برداشتی به‌کلی ناصواب است* . جامعه حق دارد درباره تضعیف یا تخریب روابط اقتصادی با شرکای راهبردی، از جمله چین، پرسش کند؛ از اینکه چرا فرصت تبدیل روابط قدرتمند با شرق به اهرمی برای تنظیم متوازن روابط با غرب در دوران دولت اعتدال از دست رفت، یا چرا سازوکارهای سرمایه‌گذاری خارجی، علی‌رغم نیاز شدید کشور به منابع مالی در دولت سیزدهم، برای سال‌ها معطل و غیرفعال باقی ماند. همچنین پرسشگری درباره ترجیح قرارداد میلیون دلاری هندی در چابهار به قرارداد میلیارد دلاری چینیِ اتصال به کریدور سیپک و نیز تداوم مسیرهای پرهزینه و غیرکارآمد تأمین اقلام اساسی از مسیر دوبی، آن هم از شرکت‌های آمریکایی، حقی مسلم برای افکار عمومی است. *ب.* مسیر طی‌شده در حکمرانی اقتصادی که ذیل عناوینی چون تمرکززدایی، دولت‌زدایی، خصوصی‌سازی، مردمی‌سازی، شوراگرایی افراطی و تضعیف بازوهای اقتصادی دولت ــ از جمله واگذاری صادرات نفت به کانون‌های قدرت یا محدودسازی نقش نظام بانکی در هدایت نقدینگی ــ دنبال شده، نیازمند بازنگری جدی است. *در حوزه روابط خارجی، طرف مقابل باید با یک بازیگر قدرتمند، منسجم، یک‌دست و دارای اختیارات روشن مواجه باشد؛ نه مجموعه‌ای پراکنده، موازی‌کار و فاقد قدرت تصمیم‌گیری مؤثر* . وضعیت کنونی ایران، در این زمینه، بیش از آنکه یادآور یک قدرت تثبیت‌شده باشد، به روسیه دهه ۱۹۹۰ شباهت دارد؛ حال آنکه هدف باید رسیدن به الگوی روسیه دهه ۲۰۲۰، یعنی بازیگری متمرکز، مقتدر و دارای راهبرد مشخص در تعاملات بین‌المللی باشد. *ج.* پرسش بنیادین پیش‌روی ایران امروز این است که جایگاه جدید کشور در نظام جهانی چه باید باشد؟ به‌نظر می‌رسد نفت دیگر توان و نقش تاریخی گذشته را برای ایجاد مزیت راهبردی ندارد؛ ازاین‌رو، باید به‌دنبال منابع و ابزارهای جایگزین برای بازتعریف نقش ایران در جهان بود. پاسخ به این پرسش، بی‌تردید پیچیده و چندلایه است، اما ظرفیت‌های بالفعل‌نشده فراوانی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را فعال کرد: از *ایمن‌سازی زنجیره‌های حیاتی تأمین گرفته تا ایجاد حساب‌ها و سازوکارهای مالی رسمی با کشورهای همسو به‌منظور تأمین مالی پایدار*؛ *از بهره‌برداری راهبردی از ظرفیت‌های معدنی نظیر مس، تا توسعه فضای کار صنعتی مشترک با آسیای مرکزی، آفریقا و منطقه*؛ *از تعریف کارکردهای جدید برای خطوط کریدوری ــ فراتر از صرف ترانزیت ــ تا بازآرایی روابط اقتصادی میان استان‌های کشور*؛ *از فعال‌سازی ظرفیت جوامع ایرانی خارج از کشور تا اقتصادی‌سازی پیوندهای ژئو‌اقتصادی و ژئو‌سیاسی با شرکای منطقه‌ای در محور مقاومت*. این مسیر، اگرچه دشوار، اما برای بازگشت ایران به یک نقش معنادار در عرصه جهانی، گریزناپذیر است. ⏪ به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید 👇 @ebtekareiran
بسم الله الرحمن الرحیم آنچه امروز بر سر ایران می‌رود، از ناآرامی‌های داخلی تا نزدیک شدن سایه‌ی یک جنگ موثر و شاید تعیین کننده، همه باید در شعاع رویدادهای منطقه‌ای و جهانی و سیر تحولات دیده شود. معادلات قدرت در جهان به هم ریخته است، اما آمریکا دیگر نمی‌خواهد و البته نمی‌تواند مانند گذشته این معادله را با جنگی همه‌جانبه به نفع خود تکمیل کند. راه تازه‌ای را آموخته که می‌تواند بدون گرفتار شدن در تنش‌هایی فراگیر همچون تجربه عراق و افغانستان، کار خود را به پیش برد. این راه را می‌توان با اغماض کودتای نرم نامید. این شکل از کودتا گام به گام در حال تکوین است و هر چه پیش می‌رود، بهتر و تمیزتر اجرا می‌شود. اولین تجربه آن در سوریه به کار گرفته شد. اسد بر سر کار بود اما بزرگان نظامی و سیاسی پیشتر از شروع تهاجم و پیروزی مضحک جولانی، با وعده وعیدهایی تسلیم شده بودند؛ هرچند همه اینها می‌توانست آنقدر پنهان بماند که ایران و روسیه هم فریب بخورند. مورد ونزوئلا اما پیشرفته‌تر و خطرناک‌تر است. سران سیاسی و نظامی پیش از حمله و عملیات هالیوودی هماهنگ می‌شوند و آمریکا به سادگی رئیس‌جمهور کشور را می‌رباید و می‌برد و به ظاهر یک زخمی هم نمی‌دهد. از آن جالب‌تر نیروی نظامی ونزوئلا حتی یک تیر هم شلیک نمی‌کند. فردای آن روز هم رئیس‌جمهور جدید با محکوم کردن حادثه، کمیته‌ای برای پیگیری وضعیت مادورو تشکیل می‌دهد و با شعار مقاومت، از حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات سخن می‌گوید! مردم ناراضی هم به خیابان می‌آیند و همراه مسئولان کشور اعتراض می‌کنند. اینجا دیگر حتی مانند مورد سوریه، بدنه حکومت هم فرو نمی‌ریزد. درست است که ایران ربطی به سوریه و ونزوئلا ندارد اما پیگیری حوادث دو سال گذشته نشان می‌دهد که قطعه‌های پازلی در حال تکمیل است. یعنی فضای کلی سیاسی ایران به مرور آماده الحاق به معادله‌ای امنیتی شده است. ایران در این معادله به جای اینکه در پی سیاست مقاومت باشد، بیشتر آماده پذیرش یک صلح و قرار گرفتن در تعادلی سیاسی امنیتی است. البته این ماجرا هنوز یکسره نشده است، با این حال در شکل هیئت حاکمه، چنین تصویری غالب شده است، به گونه‌ای که متاسفانه موقعیت رهبر انقلاب در این میان نامتناسب به نظر می‌رسد. اگر اینگونه ببینیم اصلا بعید نیست که نوعی از کودتای نرم این‌بار به شکلی متفاوت (البته با همان منطق) در ایران هم تکرار شود. این همکاری درون با بیرون، با حفظ ظاهر بلکه با شدت بیشتر از قبل، می‌تواند تمام نیروی انقلابی کشور را تخلیه کند. پس باید به هوش باشیم. جلوی حادثه را باید گرفت. بهتر است درباره شکل حادثه صحبت نکنیم اما تجربه این دو سال نشان داده، که این حادثه به سرعت به نقطه اساسی ضربه می‌زند و تمام. موثرترین راه غلبه بر کودتا حضور همه‌جانبه و گسترده مردم در خیابان‌هاست. این حضور بعد از حادثه هیچ ارزشی ندارد. وفاداری قبل از وقوع حادثه مهم است. این را باید بدانیم. بعد از حادثه همه چیز رخ داده و تمام شده است؛ در حالی که به ظاهر نشان می‌دهند هنوز خیلی چیزها سر جایش مانده و می‌توان برایشان جنگید و مقاومت کرد! امروز گروه‌های مرجع باید مردم را به خیابان‌ها بکشانند، با هم بنشینند و فکری برای تظاهرات و حضور عمومی گسترده داشته باشند. این پر کردن میدان، هر فکر و نقشه‌ای را ناکام خواهد گذاشت و بر هر سیاستی غلبه خواهد کرد. شاید اشاره رهبر انقلاب در ۱۳ رجب، همین دلالت را داشته باشد. سخن ضمنی ایشان باید دستور کار صریح ما باشد.
توصیه ظریف به مردم ایران:دست از شعار «ایران قوی» بردارید این شعار تهدیدآمیز است سیاست خارجی ایران 8 سال در اختیار اندیشه‌ای مسموم قرار گرفته بود که انگلیسی فکر می‌کرد و فارسی سخن می‌گفت. اگر تا به حال آمریکاپرستان و غربزدگان از شعار «مرگ بر آمریکا» ابراز نگرانی و نارضایتی می‌کردند، محمدجواد ظریف پرده تازه‌ای از خودباختگی رو کرده و حتی از شعار «ایران قوی» هم ناراحت و عصبانی است.تقریبا می‌توان گفت محمدجواد ظریف هر ماه نظرات شاذ و جدیدی رو می‌کند که به ما نشان می‌دهد یک ذهن استعمار زده تا چه اندازه حقیر است.او این بار نظراتش را در قالب یک مقاله برای مجله آمریکایی فارن افرز منتشر کرده است. مقاله‌ای که بخش قابل توجهی از آن به مسائل داخلی ایران مربوط است و معلوم نیست وزیر خارجه اسبق ایران چرا یک نشریه آمریکایی را غمگسار خود دانسته و از دریچه آن به آسیب شناسی مسائل ایران و توصیه به مردم و مسئولان ایران پرداخته است. اقدامی که مصداقی از باز کردن راه بیگانگان به مسائل داخلی ایران است که آیت‌الله جوادی آملی آن را دیاثت سیاسی خواندند.محتوای مقاله ظریف درباره روابط خارجی ایران و راه‌حل مسائل آن؛ همان حرف‌های قدیمی، تکراری و تاریخ گذشته اوست که سعی می‌کند با کلیدواژه «امنیتی‌سازی ایران» به آن رنگ و لعاب دیگری دهد.اما این کوشش وزیر خارجه اسبق برای واژه‌سازی و بازطرح نظرات دستمالی شده و شکست خورده‌اش؛ عمدتا ناکام می‌ماند چون مخاطب در مرحله اول از خود می‌پرسد نویسنده این جملات خودش 8 سال وزیر خارجه ایران بوده و مسیر مذاکره و توافق را به غایت پیموده، اما در نهایت به هیچ کدام از اهدافی که در یادداشت خود آورده نرسیده است! او که با ادعای دیپلماسی و زبان دانی برای لغو تحریم‌های ایران وارد گود شده بود، نه تنها هیچ تحریمی را لغو نکرد بلکه خودش هم تحریم شد و به کشورش برگشت!او در متن خود مثل همیشه آمریکا را مساوی با جهان گرفته و رفع دغدغه‌های آمریکا را هم مساوی با رفع نگرانی‌های جهان می‌داند حال آنکه در جهان واقعی 196 کشور وجود دارد که ایران با اکثر آنها روابط دوستانه‌ای دارد و هیچ کدام ایران را تهدید امنیتی برای خود نمی‌دانند.ظریف مانند تمام ذهن‌های استعمارزده ریشه «امنیتی سازی ایران» را هم عمدتا داخلی و ناشی از سوء سیاست‌ها و مواجهه ایران با آمریکا دانسته و بر همین اساس گام‌هایی برای اصلاح این رویکرد به مردم و مقامات کشور پیشنهاد داده است.وزیر خارجه اسبق یکی از این راه‌ها را بازنگری در ایجاد قدرت دفاعی ایران دانسته و می‌نویسد: «تهران می‌تواند تأکید خود بر قدرت دفاعی مادی- تأکیدی که اغلب برداشت از تهدید را تقویت می‌کند- را مجدداً تنظیم کند.»با وجود رفتار غیرحرفه‌ای و جهت دارانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ظریف بهانه‌های واهی آژانس را به رسمیت شناخته و خواستار رفع نگرانی‌های آژانس از سوی ایران شده است: تهران می‌تواند گفت‌وگویی صریح با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برقرار کند تا به نگرانی‌های متقابل رسیدگی و راهی برای از سرگیری همکاری پیدا کند.علی‌رغم تجربه خسارت‌بار برجام در افزایش تحریم‌ها و حمله آمریکا به ایران پس از 5 دور مذاکره در دولت فعلی، محمدجواد ظریف قادر نیست در ذهنیت متسلب و دگم خود بازنگری کرده و همچنان می‌گوید: «تهران می‌تواند با ایالات متحده برای مدیریت اختلافات خود، با شروع مسئله هسته‌ای و تحریم‌ها، تعامل کند.»وزیر خارجه اسبق ایران در نشریه آمریکایی فارن افرز ادعاهای عجیبی نیز مطرح کرده است که گاهی مرزگذاری میان او و یک اپوزیسیون نظام را دشوار می‌کند. او می‌نویسد: «تهران مجبور شده است که بیشتر برای ارتش خود و کمتر برای توسعه و رفاه هزینه کند.» و مدعی شده حکومت ایران کنترل اجتماعی شدیدی بر اینترنت و رسانه‌های اجتماعی اعمال می‌کند.ظریف در یادداشت خود برای این رسانه بیگانه خواستار گفت‌وگوی ملی بین گروه‌های سیاسی و جناح‌های اجتماعی در ایران و اقدام شهروندان برای ثبت شکایت‌های خود درباره سیاست‌های ایران در سکوهای آنلاین داخلی شده و ما همچنان متعجبیم که چرا وزیر خارجه اسبق ایران چنین مطالباتی را در یک نشریه آمریکایی منتشر کرده است؟!اگر تا به حال آمریکاپرستان و غربزدگان از شعار «مرگ بر آمریکا» ابراز نگرانی و نارضایتی می‌کردند، محمدجواد ظریف پرده تازه‌ای از خودباختگی رو کرده و حتی از شعار «ایران قوی» هم ناراحت و عصبانی است. او می‌نویسد: «تهران همچنین درک کند که قدرتش می‌تواند دیگران را ناراحت کند و بنابراین این کشور باید از روایت ساختن یک «ایران قوی»- که می‌تواند یکجانبه و تهدیدآمیز به نظر برسد به روایت ساختن یک «منطقه قوی» تغییر جهت دهد.»یادداشت محمدجواد ظریف نکات عبرت آموز دیگری هم دارد اما همین مقدار هم کافی است تا ما بفهمیم سیاست خارجی ایران 8 سال در اختیار اندیشه‌ای مسموم قرار گرفته بود که انگلیسی فکر می‌کرد و فارسی سخن می‌گفت. کیهان